logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

داستان نفرین حضرت نوح(ع)

«قرآن» داستان نفرین حضرت نوح(ع) و عذاب قومش را چگونه بیان كرده است؟


پاسخ اجمالی: بعد از اینکه اکثریت مردم به حضرت نوح(ع) ایمان نیاوردند، خداوند دستور ساختن کشتی را به نوح(ع) داد. آن حضرت شروع به ساختن كشتی كرد؛ اما مورد تمسخر اشراف و بزرگان قومش قرار گرفت. بعد از ساختن کشتی، نوح(ع) قوم مسخره گر را نفرین کرد و خداوند نفرینش را اجابت كرد و فرمان عذاب صادر شد؛ به دستور خداوند، حضرت نوح(ع) علاوه بر مؤمنان، از هر حیوانى یك جفت را سوار بر كشتى كرد. مأموریّت عذاب به آب داده شد لذا از تنورها چشمه آب فوران كرد. از آسمان هم باران هاى پى در پى بارید و خیلی زود دریاى عظیم و وحشتناكى به وجود آمد و جز آنانكه سوار كشتی بودند بقیّه گرفتار طوفان شده، در آب غرق شدند. پاسخ تفصیلی: یكی از وظایف پیامبران هدایت مستمر و همیشگی مردم است. حضرت نوح(علیه السلام) نیز از این وظیفه مستثنی نبود؛ اما علیرغم تلاش هاى پیگیر و شبانه روزى حضرت نوح(ع) اكثریّت مردم ایمان نیاوردند. خداوند خیال نوح(ع) را راحت كرد و دستور جدیدى به وى داد. توجّه فرمایید: «و َأُوحِىَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا یَفْعَلُونَ»(1)؛ (به نوح وحى شد كه: جز آنها كه [تاكنون] ایمان آورده اند، دیگر هیچ كس از قوم تو ایمان نخواهد آورد. پس، از كارهایى كه مى كردند؛ غمگین مباش). این آیه در حقیقت پایان مرحله ارشاد و هدایت قوم، و آیه بعد آغاز مرحله دیگرى از مأموریّت حضرت نوح(علیه السلام) است: «وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْیُنِنَا و َوَحْیِنَا وَ لَا تُخَاطِبْنِى فِى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُّغْرَقُونَ»(2)؛ (و [اكنون] در محضر ما و طبق وحى ما، كشتى بساز، و درباره آنها كه ستم كردند با من سخن مگو [و شفاعت مكن] كه [همه] آنها غرق شدنى هستند!). كلمه «أَعْیُنِنَا»؛ (در برابر دیدگان ما) اشاره به این است كه تمام تلاش ها و كوشش هاى تو در این زمینه در حضور ماست. بنابراین، با فكر راحت به كار خویش ادامه بده. طبیعى است این احساس كه خداوند حاضر و ناظر است و محافظ و مراقب مى باشد، هم به انسان توان و نیرو مى بخشد و هم احساس مسئولیّت بیشتر. در ضمن از كلمه «وحینا» استفاده مى شود تمام صنایع ساخت بشر، اوّلین بار به وسیله وحى و با كمك پیامبران الهى ساخته شده است. سپس بشر آن را تكمیل كرده و توسعه بخشیده است. لذا كشتى نوح(علیه السلام) كه مى بایست ظرفیّت 80 نفر انسان و موادّ غذایى لازم براى آنها را داشته باشد، و از هر حیوان یك جفت را در خود جاى دهد همراه با غذاى كافى براى حیوانات مختلف با كمك وحى الهى ساخته شد. سومین مطلب قابل توجّه در این آیه شریفه اینكه شفاعت حساب و كتاب دارد. كسانى مشمول شفاعت مى شوند كه حدّاقل ارتباط خود را با خداوند حفظ كرده باشند؛ بدین جهت خداوند به پیامبرش یادآور مى شود كه درباره ظالمان و كافران كه دعوتت را نپذیرفتند، شفاعت مكن و آنها باید همگى نابود شوند. به هر حال حضرت نوح(علیه السلام) به امر پروردگار در وسط خشكى و در شهر كوفه یا منطقه دیگرى كه از دریا دور بود شروع به ساخت كشتى كرد. قوم لجوج و عنودِ نوح(ع) با مشاهده این صحنه بسیار تعجّب كرده و عكس العمل هاى متفاوتى نشان دادند. توجّه فرمایید: «وَ یَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّمَا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ»(3)؛ (او مشغول ساختن كشتى بود؛ و هر زمان گروهى از اشراف قومش بر او مى گذشتند او را مسخره مى كردند [؛ ولى نوح] گفت: اگر ما را مسخره مى كنید، ما نیز شما را همین گونه مسخره خواهیم كرد!). مى گویند: هر دسته از گروه هاى اشراف، نوعى استهزاء كه مایه خنده و تفریح بود براى خود انتخاب كردند. یكى مى گفت: اى نوح! مثل اینكه ادّعاى پیامبریت نگرفت، آخرِ سر نجّار شدى! دیگرى مى گفت: كشتى مى سازى بسیار خوب، دریایش را هم بساز! آیا هیچ آدم عاقلى دیده اى در وسط خشكى، كشتى بسازد؟! بعضى دیگر شاید مى گفتند: اُوه، كشتى به این بزرگى براى چه مى خواهى؟ لااقل كوچك تر بساز، كه اگر بخواهى به سوى دریا بكِشى، براى تو ممكن باشد! كار آدم هاى نادانِ مغرور، مسخره كردن است و بى شك این كار نشانه نادانى است. تو چه مى دانى؟ شاید كسى را كه مسخره مى كنى مقامش از تو بالاتر و برتر باشد و در نزد پروردگار اجر و قُرب بیشترى داشته باشد. امّا حضرت نوح(علیه السلام) به استهزاء آنها توجّهى نكرد و ضمن ادامه كار با جدّیت تمام، آنها را تهدید به مقابله به مثل كرد، كه اگر شما بى جهت ما را مسخره مى كنید، ما در آینده به حقّ شما را مسخره خواهیم كرد و به زودى خواهید دانست كه عذاب خواركننده به سراغ چه كسى خواهد آمد، و مجازات جاودان از آن چه كسانى خواهد بود. بالأخره حضرت نوح(علیه السلام) آن مردمِ مشركِ كافرِ ناسپاس را نفرین كرد و فرمود: «رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِینَ دَیَّاراً * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَكَ وَ لَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِراً كَفَّاراً»(4)؛ (پروردگارا! هیچ كس از كافران را بر روى زمین باقى مگذار! چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى كنند و جز نسلى فاجر و كافر به دنیا نمى آورند!). سؤال: آیا نفرین نوح پیامبر(علیه السلام) از روى عصبانیّت و انتقام بود، یا بر اساس حكمت و در راستاى هدایت و ارشاد مردم صورت گرفت؟ جواب: از آیه دوم استفاده مى شود كه نفرین آن حضرت از روى خشم و غضب و كینه و انتقام نبود؛ بلكه از سر رحمت و حكمت بود، چرا كه آنها هم خودشان فاسق بودند و هم نسلشان انسان هاى فاسقى مى شدند و خداوندِ حكیم جمعیّتى را زنده نگه مى دارد كه فایده اى داشته باشند و آنها هیچ فایده اى حتّى براى خودشان هم نداشتند و لذا حضرت نوح(علیه السلام) آنها را نفرین كرد، و با این نفرین در حقیقت حكمت خدا را بیان نمود. ضمناً نفرین آن حضرت اختصاص به قومش ندارد؛ بلكه شامل هر جمعیّت و قومى كه گمراه و فاسد شوند و سعى در گمراه ساختن بندگان خدا داشته باشند مى شود؛ زیرا در كار خداوند تبعیض نیست، بلكه بر اساس حكمت است. به هر حال خداوند نفرین پیامبرش را اجابت كرد و فرمان عذاب صادر شد؛ امّا نه به لشكر زمین و آسمان، بلكه این مأموریّت به آب كه مایه حیات است داده شد. توجّه فرمایید: «فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُّنْهَمِرٍ * وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ»(5)؛ (این هنگام درهاى آسمان را با آبى فراوان و بی وقفه گشودیم؛ و زمین را شكافتیم و چشمه هاى زیادى بیرون فرستادیم؛ و این دو آب براى هدفى كه مقدّر شده بود درآمیختند!). هنگامى كه نشانه هاى عذاب آشكار گشت نوح(علیه السلام) نگاه كرد دید از تنور هم چشمه اى ظاهر شده و آب فوران مى كند. نزول باران هاى پى در پى آسمان از یك سو و جوشش تمام چشمه ها و آب هاى زیرزمینى از سوى دیگر، دریاى عظیم و وحشتناكى ایجاد كرد كه براى نجات از آن چاره اى جز سوار شدن بر كشتى نبود. لذا خداوند متعال، حضرت نوح(ع) و مؤمنان به وى را، از هر حیوانى یك جفت را سوار بر كشتى كرد و نجات داد و بقیّه همگى گرفتار طوفان شده، و در آب غرق شدند.(6) پی نوشت: پی نوشت: (1). سوره هود، آیه 36. (2). همان سوره، آیه 37. (3). همان سوره، آیه 38. (4). سوره نوح، آیه 26 و 27. (5). سوره قمر، آیه 11 و 12. (6). گردآوری از کتاب: داستان یاران، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: علیان نژادى، ابوالقاسم، ‏مدرسه امام على بن ابى طالب(علیه السلام‏)، قم‏، 1390 شمسی، ‏چاپ اول‏، ص 170.