پاسخ اجمالی: در روایات اسلامی تعبیرات مهمی درباره ایشان آمده است؛ از جمله اینکه: جعفر در قیامت بر ابلاغ رسالت انبیاء گواهی خواهد داد. او پس از حضرت علی(ع) و زید سومین نفری بود كه به پیامبر(ص) ایمان آورد و به خاطر علاقه فراوانی كه به فقرا و مستمندان داشت از سوی پیامبر(ص) به ابوالمساكین ملقب گشت و درباره او فرمود: «تو از نظر خلقت و خوى شبیه منى». علاوه بر این جعفر رئیس مهاجران به حبشه بود و دو هجرت داشت (هجرت به سوى حبشه و هجرت به سوى مدینه) و به دو قبله نماز خواند (در آغاز اسلام به سوى بیت المقدس و سپس در مدینه به سوى كعبه) و دو بار با پیغمبر(ص) بیعت كرد (بیعتى در آغاز اسلام و بیعتى در فتح مكّه).
پاسخ تفصیلی: در روایات اسلامی تعبیرات مهمی درباره مقام و منزلت «جعفر بن ابی طالب» دیده می شود كه به برخی از آنها اشاره می كنیم:1. در كتاب «كافى» آمده است كه: «امام صادق(علیه السلام) فرمود: روز قیامت، خداوند همه خلایق را در صحنه محشر جمع مى كند اوّلین كسى را كه صدا مى زنند نوح است از او سؤال مى شود آیا دعوت الهى را به مردم رساندى؟ عرض مى كند: آرى! به او گفته مى شود: چه كسى بر این امر گواهى مى دهد؟ مى گوید: محمد بن عبدالله (كه شاهد و ناظر همه امت ها بوده است). نوح حركت مى كند و نزد پیغمبر(صلى الله علیه وآله) مى آید؛ در حالى كه حضرت علی(علیه السلام) با اوست عرض مى كند: خداوند از من سؤال كرده است كه ابلاغ دعوت كرده ام عرضه داشته ام آرى، از من سؤال شد چه كسى گواهى مى دهد؟ عرض كردم: محمد(صلى الله علیه وآله). پیغمبر اكرم(ص) مى فرماید: اى جعفر و اى حمزه بروید و [از سوى من] گواهى دهید كه او ابلاغ رسالت كرده است. [سپس امام صادق(ع) افزود:] جعفر و حمزه [به دستور پیغمبر اسلام(ص)] گواه ابلاغ انبیاء هستند. كسى كه حاضر بود عرض كرد: پس على(علیه السلام) كجا خواهد بود؟ امام(ع) فرمود: «هُوَ أَعْظَمُ مَنْزِلَةً مِنْ ذَلِكَ»؛ (او مقامش از این هم بالاتر است)».(1)2. ابن ابى الحدید از ابو الفرج اصفهانى در كتاب «مقاتل الطالبیین» نقل مى كند كه: «جعفر فضایل فراوانى دارد و احادیث بسیارى در این زمینه نقل شده از جمله اینكه هنگامى كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خیبر را فتح كرد جعفر بن ابى طالب از حبشه باز گشته بود. پیامبر(ص) او را در آغوش گرفت و پیشانى او را بوسید و این جمله معروف را فرمود: «مَا أَدْرِی بِأَیِّهِمَا أَشَدُّ فَرَحاً بِقُدُومِ جَعْفَرٍ أَمْ بِفَتْحِ خَیْبَرَ؟»؛ (نمى دانم كدام یك از این دو براى من سرورآفرین تر است آمدن جعفر [از حبشه] یا فتح خیبر؟)».(2)3. ابن عساكر در «تاریخ دمشق» در روایتى نقل مى كند كه حضرت علی(علیه السلام) نخستین مردى بود كه اسلام آورد، بعد از او زید بن حارثه و سپس جعفر بن ابی طالب.(3)4. در كتاب «الاصابة فى تمییز الصحابه» آمده است كه: «جعفر به مستمندان و فقرا علاقه فراوانى داشت در كنار آنها مى نشست و به آنها خدمت مى كرد و با آنها سخن مى گفت به گونه اى كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) او را «ابوالمساكین» نامید و پیغمبر اكرم(ص) به جعفر فرمود: «أَشْبَهْتَ خَلْقِی وَ خُلُقِی»؛ (تو از نظر خلقت و خوى شبیه منى). [سپس مى افزاید:] این حدیث را بخارى و مسلم در كتاب خود نقل كرده اند».(4)5. ابن عساكر در «تاریخ دمشق» آورده است كه: «انس بن مالك از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نقل مى كند كه فرمود: «نَحْنُ بَنُو عَبْدِ الْمُطَّلِبِ سَادَةُ أَهْلِ الْجَنَّةِ رَسُولُ اللَّهِ وَ حَمْزَةُ سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ جَعْفَرٌ ذُو الْجَنَاحَیْنِ وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ»؛ (ما فرزندان عبدالمطّلب بزرگان اهل بهشتیم من و حمزه سیّدالشهدا و جعفر ذوالجناحین و علی و فاطمه و حسن و حسین)».(5)6. در فضیلت جعفر نیز احادیث فراوانى وجود دارد و ما با حدیثى از امام باقر(علیه السلام) این سخن را پایان مى دهیم. امام پنجم فرمود: «خداوند به رسولش وحى فرستاد كه من چهار خصلت جعفر را پاداش مى دهم، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به سراغ جعفر فرستاد و این خبر را با او در میان گذاشت». جعفر عرض كرد: «اگر نه این بود كه خداوند به تو خبر داده بود، من چیزى در این باره نمى گفتم [خصال چهارگانه من این است] من هرگز شراب ننوشیده ام [حتى در عصر جاهلیّت كه معمول بود]؛ زیرا مى دانستم اگر شراب بنوشم عقل من زایل مى شود و هرگز دروغ نگفتم؛ زیرا مى دانستم دروغ شخصیت انسان را پایین مى آورد و هرگز دامانم آلوده بى عفتى نشد؛ زیرا مى ترسیدم خانواده من نیز گرفتار شوند و هرگز براى بت سجده نكردم؛ چون مى دانستم بت نه زیانى مى رساند و نه سودى مى دهد. پیامبر(ص) دست بر شانه او زد و فرمود: سزاوار است كه خداوند متعال براى تو دو بال قرار دهد كه با آن همراه فرشتگان در بهشت پرواز كنى».(6)اضافه بر همه اینها از افتخارات جعفر آن است كه وی رئیس مهاجران به حبشه بود، بنابراین او دو هجرت داشت (هجرت به سوى حبشه و هجرت به سوى مدینه) و به دو قبله نماز خواند (در آغاز اسلام به سوى بیت المقدس و سپس در مدینه به سوى كعبه) و دو بار با پیغمبر(صلى الله علیه وآله) بیعت كرد (بیعتى در آغاز اسلام و بیعتى در فتح مكّه) همان گونه كه در احادیث وارد شده است.(7)،(8)
پی نوشت: پی نوشت: (1). الكافی، كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامیة، تهران، 1407 قمری، چاپ: چهارم، ج 8، ص 267، (حدیث نوح یوم القیامة). (2). مقاتل الطالبیین، الأصفهانى، ابو الفرج على بن الحسین، تحقیق: صقر، سید احمد، بیروت، دار المعرفة، بى تا، ص 29؛ شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، أبو حامد عز الدین عبد الحمید بن هبة الله بن محمد بن محمد، محقق / مصحح: محمد ابوالفضل ابراهیم، مكتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، 1404 قمری، چاپ: اول، ج 15، ص 72؛ این حدیث را ابن عساكر در تاریخ مدینة دمشق و ذكر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل، ابن عساكر، على بن حسن، محقق / مصحح: شیرى، على، دار الفكر، بیروت، 1415 قمری، ج 72، ص 127 نقل كرده است. (3). مختصر تاریخ دمشق، ابن منظور، محمد بن مكرم بن على، المحقق: روحیة النحاس و ریاض عبد الحمید مراد و محمد مطیع، دار الفكر، دمشق، 1402 قمری / 1984میلادی، الطبعة: الأولى، ج 6، ص 66. (4). الإصابة فى تمییز الصحابة، العسقلانى، احمد بن على بن حجر، تحقیق: عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، دارالكتب العلمیة، بیروت، 1415 قمری / 1995 میلادی، الطبعه: الأولى، ج 1، ص 592. (5). مختصر تاریخ دمشق، همان، ص 68. (6). من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین، قم، 1413 قمری، چاپ: دوم، ج، 4، ص 397؛ مختصر تاریخ دمشق، همان، ص 67. (7). تفسیر فرات الكوفى، كوفى، فرات بن ابراهیم، تحقیق: محمودى، محمد كاظم، انتشارات وزارت ارشاد اسلامى، تهران، 1410 قمری، چاپ: اول، ص397. (8). گردآوری از کتاب: پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامیة، تهران، 1386 شمسی، چاپ: اول، ج 9، ص 401.