logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

ماجرای معجزه «حركت درخت»

امام علی(علیه السلام) ماجرای معجزه «حركت درخت» به دست پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را چگونه توصیف می کند؟


پاسخ اجمالی: امام علی(ع) در ارتباط با این معجزه می فرماید: «سران قریش از پیامبر(ص) معجزه خواستند و گفتند: این درخت را صدا بزن، تا پیش روى تو بایستد، پیامبر(ص) فرمود: اگر این كار را انجام دهم، ایمان مى آورید، گفتند: آرى، فرمود: مى دانم ایمان نمی آورید، سپس فرمود: اى درخت نزد من آی. سوگند به خدا درخت از زمین كنده شد و در برابر پیامبر(ص) قرار گرفت؛ اما آن قوم لجوج ایمان نیاوردند، در این هنگام من گفتم: اقرار مى كنم که آنچه درخت انجام داد به فرمان خدا و براى تصدیق نبوّت تو بود». پاسخ تفصیلی: امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه 182 «نهج البلاغه» ماجرای «معجزه حركت درخت» توسط پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را این گونه بیان می فرماید: «من با آن حضرت بودم كه سران قریش نزد او آمدند و گفتند: اى محمّد تو ادعاى بزرگى كرده اى؛ ادعایى كه هیچ یك از پدران و خاندانت نكردند. ما از تو معجزه اى مى خواهیم كه اگر پاسخ مثبت دهى و آن را پیش چشم ما به انجام برسانى، مى دانیم كه تو پیامبر و فرستاده خدایى و اگر انجام ندهى، خواهیم دانست، ساحر دروغگویى هستى. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: خواسته شما چیست؟ گفتند: این درخت را [اشاره به درختى كردند كه در آنجا بود] براى ما صدا زن، تا با تمام ریشه هایش كنده شود و پیش روى تو بایستد. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: خداوند بر هر چیزى تواناست. آیا اگر این كار را براى شما انجام دهم، ایمان مى آورید و شهادت به حقّ خواهید داد، عرض كردند: آرى، فرمود: من به زودى آنچه را مى خواهید به شما نشان مى دهم؛ ولى مى دانم كه شما به خیر و نیكى [و ایمان و تسلیم در برابر حقّ] باز نمى گردید، و نیز مى دانم در میان شما كسى است كه درون چاه[در سرزمین بدر] افكنده مى شود [اشاره به جنازه هاى ابوجهل و عتبه و شیبه و امیة بن خلف است كه در میدان بدر به چاه افكنده شدند] و نیز كسى است كه احزاب را [براى جنگ با مسلمین] بسیج مى كند [اشاره به ابوسفیان است]. سپس فرمود: اى درخت اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارى و مى دانى كه من رسول خدا هستم با ریشه ها از زمین كنده شو و نزد من آى و به فرمان خدا پیش روى من بایست!، سوگند به خدایى كه او را به حقّ مبعوث كرد [با چشم خود دیدم] درخت با ریشه هایش از زمین كنده شد و حركت كرد؛ در حالى كه [بر اثر سرعت حركت] طنین شدیدى داشت و صدایى همچون صداى بال پرندگان [در هنگام پرواز] از آن بر مى خاست و در برابر رسول خدا(صلى الله علیه و آله) قرار گرفت؛ در حالى كه مانند پرندگان بال مى زد و بعضى از شاخه هاى بالاى آن، بر سر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سایه افكنده بود و بعضى دیگر بر دوش من، در حالى كه در طرف راست پیامبر(صلى الله علیه و آله) ایستاده بودم. هنگامى كه آن قوم [لجوج] این صحنه را مشاهده كردند، از روى برترى جویى و تكبّر گفتند: [اگر راست مى گویى] دستور ده [درخت به جاى خود برگردد و] نیمى از آن نزد تو آید و نیم دیگر در جاى خود باقى بماند، [رسول خدا] به درخت امر فرمود كه چنین كند، بلافاصله نیمى از آن درخت، با منظره اى شگفت آور و صدایى شدیدتر به سوى آن حضرت، حركت كرد و آن قدر پیش آمد كه نزدیك بود به آن حضرت(صلى الله علیه وآله) بپیچد. [بار دیگر] آنها از روى كفر و سركشى گفتند: دستور ده این نصف بازگردد و به نصف دیگر ملحق شود و به صورت نخستین درآید، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) دستور داد و آن نصف به جاى نخستین بازگشت. در این هنگام من گفتم: لا اله الا الله؛ اى رسول خدا! من نخستین كسى هستم كه به تو ایمان آورده ام و نخستین كسى هستم كه اقرار مى كنم كه آن درخت آنچه را انجام داد به فرمان خدا و براى تصدیق نبوّت تو و بزرگداشت سخن و برنامه ات بود؛ ولى تمام آن گروه گفتند: او ساحرى دروغگوست، كه سحر شگفت آور و ماهرانه اى دارد، سپس افزودند: آیا تو را در این كار كسى جز امثال این ـ منظورشان من بودم ـ تصدیق مى كند؟!».(1) پی نوشت: پی نوشت: (1). گردآوری از کتاب: پیام امام امیر المؤمنین(علیه السلام)‏، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامیة‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 7، ص 510.