logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

دیدگاه قرآن و انجیل درباره «به صلیب كشیدن عیسی(ع)»؟

آیا قرآن كریم با انجیل درباره «به صلیب كشیده شدن حضرت عیسی(ع)» هم عقیده است؟


پاسخ اجمالی: مسیحیان پنداشته‌اند كه حتماً مسیح به دار آویخته و كشته شده است؛ اما حقیقت همان است كه قرآن به صراحت فرموده است: «و حال آن كه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، لیكن امر بر آنان مشتبه شد؛ و كسانى كه درباره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شك شده‌اند و هیچ علمى بدان ندارند، جز آنكه از گمان پیروى مى كنند، و یقیناً او را نكشتند؛ بلكه خداوند او را به سوى خود بالا برد» ... بیشتر بخوانید . پاسخ تفصیلی: به صلیب كشیده شدن حضرت عیسی(علیه السلام)داستان به صلیب كشیدن مسیح(علیه السلام) و زمینه‌هاى آن در انجیل‌ها با تفاوت‌هاى بسیار نقل شده است. حتّى در جزئیات نیز هر یك به گونه اى ثبت كرده اند. و از آنجا كه نویسندگان این انجیلها را مسیحیان، الهام شده و دور از خطا مى دانند، بنابراین مى بایست در مورد چنین مسأله مهمّى هم نوا و همگون باشند و اختلافى نداشته باشند؛ زیرا گزارش‌هاى مختلف و ناهمساز از یك جریان سلب اطمینان مى كند و خبر از امین نبودن گزارشگر مى دهد. بنابراین مجالى براى باور و تصدیق باقى نمى گذارد.استاد نجّار به تفصیل در این باره سخن گفته و نقاط تضادّ و اختلاف اناجیل در داستان صلیب را روشن كرده و افزوده است: «اناجیل چهارگانه در هیچ مسأله اى به اندازه مسأله صلیب و كشتن عیسى اختلاف ندارند».(1) او همچنین مى گوید: «با كمترین توجه به دست مى آید كه عبارات انجیل‌هاى چهارگانه مختلف است و گزارش آنها در چنین مسأله مهمّى كه مدّعاى مسیحیان و بنیاد ایمان آنان است نمى تواند مدرك قابل استناد و اثبات باشد:1. «متّى» مى گوید: یسوع با شاگردانش به قریه جثیمانى آمد. مرقس نیز همین را مى گوید، اما لوقا مى گوید به كوه زیتون آمد. یوحنّا نیز گفته: از وادى قدرون عبور كرد.2. متى مى گوید: سپس پطرس و پسران «زبدى» را برداشته بى نهایت غمگین و دردناك شد. مرقس نیز همین گونه آورده اما لوقا مى گوید: به اندازه بُرد پرتاب سنگ از ایشان دور شد، سپس به نماز ایستاد. یوحنّا نیز این عبارت را اصلاً نیاورده است.3. متى نقل كرده كه به همراهان خود فرمود: «نفس من از غایت الم مشرف به موت شده است، در اینجا مانده با من بیدار باشید» و باز آمد و ایشان را در خواب یافت و همین گونه بار دوم و سوم. پس گفت: «الحال ساعت رسیده است كه پسر انسان (یعنى خود او) به دست گناهكاران تسلیم شود. برخیزید برویم اینك تسلیم كننده من نزدیك است». عبارت مرقس نیز مضمون آن مانند عبارت متّى است. اما لوقا افزوده: فرشته اى از آسمان به سوى مسیح آمده او را تقویت كرد و او به سختى تمام نماز مى خواند و مانند قطرات خون عرق مى ریخت. اما آمدن عیسى براى بار سوم نزد شاگردان را نیاورده است. و امّا یوحنّا تمامى این گزارش را حذف كرده؛ حال آن كه او یكى از سه نفرى است كه مسیح از میان شاگردان خود برگزید. این نشان از بى اساس بودن همه این گزارش دارد.4. متى مى گوید: «و هنوز سخن مى گفت كه ناگاه یهودا كه یكى از آن دوازده بود با جمعى كثیر با شمشیرها و چوبها از جانب رؤساء كهنه و مشایخ قوم آمدند. و تسلیم كننده او بدیشان نشانى داده گفته بود هر كه را بوسه زنم همان است او را محكم بگیرید. در ساعت نزد عیسى آمده گفت سلام یا سیّدى و او را بوسید. عیسى وى را گفت اى رفیق از بهر چه آمدى، آن گاه پیش آمده دست بر عیسى انداخته او را گرفتند». مرقس در مضمون گزارش، با متّى موافق است. اما لوقا مى نویسد: «و عیسى بدو گفت اى یهودا آیا به بوسه اى پسر انسان را تسلیم مى كنى؟» به جاى عبارت: «اى رفیق از بهر چه آمدى» نیز افزوده است: «مسیح نزد ایشان بیرون شد و گفت: كه را مى خواهید؟ گفتند: یسوع ناصرى را. پس گفت: من همو هستم. آنان به سمت عقب برگشتند و به زمین افتادند. سپس دوباره تكرار كرد و دوباره همان پاسخ را دادند. پس گفت اگر مرا مى خواهید اینان را رها كنید تا بروند».5. متى مى گوید: «دست بر عیسى انداخته او را گرفتند. و ناگاه یكى از همراهان عیسى دست آورده شمشیر خود را از غلاف كشیده بر غلام رئیس كَهَنه زد و گوشش را از تن جدا كرد... در آن وقت جمیع شاگردان او را واگذارده بگریختند» اما مرقس گریختن شاگردان را ذكر نكرده. لوقا نیز به تنهایى این را نقل كرده كه مسیح دست بر گوش آن غلام كشیده او را شفا داد.6. متى مى گوید: «و آنانى كه عیسى را گرفته بودند او را نزد قیافا رئیس كَهَنه... بردند». اما یوحنا مى گوید: «عیسى را گرفته او را بستند و اول او را نزد حنّا پدر زن قیافا كه در همان سال رئیس كَهَنه بود آوردند».7. متى مى گوید: «پس رؤساى كهنه و مشایخ و تمامى اهل شورى طلب شهادت دروغ بر عیسى مى كردند تا او را به قتل رسانند لیكن نیافتند با آن كه چند شاهد دروغ پیش آمدند هیچ نیافتند». استاد نجّار مى گوید: این جمله مغلق كاملاً متناقض را ببینید؛ اگر به دنبال شاهد دروغ بودند ولى نیافتند، چگونه دوباره مى گوید: با آن كه چند شاهد دروغ پیش آمدند هیچ نیافتند.8. آنچه به صراحت از عبارت متّى و مرقس فهمیده مى شود این است كه محاكمه عیسى شبانه و پس از دستگیرى او و رسیدنش به خانه رئیس كاهنان بوده؛ اما لوقا و یوحنّا زمان آن را صبح نوشته اند.9. یوحنّا گوید: «پاى صلیب عیسى مادر او و خواهر مادرش ایستاده بودند... عیسى... به مادر خود گفت...» این عبارت را فقط یوحنّا آورده، لوقا اشاره اى به نزدیكان عیسى یا حضور آشنایان او ندارد، و مرقس نیز نقل نكرده كه كسى از آشنایان او و حادثه به صلیب كشیده شدن را از نزدیك شاهد بوده است.10. متّى نقل كرده كه وقتى مسیح(علیه السلام) «روح را تسلیم نمود. كه ناگاه پرده هیكل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل و سنگها شكافته گردید. و قبرها گشاده شد و بسیارى از بدن‌هاى مقدّسین كه آرامیده بودند برخاستند». مرقس اما از این مطلب به كلى درگذشته و سخنى نیاورده. لوقا نیز گفته: خورشید تاریك شد و پرده هیكل پاره شد، امّا سخنى از زلزله و دیگر وقایعى كه متّى گفته بود ندارد.استاد نجّار بیش از سى مورد از موارد اختلاف اناجیل را آورده سپس مى گوید: «گمان مى كنم آوردن این همه سخنان متفاوت در این باب ملال آور بوده و خواننده را نیز چون من خسته كرده باشد، اگر به همین منوال تضادهاى اناجیل را بر شمارم وقت ارزشمندى را ضایع كرده ام». سپس مى افزاید: «آیا پس از این همه كسى گمان مى بَرَد كه انكار مسأله صلیب از بدعت‌هاى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) باشد؟(2) حال آن كه مسأله به صلیب كشیده شدن و كشته شدن عیسى میان خود مسیحیان نیز مورد اتفاق نیست؛ بلكه از گروه‌هاى مسیحى نیز كسانى آن را انكار كرده اند؛ از جمله «ساطرینوسیان»، «كاربوكراتیان» و «بولیسیان». اینان و بسیارى دیگر هرگز نپذیرفته اند كه مسیح در آن شب نشینى حضور داشته و بر روى دار مرده باشد».آنچه گفته شد در كتاب‌هاى درسى تاریخ كه در مدارس لاهوت انگلیس تدریس مى شود و «موسى هیم» نام دارد ثبت شده است.اینك اعترافاتى از دانشمندان مسیحى جهت آگاهى بیشتر:1. موسیو «ارادوار سیوس» معروف، یكى از اعضاى انستیتو فرانسه در پاریس، كه به افكار ضدّ اسلامى شهرت دارد در كتاب «اعتقادات مسلمانان در باب برخى از مسائل مسیحى» صفحه 49 مى گوید: قرآن كشته شدن و به دار كشیده شدن عیسى را انكار كرده مى گوید كسى شبیه او بوده و یهود به اشتباه افتاده گمان بردند كه او را كشته اند. او مى افزاید آنچه قرآن مى گوید گروه هایى از مسیحیان نیز گفته اند؛ مانند «باسیلیدیان» كه معتقدند هنگامى كه عیسى به سمت محل چوبه دار مى رفت؛ «سیمون» سیرناى را كاملاً شبیه خود گردانید و خود پنهان شد. نیز «سرنتیان» اعلام كرده اند كه یكى از حواریان عیسى به جاى او به صلیب كشیده شد. او به فصلى از سخنان حواریین دست یافته. كه سخنش همان سخن «باسیلیدیان» است و انجیل برنابا به صراحت اسم كسى را كه به جاى عیسى به صلیب رفت ذكر مى كند و او همان «یهودا» است.2. «هرارنست دى بونس» آلمانى در كتابش «اسلام؛ یعنى مسیحیّت راستین» صفحه 143 سخنى دارد با این مضمون: همه آنچه درباره صلیب و فدیه آمد از ابتكارات و بدعت‌هاى «بولس» و كسانى همانند اوست كه نه مسیح را دیده اند و نه از شخصیت‌هاى اصلى مسیحیّت اند.3. «مولمان» در جلد اول كتاب «تاریخ آیین مسیحى» مى نویسد: اجراى حكم (اعدام) در ساعاتى بود كه هوا گرگ و میش بود و پرده ظلمت آویخته بود. در نتیجه امكان جابجایى مسیح با یكى از مجرمین در انتظار اعدام در زندان‌هاى بیت المقدس وجود داشته، چنان كه برخى طوائف مسیحى نیز باور دارند و قرآن نیز ایشان را تصدیق كرده است.(3)شیخ محمّد عبده نیز سخنى دامنه دار درباره مسأله صلیب و فدا دارد و آن را باورى بت پرستانه مى داند كه مسیحیان از هندیان فرا گرفته اند، و اشكالات مسیحیان بر انكار جریان صلیب را مطرح كرده پاسخ مى دهد. از جمله اینكه گفته اند، داستان صلیب متواتر و مورد اتفاق همه گروه‌هاى مسیحى است. اما این اشكال براى كسى است كه تاریخ مسیحیّت را نداند، اما كسى كه از آن آگاه باشد پاسخ براى او آسان است، چرا كه گروه هایى از ایشان قصه صلیب را انكار كرده اند، مانند فرقه‌هاى «سیرنشیان» و «تانیانوسیان» كه پیروان «تانیانوس» شاگرد «یوستینوس» معروف هستند. «فوتیوس» نیز گفته كتابى خوانده ام كه «سفر پیامبران» نام داشت و در آن قضایاى پطرس و یوحنّا و اندرائوس و توما و پولس درج شده بود، و از چیزهایى كه در آن خوانده بود این بود كه «مسیح به دار آویخته نشد بلكه دیگرى به صلیب كشیده شد و او به صلیب كشندگان خندید». مراكز مسیحى آن روز نیز مطالعه اینگونه كتابها را كه با اناجیل اربعه و نامه‌هاى مورد اعتماد كلیسا منافات داشت تحریم كرده بودند و به سوزاندن و امحاى این كتابها پرداخته بودند... برخى از این كتابها نیز پذیرفته شد؛ از جمله انجیل برنابا، با آن كه مسأله صلیب را انكار مى كند.(4) خواهیم گفت كه گروهى نیز بر این باور بودند كه مسیح وانمود كرد كه مرده است، و این نقشه با هماهنگى پنهانى با یكى از شاگردانش به نام یوسف و با همكارى بیلاطس والى به توصیه همسرش كه او را از آسیب رساندن به این مرد نیكوكار برحذر داشته بود عملى شد.(5)بنابراین واقعیّت، آن چیزى كه مسیحیان پنداشته اند كه حتماً مسیح به دار آویخته و كشته شد نیست؛ بلكه موضوع از نظر خود ایشان نیز از آغاز مشكوك بوده است، هرچند بعدها بر آن اتفاق كرده اند و این بدعتى بوده كه از بت پرستان به ارث برده اند. از این رو حقیقت همان است كه قرآن به صراحت فرموده ـ «كه باطل از پس و پیش بدان راه ندارد، و وحى خداى حكیم و حمید است»(6) ـ خداى تعالى مى فرماید: «وَ مَا قَتَلُوهُ وَ مَا صَلَبُوهُ وَ لَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَكّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْم إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَ مَا قَتَلُوهُ یَقِیناً * بَلْ رَفَعَهُ اللهُ إِلَیْهِ وَ كَانَ اللهُ عَزِیزاً حَكِیماً»؛(7) (و حال آن كه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، لیكن امر بر آنان مشتبه شد؛ و كسانى كه درباره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شك شده اند و هیچ علمى بدان ندارند، جز آنكه از گمان پیروى مى كنند، و یقیناً او را نكشتند، بلكه خداوند او را به سوى خود بالا برد، و خداوند توانا و حكیم است).(8) پی نوشت: پی نوشت: (1). ر.ك: قصص الأنبیاء نجّار، صص 433 تا 452. (2). این انكار، نفعى براى او نداشته، بلكه اثبات آن بیشتر به سود او بود، زیرا یهود زمان او در پى كشتن به ناحق پیامبران بودند، و كشته شدن عیسى به دست آنان بهترین دلیل بر این مدعا بود. و این نشان مى دهد كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) تنها در پى اعلام حقیقت بود و بس. (3). ر.ك: الفارق بین الخالق و المخلوق، صص 281 و 282 و قصص الانبیاء، نجّار، صص 447 تا 449. (4). تفسیر المنار، 6 / 34 ـ 35. (5). قصص الانبیاء، نجّار، ص 429. (6). سوره فصلت، آیه 42. (7). سوره نساء، آیات 157 و 158. (8). برگرفته از کتاب: نقد شبهات پیرامون قرآن كریم، معرفت، محمدهادی، مترجمان: حكیم باشی، حسن، رستمی، علی اكبر، علیزاده، میرزا، خرقانی، حسن، مؤسسه فرهنگی تمهید، 1388، چاپ دوم، ص 130 الی 135.