logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

رسیدگی به امور جامعه توسط پیامبر اسلام(ص) با وجود همسران متعدّد!؟

چرا پیامبر اسلام (ص) با زنان زیادی ازدواج می کرد؟ مگر با این همه زن می توان برای اداره جامعه وقت داشت؟!


پاسخ اجمالی: اولا: حکمتهای مختلفی ازدواجهای متعدّد پیامبر اسلام را ضروری می کرد؛ مثلا این ازدواجها براى حل یك سلسله مشكلات اجتماعى و سیاسى در زندگى ایشان بوده است. ثانیا: این ازدواجها به دلایل مختلفی خللی در مدیریت پیامبر بوجود نمی آوردند؛ چرا که تعداد زیادی از زنان ایشان بیوه های پیری بودند که انتظارات زیادی از پیامبر نداشتند. ضمن اینکه بیشتر زنانی که گزارش ازدواج آنها با پیامبر در تاریخ آمده است، وارد زندگی پیامبر نشدند. از طرفی پیامبر اهل مشورت و تقسیم کار و همچنین اهل برنامه ریزی در امور بودند. پاسخ تفصیلی: خداوند در آیه 50 سوره احزاب خطاب به رسول خود چنین می فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِی آتَیْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ یَمِینُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِی هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِیِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِیُّ أَن یَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَیْهِمْ فِی أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُمْ لِكَیْلَا یَكُونَ عَلَیْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»؛ (اى پیامبر! ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته‏ اى براى تو حلال كردیم، و همچنین كنیزانى كه از طریق غنایمى كه خدا به تو بخشیده است مالك شده‏ اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه‏ ها، و دختران دایى تو، و دختران خاله‏ ها كه با تو مهاجرت كردند [ازدواج با آنها براى تو حلال است] و هر گاه زن با ایمانى خود را به پیامبر ببخشد [و مهرى براى خود نخواهد] چنانچه پیامبر بخواهد مى‏ تواند او را به همسرى برگزیند امّا چنین ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه دیگر مؤمنان ما مى ‏دانیم براى آنان در مورد همسرانشان و كنیزانشان چه حكمى مقرّر داشته‏ ایم [و مصلحت آنان چه حكمى را ایجاب مى ‏كند] این بخاطر آن است كه مشكلى [در اداى رسالت] بر تو نباشد [و از این راه حامیان فزونترى فراهم سازى] و خداوند آمرزنده و مهربان است). طبق ایه فوق پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) حق داشت که با زنان متعدّدی ازدواج کند. در اینجا دو سوال پیش می آید که؛ اولا: حکمت این ازدواجهای متعدّد پیامبر(ص) چه بوده و چه ثمره ای داشت؟! ثانیا: ایشان با وجود این تعداد همسر، چگونه به اداره جامعه پر آشوب و مشکل دار آن دوره می پرداختند؟! در پاسخ به سوالات فوق باید گفت که:اولا: حکمتهای مختلفی وجود داشت که ازدواجهای متعدّد پیامبر اسلام را ضروری می کرد: چنانکه آیه فوق خود اشاره به فلسفه احكام مخصوص پیامبر گرامى اسلام دارد و می گوید: «ازدواجهای متعدد برای تو جایز شمرده شد تا «مشكلى [در اداى رسالت] بر تو نباشد [و از این راه حامیان فزونترى فراهم سازى] و خداوند آمرزنده و مهربان است». یعنی پیامبر(صلی الله علیه و آله) شرایطى دارد كه دیگران ندارند و همین تفاوت سبب تفاوت در احكام شده است؛ به تعبیر روشنتر هدف این بوده كه قسمتى از محدودیتها و مشكلات از دوش پیامبر(صلی الله علیه و آله) از طریق این احكام برداشته شود. ازدواج پیامبر(صلی الله علیه و آله) با زنان متعدد نیز براى حل یك سلسله مشكلات اجتماعى و سیاسى در زندگى او بوده است. زیرا مى ‏دانیم هنگامى كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) نداى اسلام را بلند كرد تك و تنها بود، و تا مدتها جز عده محدود و كمى به او ایمان نیاوردند، او بر ضد تمام معتقدات خرافى عصر و محیط خود قیام كرد. طبیعى است كه همه اقوام و قبائل آن محیط بر ضد او بسیج شوند. باید ایشان از تمام وسائل براى شكستن اتحاد نامقدس دشمنان استفاده كند كه یكى از آنها ایجاد رابطه خویشاوندى از طریق ازدواج با قبائل مختلف بود، زیرا محكمترین رابطه در میان عرب جاهلى رابطه خویشاوندى محسوب مى ‏شد، و داماد قبیله را همواره از خود مى ‏دانستند، و دفاع از او را لازم، و تنها گذاشتن او را گناه مى ‏شمردند. قرائن زیادى در دست داریم كه نشان مى‏ دهد ازدواجهاى پیامبر لااقل در بسیارى از موارد جنبه سیاسى داشته است.(1) بعضى ازدواجهاى ایشان نیز مانند ازدواج با «زینب»، براى شكستن سنت جاهلى بوده است.(2) چون او نخست همسر زید بن حارثه [پسر خوانده رسول خدا(صلی الله علیه و آله)] بود و زید او را طلاق داد و از نظر رسوم جاهلیت ازدواج با همسر پسر خوانده ممنوع بود، چون پسر خوانده در نظر عرب جاهلى حكم پسر داشت، همانطور كه یك مرد نمى ‏تواند همسر پسر صلبى خود را بگیرد، از نظر اعراب ازدواج با همسر پسر خوانده نیز ممنوع بود، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با زینب ازدواج كرد تا این رسم غلط را بر اندازد.(3) به گفته علامه طباطبایی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با بعضى دیگر به این انگیزه ازدواج كرد كه هزینه زندگیشان را تكفل نماید و به دیگران بیاموزد كه در حفظ پیر زنان از فقر و مسكنت و بى كسى كوشا باشند، و مؤمنین رفتار آن جناب را در بین خود سنتى قرار دهند.(4)ثانیا: این ازدواجها به دلایل مختلفی خللی در مدیریت اجتماعی و حکومتی پیامبر به وجود نمی آوردند:1- پیامبر در این ازدواجها فقط انگیزه جنسی نداشت که بیشتر وقت خود را به زناشویی صرف کند! از طرفی تعداد زیادی از این زنان بیوه های پیری بودند که توقع مؤانست و زناشویی معمول را از پیامبر نداشتند. در تواریخ آمده است پیامبر (صلی الله علیه وآله) تنها با یك زن باكره ازدواج كرد و او عایشه بود، بقیه همسران او همه زنان بیوه بودند ... بیشتر بخوانید همچنین بیشتر زنانی که گزارش ازدواج آنها با پیامبر در تاریخ آمده است، وارد خانه و زندگی پیامبر نشدند.(5) در بعضى از تواریخ نیز مى‏ خوانیم كه پیامبر با زنان متعددى ازدواج كرد و جز مراسم عقد انجام نشد، و هرگز با آنها آمیزش نكرد، حتى در مواردى تنها به خواستگارى بعضى از زنان قبائل قناعت كرد(6) و آنها به همین قدر خوشحال بودند و مباهات مى‏ كردند كه زنى از قبیله آنان به نام همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نامیده شده، و این افتخار براى آنها حاصل گشته است... .(7)2- پیامبر در امر حکومت داری و امور اجتماعی و مشترک جامعه، اهل مشورت و تقسیم کار بود و این گونه نبود که همه کارهای حکومت داری را شخصا انجام دهد، بلکه مانند دیگر حکومت ها کارگزارانی داشتند که طبق تقسیم کاری که صورت گرفته بود وظایف محوله را انجام می دادند. کارگزاران لایقی مانند امام علی(علیه السلام) داشت که وقتی کاری را به ایشان واگذار می کرد دیگر هیچ دغدغه ای نسبت به انجام آن نداشت، به عنوان مثال وقتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) با تعداد فراوانی از مسلمانان عازم جنگ تبوک شد، اداره حکومت را به امام علی(علیه السلام) سپرد و درباره ایشان فرمود: «امَا تَرْضى‏ انْ تَكُونَ مِنّى‏ بِمَنْزِلَةِ هارُونَ‏ مِنْ‏ مُوسى‏ الّا انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدی‏»(8)؛ (آیا راضی نمی شوی به این که جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون به موسی باشد الا این که بعد از من پیامبری نیست). در همین جنگ تبوک هنگامى كه رومیان مطّلع شدند كه لشكر سى هزار نفرى مسلمانان راه طولانى مدینه تا تبوك را با كمترین امكانات و به صورت پیاده طى كرده، و با قلب مملوّ از عشق و ایمان به استقبال نبرد با دشمن خدا آمده است، تصمیم به عقب نشینى گرفتند. پیامبر(صلى الله علیه و آله) در مورد این كه از همانجا بازگرداند و یا به تعقیب دشمن بپردازند و در شامات با آنها درگیر شوند، با مسلمانان به مشورت‏ پرداخت، نتیجه شورى این شد كه از همانجا بازگردند؛ زیرا اسلام هنوز جوان بود و براى فتح و تسخیر كشورهاى دیگر تجربه كافى نداشت و با این اوصاف اقدام به چنین كارى، خطر بزرگى براى نهال نوپاى اسلام بود.(9) نمونه های فراوان دیگری نیز در مورد سپردن کارهای مهم به کارگزاران شایسته و نیز مشورت و تقسیم کار توسط پیامبر(صلی الله علیه وآله) در منابع مختلف ذکر شده است و حتی برخی از ازدواج های ایشان نیز در راستای جلب نظر رؤسای قبایل و حمایت اجتماعی و سیاسی آنها و سپردن برخی از امور حکومت به آنها بوده است.(10)3- ایشان در امور زندگیشان دارای برنامه بودند. زمانی را برای اداره جامعه، زمانی را برای عبادت و زمانی را برای زندگی شخصی و ارتباط با خانواده قرار می دادند و روشن است که هر کس در زندگی خود دارای برنامه منظم باشد، فرصت انجام کارهای زیادی پیدا خواهد کرد. بر همین اساس پیامبر(صلی الله علیه وآله) در همه امور الگو برای دیگران قرار گرفت؛ بطوریکه در آیه 21 سوره أحزاب می خوانیم: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ (براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیكویى بود). پیامبر(صلی الله علیه وآله) با وجود تعدد همسر هیچگاه در کارهای خود اخلال و کم کاری نداشتند و در جنگ های فراوانی که به ایشان تحمیل می شد هیچگاه بی نظمی نداشتند و مراقب نظم سپاه نیز بودند.(11) حتی وقتی به خاطر شرائط طوفانى و بحرانی زندگى پیامبر(صلی الله علیه وآله)، مخصوصا در زمانى كه در مدینه بود و در هر ماه تقریبا یك جنگ بر او تحمیل مى شد و در همین زمان همسران متعدد داشت، رعایت حق قسم به حكم آیه 51 سوره أحزاب از او ساقط بود(12)، و مى توانست هر گونه اوقات خود را تقسیم كند، با وجود این پیامبر(صلی الله علیه وآله) با برنامه ریزی دقیق نوبت همسران خود را ترک نمی کرد و حتى الامكان مساوات و عدالت را رعایت مى كرد.(13) پی نوشت: پی نوشت: (1). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374 هـ ش، چاپ سى و دوم‏، ج 17، ص 381-383. (2). همان. (3). المیزان، طباطبایی، محمدحسین، مترجم: موسوى همدانى، سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ ى مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374 هـ ش، ج 4، ص 310. (4). ر.ک: المیزان، همان، ج‏ 4، ص 309. (5). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، علامه مجلسی، محمدباقر، اسلامیه، تهران، 1363هـ ش، ج 22، ص 191 و 192. (6). همان. (7). تفسیر نمونه، همان، ج 17، ص 383. (8). صحیح مسلم، مسلم بن حجاج النیشابوری، دار احیاء التراث العربى، بیروت، 1972 م، چاپ دوم، ج 4، ص 187؛ ترجمه امام على(علیه السلام) از تاریخ دمشق، حافظ ابن عساكر، دار المعارف، بیروت‏، بی تا، ح 400 تا 442. (9). آیات ولایت در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم، 1386 هـ ش، چاپ سوم‏، ص 124. (10). المیزان، همان، ج 4، ص 309. (11). به عنوان نمونه: ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ج ‏2، ص 489؛ ج ‏3، ص 72. (12). در آیه 51 سوره أحزاب می خوانیم: «تُرْجِی مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِی إِلَیْكَ مَنْ تَشاءُ وَ مَنِ ابْتَغَیْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَیْكَ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ تَقَرَّ أَعْیُنُهُنَّ وَ لا یَحْزَنَّ وَ یَرْضَیْنَ بِما آتَیْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما فِی قُلُوبِكُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِیماً حَلِیماً»؛ ([موعد] هر یك از همسرانت را بخواهى مى توانى به تاخیر اندازى و هر كدام را بخواهى نزد خود جاى دهى، و هر گاه بعضى از آنها را كه بر كنار ساخته اى بخواهى نزد خود جاى دهى گناهى بر تو نیست، این حكم الهى براى روشنى چشم آنها و اینكه غمگین نباشند و به آنچه در اختیار همه آنان مى گذارى راضى شوند نزدیكتر است و خدا آنچه را در قلوب شما است مى داند و خداوند از همه اعمال و مصالح بندگان با خبر است و در عین حال حلیم است و در كیفر آنها عجله نمى كند). (13). تفسیر نمونه، همان، ج ‏17، ص 386.