logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

منافات بی تابی یعقوب(ع) در فراق یوسف(ع) با صبر جمیل!

آیا توصیف قرآن از حضرت یعقوب(ع) با عبارت «صبر جمیل»، با گریه و بی تابی ایشان در فراق یوسف(ع) سازگار است؟


پاسخ اجمالی: طبق روایات، صبر جمیل، صبرى است كه با آن شكایت به مردم و دیگران، با ابراز کلمات زننده و سخنان برآمده از جزع و ناسپاسی نباشد و سخنی كه خدا را به خشم آورد نیز بر زبان جاری نگردد، اما گریه بدون جزع و ناسپاسی اشکالی ندارد. گریه حضرت یعقوب در فراق حضرت یوسف به معنی ناسپاسی نیست، بلکه از روی محبت بوده است؛ چراکه قلب مردان خدا كانون عواطف است. ضمن اینکه گاهی اشک و ناله بزرگان بخاطر مظلومیت و رنج و بلایی است که بر سر ولی خدا می آید و گریه بر مظلوم می باشد، مثل گریه امام زمان(ع) بر مظلومیت امام حسین(ع)؛ چنین گریه ای نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه ثواب اجر و ثواب فراوانی نیز دارد. پاسخ تفصیلی: در سوره یوسف می خوانیم که حضرت یعقوب(علیه السلام) با دیدن پیراهن خونی فرزندش یوسف(ع) صبر جمیل پیشه کرده و نا سپاسی نکرد: «وَ جاؤُ عَلى‏ قَمِیصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى‏ ما تَصِفُونَ»(1)؛ (و پیراهن او را با خونى دروغین [نزد پدر] آوردند، گفت: هوس هاى نفسانى شما این كار را برایتان آراسته! من صبر جمیل‏ مى‏ كنم [و ناسپاسى نخواهم كرد] و از خداوند در برابر آنچه شما مى‏ گوئید یارى مى طلبم). از طرف دیگر نقل شده که حضرت یعقوب آن قدر در فراق یوسف گریه کرد که بینایی خود را از دست داد. سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که چگونه این گریه با صبر جمیل سازگار می شود؟چیستی «صبر جمیل» قبل از پاسخ به سؤال اصلی لازم است که «صبر جمیل» را معنی کنیم. بر اساس روایات صبر جمیل یعنی صبری که در آن شکایت به مردم نباشد: «عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ یَرْحَمُكَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِیلُ؟ قَالَ: ذَلِكَ صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَكْوَى إِلَى النَّاسِ»(2)؛ (جابر گوید: به امام باقر(علیه السّلام) عرض كردم: صبر جمیل چیست؟ فرمود: صبرى كه با آن شكایت به مردم نباشد).شکوه و شکایت نکردن به دیگران و شكیبایى در برابر حوادث سخت و طوفان هاى سنگین نشانه شخصیت و وسعت روح آدمى است، آن چنان وسعتى كه حوادث بزرگ را در خود جاى مى‏ دهد و لرزان نمى‏ گردد. یك نسیم ملایم مى‏ تواند آب استخر كوچكى را به حركت در آورد، اما اقیانوس هاى بزرگ همچون اقیانوس آرام، بزرگترین طوفان ها را هم در خود مى ‏پذیرند، و آرامش آنها بر هم نمى‏ خورد.گاه انسان ظاهرا شكیبایى مى‏ كند ولى چهره این شكیبایى را با گفتن سخنان زننده كه نشانه ناسپاسى و عدم تحمل حادثه است، زشت و بد نما مى سازد. اما افراد با ایمان و قوى الاراده و پرظرفیت كسانى هستند كه در این گونه حوادث هرگز پیمانه صبرشان لبریز نمى ‏گردد و سخنى كه نشان دهنده ناسپاسى و كفران و بى تابى و جزع باشد بر زبان جارى نمى سازند. صبر آنها، «صبر زیبا» و «صبر جمیل» است.گریه همراه با حفظ وقار و صبر مذموم نیست بعداز بیان معنای «صبر جمیل» می گوییم که گریه بر حوادث و مصیبت ها همیشه نشانه ناسپاسی نمی باشد و امکان دارد که این گریه در عین صبر و شکیبایی و شکر در مقابل تقدیر الهی، از روی احساس و عاطفه باشد و در آن کسی، سخنی که خدا را خشمگین می کند نیز به زبان نیاورد. لذا گریه حضرت یعقوب در فراق حضرت یوسف نیز به معنای ناسپاسی نیست؛ چرا که قلب مردان خدا كانون عواطف است، جاى تعجب نیست كه در فراق فرزند، اشك های شان همچون سیلاب جارى شود. این یك امر عاطفى است، مهم آن است كه كنترل خویشتن را از دست ندهند یعنى سخن و حركتى بر خلاف رضاى خدا نگویند و نكنند.از احادیث اسلامى استفاده مى‏ شود كه اتفاقا همین ایراد را هنگامى كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) بر مرگ فرزندش ابراهیم اشك مى ریخت، به او كردند كه شما ما را از گریه كردن نهى كردى اما خود شما اشك مى ریزید؟پیامبر(ص) در جواب فرمود: (چشم مى گرید و قلب اندوهناك مى شود ولى چیزى كه خدا را به خشم آورد نمى گویم)؛ «تَدْمَعُ الْعَیْنُ، وَ یَحْزَنُ الْقَلْبُ، وَ لَانَقُولُ مَا یُسْخِطُ الرَّب‏‏».(3) و در جاى دیگر مى‏ خوانیم که آن حضرت فرمود: «لَیْسَ هَذَا بُكَاءً، إِنَّمَا هَذِهِ رَحْمَة»(4)؛ (این گریه [بى‏ تابى] نیست، این رحمت [گریه عاطفى] است).این سخن اشاره به این نکته دارد كه در سینه انسان قلب است نه سنگ، و طبیعى است كه در برابر مسائل عاطفى واكنش نشان مى‏ دهد و ساده ترین واكنش آن جریان اشك از چشم است، این عیب نیست این حسن است، عیب آن ست كه انسان سخنی بگوید كه خدا را به غضب آورد.(5)گریه بر مظلومیت ولی خدا برای شناخت بهتر معنای گریه یعقوب بر یوسف، باید این نکته را نیز مدنظر داشت که گاهی اشک و ناله بزرگان بخاطر مصیبت و بلایی که بر سر خودشان می آید نیست، بلکه بخاطر بلایی است که بر سر ولی خدا می آید. این که یک انسان بزرگ می بیند یکی از اولیاء خدا با آن همه مقام در درگاه الهی این طور مورد آزار و اذیت یک عده افراد جاهل واقع می شود ناراحت می شود و بخاطر مظلومیت او اشک می ریزد و این اشک ریختن نه تنها مذموم نیست بلکه نشانه ادب و احترام است.در داستان فراق یعقوب از فرزندش نیز می بینیم که وقتی پیراهن یوسف به پدرش داده شد و یعقوب آن را به دست گرفت، متوجه کذب ادعای مرگ پسر محبوبش که از طرف سایر برادرانش بیان شده بود، گشت و فرمود: «كَیْفَ خَلَصَ إِلَیْهِ الذِّئْبُ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَخْرِقَهُ إِنَّ هَذَا الذِّئْبَ لَمَكْذُوبٌ عَلَیْهِ وَ إِنَّ ابْنِی لَمَظْلُوم‏»(6)؛ (چگونه گرگ مى تواند او را بدرد و پیراهنش پاره نشده باشد؟ این گرگ دروغ است و فرزندم مظلوم است).اینجا یعقوب بیان می دارد که فرزندم مظلوم است، وقتی مظلومیت را بیان می كند نشان می دهد بر مظلوم باید گریه كرد. مثل گریه هایی که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) بر جد غریبش امام حسین(ع) می کند و درباره این مصیبت و ندبه و اشک می فرمایند: «فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِیَنَّ عَلَیْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَةً عَلَیْكَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاك»(7)؛ (هر صبح و شام بر شما اشك مى ریزم و به جاى اشك در مصیبت شما خون از دیده مى بارم و آه حسرت از دل پر درد بر این ماجرا مى كشم). این گریه ها برای خود امام زمان(عج) نیست بلکه بخاطر آن مصیبت هایی است که بر سر یک ولی بزرگ الهی آمده است. پی نوشت: پی نوشت: (1). سوره یوسف، آیه 18. (2). کافى، کلینی، محمد بن یعقوب، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ١۴٠٧هـ ق، ج 2، ص 93. (3). کافى، همان، ج 3، ص 262، ح 45. (4). وسائل الشیعه، حر عاملی، محمد بن حسن، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، قم، بی تا، چاپ اول، ج 3، ص 282، ح 3656. (5). تفسیر نمونه‏، مكارم شیرازى، ناصر،‏ دار الكتب الاسلامیه‏، تهران‏، 1374هـ ش‏، چاپ سى و دوم‏، ج‏ 9، ص 351-352. (6). كمال الدین و تمام النعمة، ابن بابویه، محمد بن على‏، موسسه الاعلمی للمطبوعات، قم، بی تا، ج ‏1، ص 143. (7). بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه االطهار، مجلسی، محمد باقر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳هـ ق، چاپ دوم، ج 98، ص 320، باب کیفیة زیارة الحسین(ع) یوم عاشوراء.