logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

فلسفه گرفتن «جزیه» از اهل كتاب

در چه صورتی حكومت اسلامی می تواند از اهل كتاب «جزیه» بگیرد؟


پاسخ اجمالی: قرآن درباره «اهل كتاب» می فرماید: «با كسانى از اهل كتاب كه نه ایمان به خدا و نه به روز جزا دارند و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم كرده حرام مى شمرند، و نه آیین حق را مى پذیرند پیكار كنید تا زمانى كه «جزیه» را به دست خود با خضوع و تسلیم بپردازند». علت لحن شدید آیه به خاطر آن است كه اهل كتاب به خصوص «یهود» موضع بسیار سختى در برابر اسلام داشتند و در جنگ احزاب و پاره اى از جنگ ها با دیگر دشمنان هم آواز شدند و در برابر مسلمین ایستادند و توطئه قتل پیامبر(ص) را چیدند و براى مشركان جاسوسى كردند. پاسخ تفصیلی: خداوند در سوره «توبه» بعد از بیان دستورهاى لازم نسبت به مشركان و بت پرستان به سراغ كفّار اهل كتاب(یهود و نصارى) مى رود و مى گوید: (با كسانى از اهل كتاب كه نه ایمان به خدا و نه به روز جزا دارند و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم كرده حرام مى شمرند، و نه آیین حق را مى پذیرند پیكار كنید تا زمانى كه «جزیه» را به دست خود با خضوع و تسلیم بپردازند)؛ «قَاتِلُوا الَّذِینَ لَایُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ لَا بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَ لَا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ لَایَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ اُوتُوا الْكِتَابَ حَتّى یُعْطوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ».(1) به یقین لحن این آیه در مورد «اهل كتاب» شدید است. این، به خاطر آن است كه اهل كتاب به خصوص «یهود» موضع بسیار سختى در برابر اسلام داشته اند، در جنگ احزاب و پاره اى از جنگ ها با دشمنان دیگر هم آواز شدند به علاوه در بعضى از جنگ ها مانند خیبر در برابر مسلمین ایستادند و توطئه قتل پیامبر(صلى الله علیه وآله) را چیدند و براى مشركان جاسوسى كردند. با توجّه به اینكه آیه فوق از آیات سوره «توبه» است و مى دانیم سوره «توبه» در سال نهم هجرت نازل شده در آن هنگام كه مسلمانان غزوات اسلامى را پشت سر گذارده بودند و لازم بود اسلام موضع خود را در برابر همه مخالفان مشخص كند؛ نخست به مشركان اخطار كرد كه وضع خود را مشخص كنند، در برابر آنها كه پیمان خود را شكسته بودند اعلان جهاد داد مگر اینكه تسلیم شوند، و در مورد آنها كه به عهد خود وفادار بودند، وفادارى تا پایان مدّت قرارداد را اعلام نمود(این مطلب در آیات نخستین سوره منعكس است). سپس به اهل كتاب كه دائماً با مشركان همكارى داشتند در آیه مورد بحث، اعلام جنگ مى نماید و آنها را با سه جمله توصیف مى كند: نخست اینكه: (آنها نه به خدا ایمان دارند و نه به روز جزاء)؛ «لَا یُؤمِنُونَ بِاللهِ وَ لَا بِالْیَوْمِ الآخِرِ». درست است كه ظاهراً یهود و نصارى، مبدأ و معاد را پذیرفتند؛ ولى آنها را با خرافات آلوده ساخته، از توحید روى برتافته و به تثلیت و شرك روى آوردند و معاد را غالباً منحصر در معاد روحانى مى دانستند و مهم تر اینكه ایمان به مبدأ و معاد، بازتابى در اعمالشان نداشت و آلودگى آنان به حدّى بود كه گویى ایمان به مبدأ و معاد ندارند. دوّم اینكه: (آنها حرام الهى را حرام نمى شمردند)؛ «وَ لَا یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللهُ وَ رَسُولُهُ». تاریخ گواهى مى دهد كه آنها در عمل غالباً پایبند به محرمات نبودند و گناهانى را مرتكب مى شدند كه در همه شرایع آسمانى حرام شناخته شده بود و دین خدا تنها به صورت تشریفات در میان آنها بود(همان گونه كه امروز دین در میان آنها فقط یك مسأله شخصى شناخته مى شود و در نیایش هاى هفتگى و بعضى مسائل اخلاقى خلاصه مى گردد و مطلقاً بازتابى در زندگى اجتماعى آنها ندارد، به عنوان نمونه صهیونیست ها براى رسیدن به منافع خود از هیچ جنایتى ابا ندارند). در سوّمین توصیف مى گوید: (آنها بطور كلّى آیین حق را قبول ندارند)؛ «وَ لَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ» چرا كه مفهوم دین را به كلّى دگرگون ساخته و آن را از مسائل اساسى بشرى بكلى بیرون برده و با خرافات آمیخته بودند. این سه توصیف در واقع لازم و ملزوم یكدیگرند و همین ها بود كه آنها را به مقابله با اسلام و انواع كارشكنى ها دعوت مى كرد. ولى با این حال در پایان آیه راه آشتى و صلح را به روى آنها مى گشاید و مى گوید: «حَتى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ»؛ (تا زمانى كه جزیه[مالیات] سرانه را با خضوع بپردازند). راغب در «مفردات» مى گوید: «جزیه چیزى است كه از اهل ذمّه [غیر مسلمانانى كه با مسلمانان پیمان همزیستى دارند و در داخل كشورهاى اسلامى زندگى مى كنند] گرفته مى شود، و نامگذارى آن به این نام به خاطر آن است كه به منزله جزا و پاداشى است كه در برابر حفظ جان [و مالشان] مى پردازند». در كتاب «التّحقیق» آمده است كه: «جزیه به معنى نوعى از جزاء و پاداش است و آن، همان چیزى است كه از غیر مسلمانان گرفته مى شود». به هر حال ریشه اصلى آن، همان «جزاء» است؛ به خاطر اینكه پولى كه آنها مى پردازند رایگان و بدون عوض نیست، بلكه حكومت اسلامى موظّف است در برابر آن از مال و جان و ناموس آنها دفاع كند و امنیت كامل را براى آنان فراهم سازد. بعضى نیز احتمال داده اند كه از مادّه «جزء» باشد؛ چرا كه جزیه معمولا مقدار كمى از مال است كه سالانه نسبت به هر فرد، پرداخته مى شود. تعبیر به «عَنْ یَد»؛ (با دست خود) اشاره به این است كه «جزیه» را باید شخصاً بپردازند، و نمى توانند وكیلى براى پرداخت آن انتخاب كنند؛ ولى بعضى معتقدند كه این تعبیر اشاره به این است كه جزیه باید نقدى باشد؛ بنابراین مى توانند وكیل و نماینده اى براى پرداخت آن انتخاب كنند ولى باید نقداً باشد نه نسیه، یا اینكه منظور این است كه «جزیه» را تنها باید از اغنیاء گرفت و فقرا از پرداختن این مالیات اسلامى معاف اند. هر كدام از این معانى سه گانه كه باشد مشكلى در اصل مسئله ایجاد نمى كند هر چند جمع هر سه معنى نیز ممكن است. و امّا تعبیر به «صاغِرون» كه مورد تفسیرها و برداشت هاى نامناسبى قرار گرفته در اصل از مادّه «صِغَر» (بر وزن پسر) به معنى كوچك شدن و خضوع كردن است، و منظور این است كه پرداختن جزیه باید به عنوان خضوع و احترام نسبت به اسلام و مسلمین و مقررّات حكومت اسلامى باشد و به تعبیر دیگر نشانه اى براى همزیستى مسالمت آمیز و قبول موقعیّت یك اقلیت سالم و محترم در برابر اكثریّت بوده باشد. و اینكه بعضى از مفسّران آن را به مفهوم «تحقیر و توهین و اهانت و سخریه اهل كتاب» تفسیر كرده اند، نه از مفهوم لغوى كلمه استفاده مى شود، نه با روح تعلیمات اسلام سازگار است و نه با سایر دستوراتى كه درباره طرز رفتار با اقلیّت هاى مذهبى به ما رسیده است تطبیق مى كند، در واقع ذهنیّت خاصّ خودشان را بر آیه تحمیل كرده اند. و از اینجا روشن مى شود جنجالى كه بعضى درباره این جمله از آیه به راه انداخته اند و آن را مخالف شئون انسانى و آیین همزیستى مسالمت آمیز دانسته اند جنجال بى اساسى است. این نكته نیز قابل توجّه است كه «جزیه» معمولا مبلغ بسیار كمى بوده است كه در مقابل مسئولیتى كه مسلمین در برابر حفظ جان و مال و ناموس اهل كتاب داشتند پرداخت مى گردید و مطابق بعضى از روایات گاهى در حدود یك دینار در سال بود! حتّى آنها كه قادر بر پرداخت این مبلغ نبودند معاف مى شدند (قبلا گفته شد بعضى جمله «عَنْ یَد» را اشاره به آن مى دانند).(2) پی نوشت: پی نوشت: (1). سوره توبه، آیه 29. (2). گردآوری از: پیام قرآن‏، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامیه‏، تهران‏، ‏1386 شمسی‏، چاپ: نهم، ج 10، ص 348.