پاسخ اجمالی: گرچه پدید آمدن آزمایش های الهی برای نوع بشر موجب رشد و تکامل او می شود، اما فلسفه آزمایش های الهی که برای انبیاء پدید می آید منحصر در موضوع تکامل نیست و می توان اهداف دیگری را نیز برای آن جست.
اهدافی چون تکامل برخی از ابعاد شخصیّتی و کسب برخی كمالات فردى، بروز استعدادها و توانایی های پیامبران برای مردم در همه اعصار، شناخت وضعیت مردم محروم به عنوان یکی از ضرورت های رهبری جامعه و معنا یافتن پاداش و جزا به واسطه امتحانات و آزمایش های الهی.
پاسخ تفصیلی: هنگامی که از آزمایش های الهی راجع به نوع بشر صحبت می کنیم موضوع سنجش ایمان مردم به واسطه این آزمون ها به میان می آید، آنچنان که در آیات 2 و 3 سوره عنکبوت می خوانیم: «أحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْكاذِبِینَ»؛ (آیا مردم گمان مى كردند همین كه بگویند ایمان آوردیم، به حال خود رها مى شوند و آزمایش نخواهند شد. ما كسانى را كه پیش از آنها بودند آزمودیم [و این ها را نیز امتحان مى كنیم] باید علم خداوند درباره كسانى كه راست و كسانى كه دروغ مى گویند تحقق یابد).
در واقع خداوند متعال هر انسانی را به تناسب شرایط و به اقتضای استعدادهایش با نوع خاصی از موضوعات و مؤلفه های دنیوی می آزماید تا ایمان و استقامتش را محک بزند و از این راه آنها موجب تکامل روحی شان گردد. این معنایی است که از آیات مختلف قرآن از جمله آیه 155 سوره بقره به دست می آید آنجا که می فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَىْء مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْص مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»؛ (قطعا همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى و كاهش در مال ها و جان ها و میوه ها آزمایش مى كنیم و به استقامت كنندگان بشارت ده).
ولی آیا آزمایش ها و ابتلاهای دنیوی می توانند چنین کارکردی برای انبیاء الهی نیز داشته باشند؟ انسان های کاملی همچون انبیاء که از بالاترین درجه های ایمان برخوردارند با تحمل چنین آزمون هایی قرار است چه تکامل و پرورشی پیدا کنند؟
در پاسخ می گوییم که پدید آمدن آزمایش های الهی برای پیامبران دلایل و حکمت هایی دارد که لزوما فقط برای پرورش و تکامل آن ها نیست.تکامل برخی از ابعاد شخصیّتی و کسب برخی كمالات فردى در گروی عبور از آزمایش های دشوار الهی
ما قبول داریم که انبیاء شخصیّت های کامل و در منتهی الیه درجات ایمان و توکل به خداوند متعال اند، امّا خود چنین مقام هایی به گزاف و بدون آزمون های پیشین الهی به دست نیامده است. گاهى یك سلسله آزمایش هاى چشم گیر و جالب براى بعضى انبیاء پیش مى آید كه با عبور از آن ها به مقام عالى مى رسند و رسیدن به چنین افتخارى بدون امتحان ممكن نیست. در اثر این امتحان ها مردم توجه خاصى به مبدأ پیدا مى كنند و در سایه این توجه، صلاحیّت و لیاقت ارتقاى به آن مراتب عالى و عالی تر دست یافتنی می گردد. چنین معنایی به راحتی از آیه 124 سوره بقره استفاده مى شود که «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمات فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»؛ (هنگامى كه خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده ى آزمایش ها برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم).بروز استعدادها و توانایی های پیامبران برای مردم در همه اعصار
به وسیله ى آزمایش، جوهره و استعداد پیامبر بروز مى كند. دعوت او زمانى براى دیگران پذیرفتنى است كه امتیازات و برترى هاى او به اثبات رسد و قابل تردید و انكار نباشد. لذا به وسیله آزمایش های الهی این فرستاده شده های مقدس خدا یعنی انبیاء(علیهم السلام) به همه ى مردم در تمام اعصار معرفى مى شوند. در واقع با مردم اتمام حجت مى شود كه خداوند متعال بدون دلیل كسى را به نبوّت و رسالت انتخاب نكرده است.
در قرآن كریم موارد متعددى از آزمایش پیامبران ذكر شده است كه امتیازات آن ها را برمى شمرد. براى مثال درباره حضرت ابراهیم(علیه السلام)مى فرماید: «قالَ یا بُنَىَّ إِنِّى أَرى فِى الْمَنامِ أَنِّى أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِى إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ»(1)؛ (فرزندم! در خواب دیدم كه تو را ذبح می كنم، نظر تو چیست؟ گفت: پدرم! آنچه را كه به آن مأمور شده اى انجام ده! به خواست خداوند مرا از صابران خواهى یافت). یا درباره حضرت یوسف(علیه السلام) آمده است وقتى كه همسر عزیز مصر او را به فحشا دعوت و در صورت سرپیچى به زندان تهدید كرد، حضرت یوسف(علیه السلام) به خدا عرض كرد: «قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَىَّ مِمَّا یَدْعُونَنِى إِلَیْهِ»(2)؛ (زندان نزد من محبوب تر است از آنچه كه مرا به سوى آن مى خوانند).شناخت وضعیت مردم محروم به عنوان یکی از ضرورت های رهبری جامعه
یک رهبر الهى و انسانى باید مرارت هاى زندگى را بچشد، ناراحتى ها را شخصا لمس کند و با تمام وجودش تلخى ها را احساس کند تا بتواند از قشرهاى محروم جامعه ارزیابى صحیحى داشته باشد و از حال مردمى که در درد و رنج غوطه ورند با خبر باشد. مثلا اگر در کودکی پدر خود را از دست بدهد، راحت تر می تواند درد کودکان یتیم جامعه اش را بفهمد. اگر روزها گرسنه بماند و شب ها گرسنه بخوابد، بهتر می تواند رنج گرسنگان را با تمام وجود احساس کند. اگر وضعیت سراسر جهل و فقر فرهنگی جامعه اش را دیده باشد، دانش طلبان و کسانی را که برای کسب معرفت به خدمتش می رسند گرامی تر می دارد و با آغوش باز پذیرای شان می گردد. کسی که در میان ناز و نعمت پرورش یافته و در کاخ هاى مجلل زندگى کرده و هر زمان هر چه مى خواسته در اختیارش بوده چگونه مى تواند درد محرومان را درک کند و منظره خانه فقرا و کاشانه یتیمان را در نظر مجسم سازد و و به کمک آنها بشتابد؟
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «ما بَعَثَ اللّهُ نَبِیّاً قَطُّ حَتّى یَسْتَرْعِیَهُ الْغَنَمَ یُعَلِّمُهُ بِذلِکَ رِعْیَهَ النّاسِ»(3)؛ (خدا هرگز پیامبرى را مبعوث نکرد، مگر این که او را به چوپانى گوسفندان گماشت، تا از این طریق چوپانى انسان ها را به او بیاموزد).
این حدیث بدان معناست که پیامبران الهی برای انجام مأموریت های الهی خود هم رنج کشیدند، هم صبر و تحمل در برابر موجودى کم شعور را تجربه کردند و هم در میان کوه و صحرا و آغوش طبیعت درس هاى بزرگ توحید و عرفان را آموختند.(4)معنا یافتن پاداش و جزا به واسطه امتحانات و آزمایش های الهی
اگر آزمایش الهی نبود، پاداش و جزا در حق انبیاء معنا نداشت چون آزمایش یكى از معیارهاى اصلى در ثواب و عذاب است و عدالت با آن تحقق مى یابد چنان كه در مورد حضرت یوسف(علیه السلام) می بینیم که وقتی از گناه فحشا با زلیخا چشم پوشی کرد، در عوض خداوند متعال گذشته از این كه ایشان را تا قیامت به قداست و عصمت به جهانیان معرفى كرده، وعده پاداش فراوان به او داد كه یكى از آن ها توانایى تعبیر خواب بود. زیرا وقتى حضرت یوسف(علیه السلام)در زندان خواب زندانى ها را تعبیر كرد فرمود: «ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِى رَبِّى»(5)؛ (این ها را خداوند به من تعلیم فرمود). پس اگر این آزمایش هاى سخت نبود خداوند چنین پاداشى به یوسف نمى داد. زیرا عطاها و حرمان های خداوند همه برآمده از دقت نظر و حساب و کتاب های دقیق آن وجود مقدس است.
پی نوشت: پی نوشت: (1). سوره صافات، آیه 102. (2). سوره یوسف، آیه 33. (3). بحارالانوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، تحقیق: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403هـ.ق، چاپ دوم، ج 11، ص 65. (4). ر.ک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ سی و ششم، ج 27، ص 129. (5). سوره یوسف، آیه 37.