logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

«توزیع ثروت» در اسلام

اسلام برای توزیع عادلانه ثروت در بین مردم چه راهکارهایی ارائه داده است؟


پاسخ اجمالی: توزیع ناعادلانه ثروت، بلای بزرگ و درد بی درمان دنیای معاصر است؛ اما اسلام در شیوه درمان خود، اقتصاد را با اخلاق پیوند می دهد و آن را در لایه هاى مختلف اقتصاد، یعنى تولید، توزیع و مصرف كالا حاكم می كند تا فاصله بین فقیر و غنى كم شده، و ثروت به طور عادلانه توزیع گردد. از جمله این دستورات تاکید بر روزی حلال و سود عادلانه، و تحریم ربا و رشوه است. در واقع اسلام با طرح بایدها و نبایدهاى اخلاقى در حوزه اقتصاد، عملا چشمه هاى تولید ثروت نامشروع را مسدود می کند. پاسخ تفصیلی: متأسّفانه توزیع ناعادلانه ثروت بلاى بزرگ و درد بى درمان دنیاى امروز است. آمار و ارقام حكایت از آن دارد كه 80% ثروت دنیا در اختیار 20% مردم دنیا، و تنها 20% ثروت دنیا در اختیار 80% مردم دنیاست، و این فاصله روز به روز زیادتر مى شود. یعنى گردن كلفتهاى دنیا، روز به روز گردن كلفت تر، و ضعیفان عالم روز به روز ضعیف تر مى شوند، و اختلافات و درگیرى ها و مشكلات و بدبختى هاى دنیاى امروز نتیجه همین معضل است. دنیاى امروز متأسّفانه هیچ برنامه اى براى حلّ این معضل، و دستیابى به توزیع عادلانه ثروت ندارد و نمى تواند داشته باشد، چون تفكّر مادّى اجازه توزیع عادلانه ثروت را نمى دهد.برنامه اسلام براى توزیع عادلانه ثروت اسلام براى توزیع عادلانه ثروت نیز برنامه دارد. توضیح این كه در اسلام سه نوع مالكیّت وجود دارد: 1. مالكیّت خصوصى: هر انسانى مى تواند تلاش و فعالیّت كند و مالك نتیجه زحماتش شود؛ البتّه مالكیّت شخصى، حدّ و حدود و ضوابطى دارد. 2. مالكیّت عمومى: اموالى است كه مالك خاصّى ندارد، بلكه عموم مردم مالك آن هستند؛ مانند اراضى خراجیّه كه در فقه ما بطور مفصّل مطرح است. 3. مالكیّت حكومت اسلامى: كه بخشى از آن انفال است كه در کتب فقهی مفصل درباره آن بحث شده است. حكومت اسلامى از املاك خود در مواقع لزوم بصورت عادلانه به افراد مى دهد تا اگر مشكلى در جایى به وجود آمده حل گردد. اگر برنامه مالكیّت هاى سه گانه به طور دقیق رعایت و عملى شود، معضل توزیع ناعادلانه ثروت حلّ مى گردد.راه حلّ اسلام: همان طور كه می دانیم، نمى توان نسخه این بیمارى خطرناك را - كه جسم و جان بشریّت را آزار مى دهد - در دنیاى مادّى جستجو كرد؛ چون تفكّر مادّى اجازه توزیع عادلانه ثروت را نمى دهد. امّا اسلام داروى این درد جانكاه را همچون سایر آلام بشر ارائه كرده است و آن این كه: مسائل اقتصادى باید با اصول اخلاقى آمیخته شود، و اقتصاد منهاى اخلاق ممنوع گردد. آرى اگر اخلاق در لایه هاى مختلف اقتصاد حاكم شود، یعنى تولید كالا توزیع كالا و مصرف كالا همه آمیخته با اصول اخلاقى گردد، بى شك روز به روز فاصله زیاد بین فقیر و غنى كم مى شود، و به طور طبیعى ثروت به طور عادلانه در میان همه مردم توزیع مى گردد. به نمونه هایى از دستورات اسلام در این زمینه توجّه فرمایید: 1. تأكید بر روزى حلال: حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) طبق روایت معروفى فرمودند: «اَلْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً وَ اَفْضَلُها جُزْءاً طَلَبُ الْحَلالِ»(1)؛ (عبادت و بندگى خدا هفتاد نوع است، برترین آن به دنبال رزق و روزى حلال رفتن است). آیا دنیاى امروز به دنبال روزى حلال است؟ هرگز. اسلام مى گوید: هر وسیله اى كه براى جامعه بشرى زیانبخش است، تولید و پخش و نگهدارى و توزیع و خرید و فروش و مصرف و هر گونه فعّالیّت پیرامون آن حرام است. امّا امروزه، مهم ترین و پردرآمدترین تجارتهاى دنیاى مادّى، تجارت سلاحهاى مرگبار است كه اسلام تولید و خرید و فروش و نگهدارى آن را تحریم كرده است. اگر دنیاى امروز مطابق احكام اسلام، تجارتِ چنین سلاحهایى را ممنوع كند، جلوى بخش مهمّى از انباشت نامشروع ثروت گرفته مى شود. دومین تجارت پرسود دنیاى مادّى، تجارت موادّ مخدّر است، كه متأسّفانه بسیارى از سیاستمداران عصر ما آلوده آن هستند. خیال نكنید كه به راحتى مقدار قابل ملاحظه اى از موادّ مخدّر در ظرف مدّت كوتاهى از كشور تولید كننده، به كشورهاى مصرف كننده حمل و در بین معتادان توزیع گردیده، و این كار تنها توسّط قاچاقچیان صورت مى پذیرد؛ بلكه چراغ سبز سیاستمداران پرنفوذ كشورهاى مختلف كار را بر قاچاقچیان آسان كرده، و البتّه قاچاقچیان درصدى از سود خود را به آنها مى پردازند تا شرمنده الطاف آنها نباشند!! اسلام هر نوع فعّالیّت پیرامون موادّ مخدّر را تحریم كرده است.(2) اگر دنیاى امروز به این حكم عمل مى كرد نه خبرى از این همه معتاد در گوشه و كنار جهان بود، و نه درمانگاه ها و بیمارستانهاى مختلف درگیر درمان آنها بودند، و نه روز به روز ثروت ثروتمندانِ دنیا، افزون تر مى شد. آرى از دیدگاه اسلام چیزى كه نتیجه اش حرام باشد تمام مقدّماتش حرام است و ثروتهاى متراكم نزد عدّه اى خاص از ثروتمندان دنیا، محصول همین كارهاى حرام است، كه اگر با آن مبارزه شود بى شك فاصله فقیر و غنى كاسته مى شود. 2. تحریم ایجاد بازار سیاه: عدّه اى خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدند، عرض كردند: یابن رسول اللّه! به منظور تجارت و فروش كالاهایمان كاروانى تشكیل داده و به همراه دوستان تاجر به سمت كشور مصر حركت كردیم. قبل از ورود به مصر از مسافرانى كه قصد خروج از آن كشور را داشتند در مورد موقعیّت اقتصادى كالاهایى كه براى فروش آورده بودیم تحقیق كردیم. متوجّه شدیم كه بازار آنجا سخت نیازمند كالاهاى ماست. بدین جهت تمام تجّار كاروان تفاهم كردند كه كالاها را به قیمت بالا فروخته، و به كمتر از فلان مقدار سود رضایت ندهیم، و به همین شكل عمل كردیم و سود سرشارى نصیب ما شد. كار ما چه حكمى دارد؟ حضرت فرمود: مرتكب كار حرامى شده اید،(3) مسلمان نباید بازار سیاه درست كند. هنگامى كه مردم نیازمند كالاى تو هستند نباید آن را به چندین برابر قیمت بفروشى! متأسّفانه برخى از كشورهاى اروپایى مقدار قابل ملاحظه اى از موادّ غذایى خود را به دریا مى ریزند تا قیمتهایشان نشكند! اسلام با تحریم این گونه فعّالیّتها، از انباشته شدن ثروتهاى نامشروع حاصل از بازار سیاه جلوگیرى مى كند. 3. تحریم رباخوارى: ربا مهمترین منبع درآمد بانكهاى دنیاى مادّى است. رباخوار سود خالص مى گیرد و با ضرر و زیان وام گیرنده كارى ندارد. وام گیرنده تحت هر شرایطى وام دریافتى و سود آن را باید بازگرداند، حتّى اگر ضرر كرده باشد. بلكه گاه سود دو برابر و چند برابر و جریمه تأخیر هم به آن اضافه مى شود. و اگر قادر بر پرداخت نباشد وثیقه اش را مى فروشند و مطالباتشان را وصول مى كنند. بدین جهت سرمایه رباخوار روز به روز زیادتر، و ثروت در نزد امثال او افزونتر، و وام گیرندگان روز به روز فقیرتر و بیچاره تر گردیده، و گاه به خاك سیاه مى نشینند. اسلام این فعّالیّت نامشروع را تحریم كرده است؛ چون رباخوار هیچ كار مثبتى انجام نمى دهد، و تحت هر شرایطى فقط به فكر افزایش دارایى و سرمایه خویش است. او حاضر است خون مردم را در شیشه كرده، همچون زالو آن را بمكد، امّا ریالى از سودش را از دست ندهد. بانك جهانى با همین وامهاى ربوى، كه گاه براى یك دلار ده دلار پس مى گیرد، ملّتهاى مستضعف را بیچاره كرده است. اسلام با تحریم رباخوارى، جلوى یكى از عوامل مهمّ توزیع ناعادلانه ثروت را گرفته است. اگر مسلمانان، و حتّى غیر مسلمانان، به روایات شدید اللحنى كه در این زمینه وارد شده، و مفاسد گوناگون و متعدّد این كار بسیار زشت را تبیین كرده،(4) كه دامنگیر فرد و جامعه مى شود، و گاه به عصیانهاى اجتماعى منتهى مى گردد، تا آنجا كه در حكم محاربه و اعلان جنگ با خداوند بیان شده، توجّه كنند هرگز خویش را آلوده این گناه بزرگ نخواهد كرد. 4. تحریم رشوه خوارى: رشوه خوارى در قالبهاى مختلف، نظیر پورسانت، هدیه، زیرمیزى، پول چاى و مانند آن در معاملات مهم رواج دارد. محموله هاى بزرگ كشتى هاى نفتى، صنعتى، سلاح و مانند آن به سهولت به سامان نمى رسد، بلكه تا رشوه گیرها و دلالان رشوه نگیرند اجازه نقل و انتقال داده نمى شود، و این كار بسیار زشت یكى دیگر از عوامل تجمیع ثروت و فاصله طبقاتى است. به همین خاطر است که اسلام رشوه گیر و رشوه دهنده را در آتش دوزخ مى داند؛ «اَلرّاشى وَ الْمُرْتَشى فِى النّارِ».(5) 5. غش و تقلّب در معامله: در دنیاى امروز بسیارند كارخانه هایى كه اجناس تولیدى خود را با مارك كشورهاى دیگر به فروش مى رسانند. این كار غش و تقلّب در معامله محسوب مى شود، و لذا اسلام آن را تحریم كرده است؛ «اِنَّ الْغِشَّ لا یَحِلُّ».(6) 6. ماهواره ها و سایت هاى فاسد: امروزه به وسیله ماهواره ها و سایت هاى فاسد و مفسد و اخیراً تلفن هاى همراه، فساد فراگیر شده، و به تعبیر آن روایت، ظلم و جور دنیا را فرا گرفته است؛ «كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً».(7) آمارى كه اخیراً برخى از مسؤولین مطّلع منتشر كرده اند حاكى از آن است كه هفده هزار كانال تلویزیونى به وسیله ماهواره ها در اختیار خانواده هاى ایرانى قرار مى گیرد، كه از این رقم تعداد انگشت شمارى اختصاص به مسائلى علمى و خبرى داشته، و بقیّه عموماً حاوى برنامه هاى فاسدى است كه توصیف آن شرم آور است، تا چه رسد به پخش و تماشاى آن! برنامه هاى زشتى كه منتهى به متلاشى ساختن خانواده ها، تعلیم دزدى، سرقت، فحشا، خودفروشى، همجنس بازى و مانند آن شده، و فساد را به بینندگان خویش منتقل مى سازد. این ماهواره ها و سایت هاى فاسد، براى درآمد بیشتر دنیا را به فساد كشیده اند. عجیب این كه وقتى فتوا به تحریم این گونه ابزار فسادانگیز و مولّد گناه داده مى شود، بعضى انسان هاى ناآگاه آن را خلاف آزادى مى شمارند. آیا وسیله اى كه ناموس مردم و جوانان آنان را فاسد مى كند، چیز مناسبى است؟ آیا مردم چنین آزادى را كه ثمره آن فساد و انحراف جوانانشان باشد، مى پذیرند؟ اى كسانى كه آشكارا یا مخفیانه آنتن ماهواره را بر پشت بامتان نصب كرده اید! هنگامى كه به خواب مى روید و دختر و پسر شما نیمه هاى شب پاى برنامه هاى آلوده آن مى نشینند و شهوتشان تحریك مى شود اگر متعرّض همدیگر شوند، این رسوایى را به كجا خواهید برد؟! نمونه هایى از این گونه ارتباطات زشت را در نامه هاى استفتا براى ما نوشته بودند كه حتّى برادر و خواهر، و بلكه پدر و دختر صاحب فرزندى نامشروع شده بودند!! لذا به پدران و مادران توصیه مى شود كه با دست خود ابزار و وسایل بدبختى و آبروریزى خویش را فراهم نسازند، بلكه بیش از پیش مواظب فرزندان خود باشند، كه آنها امانت هاى الهى هستند. 7. ثروت اندوزى ممنوع: خداوند متعال در آیه 34 سوره توبه در مورد ثروت اندوزان چنین مى فرماید: «وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاَ یُنفِقُونَهَا فِى سَبِیلِ اللهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَاب أَلِیم»؛ (و كسانى كه طلا و نقره را گنجینه [و ذخیره و پنهان] مى سازند، و در راه خدا انفاق نمى كنند، به مجازات دردناكى بشارت ده!). آری روز قیامت درهم و دینارها در آتش جهنم گداخته شده، و بر پیشانى و پشت و پهلوى ثروت اندوزان نهاده مى شود. سؤال: منظور از ثروت اندوزى چیست؟ جواب: مفسّران در این زمینه احتمالات متعدّدى داده اند،(8) كه به دو نمونه آن اشاره مى كنیم: 1. منظور نپرداختن زكات و سایر وجوه شرعیّه است؛ بنابراین كسى كه زكات و سایر وجوهات شرعیّه اش را مى پردازد هر چقدر پول جمع كند ثروت اندوزى نكرده است. 2. پرداخت زكات و دیگر وجوهات واجب كفایت نمى كند، زیرا اگر جامعه فقیر و نیازمند شد و زكات و دیگر وجوهات شرعیّه جوابگوى نیازهاى جامعه نباشد، حكومت اسلامى مى تواند حدّ معیّنى براى ثروت افراد تعیین كند، كه اضافه بر آن ثروت اندوزى است و باید تعدیل گردد. اگر ثروت خود را در جهت تولید، تأسیس مراكز خیریّه، توانبخشى، و مانند آن به كار گیرد اشكالى ندارد، ولى نباید آن را از چرخه اقتصاد خارج، و صرفاً ذخیره كند.(9) 8. سود عادلانه: امام صادق(علیه السلام) به غلامش فرمود: مخارج و هزینه هاى ما زیاد شده است، این كیسه پول حاوى 1000 دینار را بگیر و با آن معامله اى كن تا سود آن را صرف مخارج و هزینه ها كنیم. غلام پول را گرفت و مال التجاره اى تهیّه نمود، و همراه كاروانى به مصر رفت و با سود كلانى بازگشت. دو كیسه 1000 دینارى تقدیم امام نمود، و عرض كرد: هزار دینار اصل سرمایه، و هزار دینار دیگر سود آن است. امام با تعجّب و عصبانیّت فرمود: از مردم 100% سود گرفته اى! سپس اصل سرمایه را برداشت، و سود را بازگرداند.(10) آرى، اسلام سفارش مى كند كه سود هم باید عادلانه باشد. در حالى كه در جهان كنونى گاه كالایى براى مادّى پرستان یكصد دلار تمام مى شود، ولى آن را به ده برابر و گاه پنجاه برابر قیمت مى فروشند، و این سود ناعادلانه یكى دیگر از عوامل فاصله طبقاتى است. نتیجه این كه اسلام با آمیختن اخلاق و اقتصاد، و طرح بایدها و نبایدهاى اخلاقى در حوزه اقتصاد، عملاً چشمه هاى تولید ثروت هاى نامشروع - كه باعث توزیع ناعادلانه ثروت مى گردد - را مسدود نموده، تا ثروت به طور عادلانه در بین تمام اقشار جامعه توزیع گردد.(11) پی نوشت: پی نوشت: (1). ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏، ابن بابویه، محمد بن على‏، دار الشریف الرضی، قم‏، 1406 قمری‏، چاپ دوم‏، ص 180. (2). توجّه شما خوانندگان محترم را به یك نمونه از استفتائاتى كه در این زمینه از محضر مرجع عالیقدر حضرت آیة اللّه العظمى مكارم شیرازى(مدّظلّه) شده، جلب مى كنم: سؤال: نظر حضرتعالى در مورد مصرف موادّ مخدّر و مقدّمات آن، از قبیل كشت، تولید، نگهدارى، مخفى كردن، حمل و نقل، توزیع و خرید و فروش آن چیست؟ جواب: بدون شك استعمال موادّ مخدّر یكى از گناهان كبیره است، كه ادلّه مختلف شرعیّه بر حرمت قطعى آن دلالت دارد و بر همه مسلمانان واجب است كه از این موادّ پلید پرهیز و اجتناب كنند و فرزندان و بستگان و آشنایان خود را شدیداً از آن برحذر دارند و هر كس هر گونه كمكى به كشت، تهیّه، حمل و نقل و پخش این مواد كند مشمول مجازات الهى خواهد بود و هر گونه درآمدى از آن حاصل شود حرام و نامشروع است. همه مسلمین باید بدانند یكى از نقشه هاى خطرناك دشمنان براى نابود كردن ایمان و توان جوانان، توسعه همین موادّ مخدّر مى باشد؛ بنابراین بر حكومت هاى اسلامى و عموم مردم فرداً فرد واجب است كه با آن مبارزه كنند و ان شاء اللّه روزى بیاید كه موادّ مخدّر از سرزمین كشورهاى اسلامى ریشه كن گردد. (استفتاءات جدید، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: علیان نژادى، ابوالقاسم‏، مدرسة الامام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم‏، ‏1427 قمری‏، چاپ دوم، ج 2، ص 242). (3). الكافی، كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامیة، تهران، ‏1407 قمری، چاپ چهارم، ج ‏5، ص 161، باب (الحلف فی الشراء و البیع). (4). شرح این مطلب را در كتاب ربا و بانكدارى اسلامى‏، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: علیان نژادى، ‏ابوالقاسم، مدرسة الامام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم‏، 1380 شمسی، چاپ اول‏، ص 9 مطالعه فرمایید. (5). كنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، المتقی الهندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، محقق: بكری حیانی، صفوة السقا، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1401 قمری / 1981 میلادی، چاپ پنچم، ج 6، ص 178. (6). الكافی، همان، ج ‏5، ص 161، باب (الغش). (7). همان، ج ‏1، ص 338، باب (فی الغیبة). (8). تفسیر نمونه، مكارم شیرازى، ناصر، دار الكتب الإسلامیة، تهران، 1374 شمسی، چاپ اول، ج 7، ص 394. (9). مجمع البیان فى تفسیر القرآن، طبرسى، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 شمسی، چاپ سوم، ج 5، ص 40. (10). الكافی، همان، ج ‏5، ص 161، باب (الحلف فی الشراء و البیع). (11). گردآوری از کتاب: از تو سوال مى كنند، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: علیان نژادى، ‏ابوالقاسم، مدرسة امام على بن ابى طالب(علیه السلام‏)، قم‏، 1387 شمسی،‏ چاپ دوم‏، ص 170.