logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

آيا شرايع پيشين ناقص بوده‌اند؟

مى‌دانيم كه آيين اسلام جامعترين آيينى است كه از طرف خداوند براى بشر فرستاده شده است و لازمه اين سخن اين است كه آيين‌هاى پيشين، همگى نسبت به آيين اسلام «ناقص و نارسا» بوده باشند، در اين صورت اين سؤال پيش مى‌آيد كه چگونه خداوند در گذشته براى هدايت بشر آيين ناقص و نارسا فرستاده است، در صورتى كه مقام خداوند از ارسال آيين ناقص منزّه مى‌باشد؟!


دلايل جهانى و خاتم بودن آيين اسلام بخوبى اين مطلب را ثابت مى‌كند كه پس از طلوع اسلام براى تكامل مادّى و معنوى بشر و آگاهى او از وظايف الهى، راهى جز پيروى از اين دين نيست. البّته هركدام از اديان گذشته در زمان خود، راه صحيحى براى تكامل بشر و توجّه او به خدا بوده و بشر در پرتو اين اديان به سوى تكامل روحى و معنوى پيش رفته است؛ ولى پس از ابلاغ آيين اسلام-/ كه آيين جهانى و خاتم اديان است-/ پيمودن راه‌هاى ديگر خطاست و غير اين آيين، نمى‌تواند انسان را به اهداف‌ عالى‌تر و كامل‌ترى كه مناسب «امّت تكامل يافته» است برساند. ولى در عين حال هركدام از اين اديان در زمان و عصر خود كاملترين دين بودند كه براى هدايت مردم از طرف خداوند آمده است. براى توضيح مى‌توان گفت كه: مجموع اديان آسمانى بسان كلاس‌هاى مختلف دانشكده‌اى است كه دانشجويى در آن به تحصيل و تكميل خود مى‌پردازد؛ آنچه را كه دانشجو در سال‌هاى نخست مى‌آموزد در عين اين كه صحيح و پا برجاست، پايه‌اى است براى كلاس‌هاى بالاتر و مطلبى را كه در كلاس‌هاى بالاتر تحصيل مى‌كند، همگى مكمّل اصولى است كه در سال‌هاى نخست آموخته است. بنابر اين، برنامه هر كلاسى نسبت به دانشجوى ويژه خود بهترين برنامه است و اگر وضع غير اين باشد (مثلًا براى دانشجويان سال اوّل، برنامه كلاس‌هاى بالاتر پياده شود) جز اتلاف وقت نتيجه‌اى نخواهد داشت؛ همان‌طور كه اگر براى دانشجويان دروه عالى برنامه دوره اوّل اجرا گردد، آنان به هدفى كه براى آن تربيت مى‌شوند نخواهند رسيد. آيا در اين صورت كسى به خود اجازه مى‌دهد كه بگويد برنامه كلاس‌هاى پايين ناقص است و مطالبى را كه دانشجويان در آن كلاس‌ها مى‌آموزند نارسا مى‌باشد، يا اين كه بايد گفت: برنامه‌هاى هر كلاسى نسبت به دانشجوى ويژه خود، بهترين برنامه‌اى است كه تنظيم شده و آنچه را كه دانشجويى در آن كلاس مى‌آموزد پايه‌اى براى ارتقا به كلاس‌هاى بالاتر است. همان‌طور كه داورى ما نسبت به كلاس‌هاى يك دانشكده چنين است و برنامه هر كلاس را نسبت به محصّل مخصوص به خود ناقص و نارسا نمى‌دانيم، داورى ما نسبت به اديان گذشته كه براى هدايت و تكميل جامعه انسانى تنظيم و نازل گرديده است نيز چنين مى‌باشد. و معناى ناسخ بودن آيين اسلام نسبت به آيين‌هاى ديگر و كامل و جامع بودن آن‌ در برابر آيين‌هاى پيشين، اين نيست كه آيين‌هاى پيشين از اصل و ريشه باطل و يا نادرست و يا ناقص و نارسا بوده‌اند؛ زيرا آيينى كه از طرف خداوند دانا براى هدايت گروهى از بشر فرو فرستاده مى‌شود هرگز نمى‌تواند ناقص و نادرست باشد؛ بلكه هر كدام از اين آيين‌ها در جاى خود و عصر خويش كاملًا صحيح و رسا بوده و براى رسانيدن بشر آن عصر به هدفى كه شايستگى آن را داشته است، كافى و رسا بوده‌اند. ولى براى بشر تكامل يافته، بشرى كه مى‌تواند قلّه‌هاى بلندترى از كمالات مادّى و معنوى را تسخير كند، بايد فكر ديگرى كرد و راه ديگرى در اختيار او گذاشت كه بتواند با پيمودن اين راه، به اين قلّه‌هاى بلند دست يابد و از كسب كمالات بلندترى كه براى آنها شايستگى دارد باز نماند، به همين دليل اديان آسمانى يكى پس از ديگرى براى تربيت انسان در مراحل مختلف نازل شده تا به آيين اسلام كه تكامل يافته‌ترين مذهب مى‌باشد رسيده است.