logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

دلیل پذیرش توبه حضرت آدم(ع)

بر اساس روایات اهل سنت، دلیل پذیرش توبه حضرت آدم(ع) چه بود؟


پاسخ اجمالی: در روایات متعدّدی که از طریق اهل سنت از پیامبر(ص) نقل شده، دلیل پذیرش توبه حضرت آدم(ع) این بود که ایشان خداوند را به حق محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین(ع) سوگند داد و لذا توبه اش مقبول شد. پاسخ تفصیلی: در آیه 37 سوره بقره آمده است كه: (آدم(علیه السلام) پس از «ترك اولى» كلماتى از سوى پروردگارش دریافت داشت [و با آن توبه كرد] و خداوند توبه او را پذیرفت؛ زیرا او توبه پذیر و مهربان است)؛ «فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلَمات فَتابَ عَلَیْهِ اِنَّهُ هُوَ التَّوابُ الرَّحیمُ». در اینكه این كلمات كه خداوند به آدم(علیه السلام) براى توبه القاء نمود چه بوده است؟ در میان مفسّران گفتگو است. گروهى آن را اشاره به همان چیزى مى دانند كه در آیه 23 سوره اعراف آمده: «قالا رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَ اِنْ لَم تَغْفِرْلَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ»؛ (آن دو [آدم و حوّا (علیها السلام)] گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم كردیم و اگر تو ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، به یقین از زیانكاران خواهیم بود). بعضى آن را اشاره به دعاها و نیایش هاى دیگر از جمله دعاى حضرت یونس(علیه السلام) - هنگامى كه در شكم ماهى زندانی بود - یعنى جمله «سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ» دانسته اند؛ ولى در روایات متعدّدى كه از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) یا صحابه نقل شده، آن كلمات سوگند دادن خداوند به حق محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) بوده است. سیوطى در «الدّر المنثور» در ذیل همین آیه از ابن عبّاس نقل مى كند كه من از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پرسیدم: منظور از این كلماتى كه آدم(علیه السلام) از خداوند دریافت داشت و با آن توبه كرد چه بود؟ فرمود: «سَئَلَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ عَلىٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ(علیهما السلام) اِلاّ تُبْتَ عَلَىَّ فَتابَ عَلَیْهِ»(1)؛ (او خدا را به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) خواند و تقاضا كرد كه مرا ببخش و خداوند توبه او را پذیرفت). و نیز در همان كتاب از على(علیه السلام) نقل مى كند كه از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) درباره تفسیر این آیه سؤال كردم، فرمود: « ... بیشتر بخوانید خدا به آدم(علیه السلام) دستور داد بگو: «اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، سُبْحانَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَمِلْتُ سُوءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسى فَاَغْفِرْلى اِنَّكَ اَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ، اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد سُبْحانَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَمِلْتُ سُوءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسى فَتُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحیمُ فَهؤلاءِ الْكَلِماتُ الَّتى تَلَقّى آدَمُ(علیه السلام)»(2)؛ (بگو خداوندا! من تو را به حق محمّد و آل محمّد(صلى الله علیه وآله) مى خوانم، منزّهى، معبودى جز تو نیست؛ من بد كردم به خویشتن ستم روا داشتم؛ مرا ببخش كه تو غفور و رحیمى. خداوندا! من تو را به حقّ محمّد و آل محمّد مى خوانم، تو منزّهى، معبودى جز تو نیست، من بد كردم و به خویشتن ستم نمودم توبه مرا بپذیر كه تو توّاب و رحیمی، این است كلماتی كه آدم دریافت داشت)». از این روایت به خوبى معلوم مى شود كه منافاتى میان تفسیرهاى سه گانه بالا نیست و همه این كلمات در دعاى آدم(علیه السلام) جمع بوده است. ابن مغازلى در كتاب «مناقب» خود همین معنى را از سعید بن جبیر از ابن عباس نقل كرده است كه از پیامبر(صلى الله علیه وآله) درباره كلماتى كه آدم(علیه السلام) از پروردگارش دریافت داشت و خداوند توبه او را پذیرفت، سؤال شد؛ پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «سَئَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ(علیهم السلام) اِلاّ ما تُبْتَ عَلىَّ فَتابَ عَلیْهِ»(3)؛ (از خدا به حقّ محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین(علیهما السلام) درخواست كرد كه توبه مرا بپذیر و خداوند توبه او را پذیرفت). همچنین علامّه قندوزى در «ینابیع المودّه»، بیهقى در «دلائل النّبوّة»، بدخشى در «مفتاح النّجاح» و عبدالله شافع در «مناقب» این حدیث را نقل كرده اند.(4) گرچه بسیارى از كتب، سند این حدیث را به ابن عبّاس منتهى كرده اند ولى راوى آن منحصر به ابن عبّاس نیست؛ زیرا در «الدّر المنثور» از دیلمى در مسند الفردوس با سندى كه به على(علیه السلام) منتهى مى شود، همین معنى را نقل مى كند كه على(علیه السلام) مى فرماید: از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) درباره این آیه سؤال كردم تا آنجا كه مى گوید: «خداوند به آدم(علیه السلام) تعلیم داد كه او را به حقّ محمّد و آل محمّد(صلى الله علیه وآله) بخواند تا توبه اش پذیرفته شود».(5) این معنى در منابع اهل بیت(علیهم السلام) و منابع اهل سنّت از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده و روایات آن متعدّد و طرق آن متنوع است.(6) این حدیث را نباید فضیلت ساده اى پنداشت و به سادگى از كنار آن گذشت كه آدم(علیه السلام) هنگامى كه مى خواهد از ترك اولاى خود توبه كند [و این نخستین ترك اولایى بود كه واقع شده] از سوى خداوند مأمور مى شود كه خدا را به حقّ محمّد و آل محمّد(صلى الله علیه وآله) یا به حقّ محمد و على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) بخواند، تا توبه او پذیرفته شود؛ زیرا این معنى درباره هیچ كس جز آنها وارد نشده است و مقامى است والا مخصوص آنها و این نشان عظمت فوق العاده خمسه طیّبه و پیامبر و اهل بیت او و امامان معصوم(علیهم السلام) است. با این حال چگونه مى توان كسى را شایسته تر از آنها براى خلافت و ولایت پیامبر(صلى الله علیه وآله) دانست و چگونه مى توان دیگران را بر آنها ترجیح داد. آیا با وجود این گونه مدارك، جاى تعجب است كه امامت در دودمان پیامبر و آل محمّد(صلى الله علیه وآله) تا دامنه قیامت باقى باشد؟!(7) پی نوشت: پی نوشت: (1). الدر المنثور فى تفسیر المأثور، سیوطى، جلال الدین، كتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، قم، 1404 ق، ج ‏1، ص 60، (قوله تعالى: فتلقى آدم من ربه كلمات الآیة). (2). همان. (3). مناقب الإمام على بن أبى طالب(علیه السلام)، ابن المغازلى‏، ‏على بن محمد الجلابى، دار الأضواء، بیروت، 1424 ق، چاپ سوم‏‏، ص 105، (قوله تعالى: «فتلقى آدم من ربه كلمات»)؛ احقاق الحق و ازهاق الباطل، شوشترى، قاضى نور الله، كتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، قم، 1409 ق، چاپ اول، ج ‏9، ص 102، (القسم الاول ما رواه جماعة من أعلام القوم). (4). احقاق الحق و ازهاق الباطل، همان، ج ‏9، ص 102. (5). الدر المنثور فى تفسیر المأثور، همان، ج ‏1، ص 60، (قوله تعالى فتلقى آدم من ربه كلمات الآیة). (6). البرهان فى تفسیر القرآن، بحرانى، سید هاشم، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة موسسة البعثة، بنیاد بعثت، تهران، 1416 ق، چاپ اول، ج ‏1، ص 178، سوره بقره، آیات 35 الى 36؛ تفسیر نور الثقلین، عروسى حویزى، عبد على بن جمعه، تحقیق: رسولى محلاتی، سید هاشم، انتشارات اسماعیلیان، قم، 1415 ق، چاپ چهارم، ج ‏1، ص 67 به بعد، سوره بقره، آیات 37 الى 39؛ بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، 1403 ق‏، چاپ دوم، ج ‏26، ص 319، باب 7 (أن دعاء الأنبیاء استجیب بالتوسل و الاستشفاع بهم). (7). گردآوری از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلا و دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1386 ش، چاپ ششم، ج 9، ص 411.