logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

حکمت علم غیب پیامبران؟

چه ضرورتی دارد که پیامبران الهی صاحب علم غیب باشند؟ آیا دلیل عقلی وجود دارد که علم غیب را برای ایشان اثبات کند؟


پاسخ اجمالی: اولا: پیامبران مبعوث شده اند تا نوع بشر را به آنچه خود به آن دسرسی ندارند آگاه کند. حال اگر قرار بود پیامبران آنچه را به بشر عرضه می کنند فقط از سنخ آگاهی هایی محدودی باشد که دیگران نیز با تجربه یا تعقّل می توانستند به دست بیاورند، چه نیازی به مبعوث شدن انبیا وجود داشت؟! می توان گفت اصلی ترین علم غیبی که انبیاء ارائه می دهند همان بسته معارفی است که در قالب وحی ارائه می دهند.ثانیا: دایره مأموریت پیامبران الهی بسیار گسترده بوده است. چه از نظر زمان و چه از نظر مكان. با توجه به این نکته و با توجه به مواجهه آن مردان بزرگ خدا با طیف های مختلفی از مردم و لزوم پاسخ گویی به آنها و هدایت شان که مستلزم آگاهی از علوم و اطلاعات بسیار گسترده ای بوده، به نظر می آید الهام دانش غیبی از سوی خداوند متعال به آنها امری ضروری بوده است.ثالثا: در بحث های مربوط به لزوم عصمت انبیاء نیز ثابت شده است که دوری مطلق آن بزرگان از معصیت، معلول اطلاع کامل آنان از حقیقت گناه است. آگاهی پیامبران از مفاسد معاصی و گناهان از جنس دانش های مرسوم عقلی و تجربی بشری نیست و راهی غیر از غیب برای دسترسی به آن وجود ندارد. پاسخ تفصیلی: یکی از ویژگی های پیامبران که برای ادای رسالت خویش به آن نیاز دارند آگاهی و علم به امور غیبی است. خداوند پیامبرانش را به وسیله وحی از آینده، گذشته، اتفاقات نقاط مختلف و هر چیز دیگری که برای انجام مأموریت شان نیاز داشته اند آگاه ساخته است.قرآن کریم و تصریح به اطلاع انبیاء از علم غیبقرآن کریم در آیات مختلفی به آگاهی انبیاء از علم غیب اشاره می کند. برای مثال درباره حضرت عیسی(علیه السلام) در آیه 49 سوره آل عمران می خوانیم: (و [او را به عنوان] رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائیل [قرار داده كه به آنها مى گوید:] من نشانه اى از طرف پروردگار شما برای تان آورده ام من از گِل، چیزى به شكل پرنده مى سازم سپس در آن مى دمم و به فرمان خدا پرنده اى مى گردد. و به اذن خدا كورِ مادرزاد و مبتلایان به برص [پیسى‏] را بهبودى مى بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى كنم و از آنچه مى خورید و در خانه هاى خود ذخیره مى كنید به شما خبر مى دهم مسلما در اینها نشانه اى براى شماست اگر ایمان داشته باشید)؛ «وَ رَسُولاً إِلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُكُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّینِ كَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فیهِ فَیَكُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْیِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فی‏ بُیُوتِكُمْ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنین». خبر داشتن عیسی(علیه السلام) از اسرار نهانی مردم از یک منبع غیبی، یعنی خداوند متعال الهام گرفته شده است.(1)در آیات 26 و 27 سوره جن نیز به این مسأله اشاره شده است که خداوند از میان پیامبرانش، هر پیامبری را که بخواهد و به هر میزانی که صلاح بداند از غیب مختص به خود، آگاه می کند: «عَالِمُ الْغَیبِ فَلَا یظْهِرُ عَلَی غَیبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَی مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ یسْلُک مِن بَینِ یدَیهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا»؛ (داناى غیب اوست و هیچ كس را بر اسرار غیبش آگاه نمى سازد * مگر رسولانى كه آنان را برگزیده و مراقبینى از پیش رو و پشت سر براى آنها قرار مى دهد).درباره پیامبر اسلام نیز گفته شده که در میان پیامبران، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به سبب گستره مکانی و زمانی رسالت پیامبری اش، از دیگر پیامبران بیشتر به علم غیب دستیابی داشته است. او به اذن الهی به آنچه برای ادای وظیفه‌ رسالت به آن نیاز داشت آگاه بود(2) قرآن کریم نیز از اخباری یاد کرده است که پیامبر اکرم(ص) از آنها آگاه بوده و اشاره دارد که او قبل از رسالت به این اخبار آگاه نبوده است: «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحیها إِلَیْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْل»؛ (اینها از خبرهاى غیب است كه به تو [اى پیامبر] وحى مى كنیم نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمى دانستید).نوع معارف انبیاء و ارتباط آن با اطلاع آنها از علم غیبدر وهله اول باید توجه داشت باشیم كه علم و دانش بشر که محصول تعقّل و تجارب اوست، محدود است و در گذشته محدودتر نیز بوده است. حتی امروزه با تمام پیشرفت هایى كه آدمی در تمام علوم و دانش ها نصیب خود کرده، بازهم آنچه را كه ما مى دانیم در برابر آنچه نمى دانیم همچون قطره اى است در برابر دریا. به گفته بعضى از دانشمندان بزرگ تمام علومى را كه ما امروز در اختیار داریم الفبایى براى كتاب بزرگ عالم هستى محسوب مى شود. به تعبیر دیگر قلمرو قضاوت و درك عقل و تجارب بشری، منطقه كوچكى است كه شعاع علم و دانش آن را روشن ساخته و ما از بیرون آن به كلى بى خبریم.(3)از طرفی پیامبران مبعوث شده اند تا نوع بشر را به آنچه خود به آن دسرسی ندارند آگاه کند. حال اگر قرار بود پیامبران آنچه را به بشر عرضه می کنند فقط از سنخ آگاهی های محدودی باشد که دیگران نیز با تجربه یا تعقّل می توانستند به دست بیاورند، چه نیازی به مبعوث شدن انبیا وجود داشت؟! وقتی به جنس گزاره ها و معارفی که انبیاء الهی از خدا و امور غیبی و آخرت و معارف مربوط به فرشتگان برای انسان به ارمغان آورده اند، نگاه می کنیم، خواه ناخواه به این نتیجه می رسیم که گزاره های علمی عادی و قابل فهم از منابع عقلی و تجربی نیستند و لاجرم علومی الهی اند که از طریق غیب به آنها افاضه شده اند. به عبارتی دیگر صرف خبر دادن انبیاء از خدایی که با توصیفات بشر، حتی فهم فیلسوفان از آن مبداء متفاوت است و خبر دادن از معاد و روح و نیز ارائه معارفی که منشاء بشری و تجربی و عقلی ندارد، جز با علم الهی ممکن نیست و می توان گفت مهمترین علم غیبی که انبیاء ارائه می دهند همان بسته معارفی است که در قالب وحی ارائه می دهند.اطلاع از علم غیب و ارتباط آن با گستره مأموریت انبیاءدرباره حکمت و فلسفه چنین علمی برای پیامبران بحث های بسیاری در میان علما و دانشمندان و مفسرین مسلمان در گرفته و استدلال های متنوعی با تمسک به قرآن مجید و احادیث اقامه شده است اما شاید با صرف نظر از دلایل نقلی ای که برای لزوم وجود چنین علمی نزد انبیای الهی اقامه شده در تحلیل و نگاهی دیگری بتوان گفت که اصولا انبیای الهی قادر نیستند بدون آگاهى بر بخش هایى از اسرار غیب مأموریت خود را به طور كامل انجام دهند.ما مى دانیم که دایره مأموریت پیامبران الهی بسیار گسترده بوده است؛ چه از نظر زمان و چه از نظر مكان. با توجه به این نکته و با توجه به مواجهه آن مردان بزرگ خدا با طیف های مختلفی از مردم و لزوم پاسخ گویی و هدایت آنها که مستلزم آگاهی از علوم و اطلاعات بسیار گسترده ای بوده، به نظر می آید الهام دانشی غیبی از سوی خداوند متعال به آنها امری ضروری بوده است. آیا كسى كه مثلا استاندار استانى باشد مى تواند مأموریت خود را در آن استان بدون آگاهى از اوضاع مردم استان و امكانات منطقه و امتیازات و محرومیت هاى آنها انجام دهد؟ مسلّماً قادر نیست. درباره پیامبری که می خواهد همه اموری ظاهری و باطنی و مادی و معنوی افراد یک جامعه را اداره کند این ضرورت بیشتر احساس می شود.مأموریت پیامبران ظاهر و باطن اجتماع و درون و برون انسان ها را شامل مى شده و قلمرو آنها تنها ظواهر نبوده است. این گستردگى مأموریت نیز ایجاب مى كند كه اجمالا از اسرار درون مردم جامعه نیز آگاه باشند و این همان چیزى است كه در روایات متعدد به صورت یک استدلال عقلى و نه یک حكم تعبدى نیز منعكس است.مثلا امام صادق(علیه السلام) در حدیثى به یكى از راویان اخبارمى فرماید: «اتَرى‏ انَّ اللَّهَ اسْتَرْعى‏ رَاعِیاً عَلى‏ عِبَادِهِ وَ اسْتَخْلَفَ خَلیفَةً عَلَیْهِمْ یَحْجُبُ عَنْهُ شَیْئاً مِنْ امُورِهِمْ»(4)؛ (آیا تو فكر مى كنى ممكن است خداوند سرپرستى بر بندگان خود بگمارد و خلیفه اى براى آنها قرار دهد و چیزى از امور و اسرار آنان بر وى مكتوم باشد). همین معنا به تعبیر روشن ترى در حدیثی دیگر از آن حضرت آمده است: «مَنْ زَعَمَ انَّ اللَّهَ یَحْتَجُّ بِعَبْدٍ فى‏ بِلَادِهِ ثُمَّ یَسْتُرُ عَنْهُ جَمیعَ مَا یَحْتَاجُ الَیهِ فَقَدْ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ»(5)؛ (كسى كه گمان كند خداوند بنده اى را حجت خویش در زمین قرار داده سپس تمام نیازهاى او را از او پنهان دارد بر خدا افترا زده است).این احادیث نشان می دهد که لزوم اطلاع انبیای الهی به عنوان حجت خدا روی زمین از اخبار و علوم غیبی تا چه اندازه است.چنین ضرورتی البته در مورد رسالت پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله) که مأموریتی «جهانى» برای همه زمینیان و «جاودانى» برای همه زمان ها داشت بیشتر احساس می شود. امکان ندارد پیامبرى كه مبعوث به تمام مردم دنیا تا دامنه قیامت است رسالت خویش را بدون آگاهى از وضع جهان تا آخرین روز مأموریتش انجام دهد. مسلّم است ایشان که از طریق علوم معمولى نمى توانست تمام اعصار و قرون را ببینند یا از تمام اقوام و طوائف آگاه باشند پس راهى جز از طریق علم غیب (به تعلیم الهى) وجود نخواهد داشت.(6)عصمت و لزوم برخورداری انبیاء الهی از علم غیبدر بحث های مربوط به لزوم عصمت انبیاء ثابت شده است که دوری مطلق آن بزرگان از معصیت، معلول اطلاع کامل آنان از حقیقت گناه است. در بیانی بسیار مختصر از آن استدلال ها می گوییم اگر انسانى آگاهى كافى از زشتى عمل داشته باشد، و بر نفس و هوا و هوس خود كاملًا مسلط باشد، محال‏ است آن عمل زشت از او سرزند. از همین رو است که بسیارى از ما در برابر بعضى از گناهان حالتى شبیه به عصمت داریم. مثلا كسى را در میان خود پیدا نمى‏ كنیم كه حاضر باشد روز روشن لخت مادر زاد در كوچه و خیابان ظاهر گردد، و اگر كسى از ما مرتكب چنین كارى شود یقین پیدا مى كنیم كه هوش و عقل خود را از دست داده، وگرنه محال است در حالى كه عاقل و هوشیار است اقدام به چنین كارى كند. نوشیدن آب هاى بسیار كثیف و آلوده فاضلاب مسلّما حرام است؛ آیا هیچ عاقلى در میان ما پیدا مى شود كه اقدام به این عمل كند؟ یك طبیب آگاه به رموز علم طبّ، و خطر انواع بیمارى هاى واگیردار، هرگز حاضر نیست آبى را كه از شستشوى لباس بیماران عفونى به دست مى آید بنوشد! بنابراین در یك كلمه مى توان گفت: ما در برابر این گونه اعمال زشت مصونیت داریم؛ چرا كه آگاهى كافى از مفاسد این اعمال پیدا كرده ایم، و اگر روزى هوا و هوس بخواهد ما را به دنبال این امور بفرستد با نیروى عقل و دانش و ایمان آن را سركوب مى كنیم. حال اگر كسى پیدا بشود كه آگاهى او نسبت به تمام گناهان و معاصى در سر حد آگاهى ما از زشتى این امور باشد مسلّماً آنها را ترك خواهد گفت. به تعبیر دیگر انگیزه هاى گناه اعم از جهل و بى خبرى یا غلبه شهوات و هوس ها در وجود انبیاء در پرتو علم و آگاهى و تقواى آنان به طور كامل محكوم به شكست است.از همین نقطه نظر می گوییم آگاهی پیامبران از مفاسد معاصی و گناهان از جنس دانش های مرسوم عقلی و تجربی بشری نیست و راهی غیر از غیب برای دسترسی به آن وجود ندارد. زیرا باید چنان تقوایی در آنها بیافریند که بتواند عامل باز دارنده و نیرومندى توانمندی در برابر انگیزه‏ هاى هوا و هوس باشد.(7) پی نوشت: پی نوشت: (1). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1373 هـ ش، چاپ اول، ج 2، ص 556. (2). ر.ک: بدایه المعارف الالهیه فی شرح عقائد الامامیه، خرازی، محسن، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1424 هـ ق، چاپ یازدهم، ج2، ص 44. (3). ر.ک: پنجاه درس اصول عقاید برای جوانان، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم، 1386 هـ ش، چاپ هیجدهم، ص 154. (4). بحارالانوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، تحقیق: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، 1403 هـ ق، چاپ دوم، ج 26، ص 137. (5). همان، ص 139. (6). ر.ک: پیام قرآن‏، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلامیه‏، تهران، 1386 هـ ش‏‏، ج 7، ص 247 و 248. (7). ن.ک: پیام قرآن، همان، ج 7، ص177 و 178 و 179.