logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

مسأله عدل الهی در زمینی شدن انسانها، به خاطر گناه حضرت آدم(ع)!

اینکه حضرت آدم در بهشت آفریده شد اما فرزندانش به خاطر خطای او به زمین آورده شده اند بی عدالتی نیست؟! چرا نوع بشر باید تاوان گناه پدر را بدهند؟!


پاسخ اجمالی: اولا: بنابر تفسیر صحیح و مستند به دلایل نقلی و عقلی، آدم نه در بهشت برین که در یکی از باغ های سرسبز «زمین» آفریده است؛ بنابراین هم او و هم ما فرزندانش از این لحاظ که در کره «زمین» آفریده شده ایم، تفاوتی با هم نداریم.ثانیا: خطای او نیز جرم و گناه مصطلح نبوده است تا تبعات آن به فرزندانش سرایت کند؛ عمل او نوعی ترک اولی بود که با توجه به شأن و جایگاهش بهتر بود از او سر نمی زد.ثالثا: حضور در زمین و مواجهه با آزمون های خداوند و پیروزی در آن آزمون ها، زمینه رسیدن به مقامی والاتر از مقام آدم و بهشتی بهتر از آنجا که آدم در آن بود را فراهم می کند.رابعا: همه انسان ها در بهره بردن از نعمت های خدا، دچار شدن به امتحانات الهی و وسوسه های شیطان و اختیار یکسانند؛ بنابراین هیچ تبعیضی بین آدم و فرزندانش صورت نگرفته و به هیچ وجه عدل الهی نقض نمی گردد. پاسخ تفصیلی: هنگام مطالعه داستان خلقت آدم(علیه السلام) و همسرش حوا و چگونگی هبوط آن دو در زمین، ممکن است این سؤال به ذهن برسد که آیا بین آدم ابوالبشر و ما فرزندانش تبعیضی از سوی خدا صورت گرفته است؟! چرا که او در بهشت آفریده شد و بر اساس وسوسه شیطان و ارتکاب یک خطا از آنجا رانده شد و چه بسا اگر ما در چنان شرایطی آفریده می شدیم، مرتکب چنان خطایی نمی شدیم و تا ابد در بهشت پر نعمت الهی می ماندیم و متحمل سختی های زیست بر کره خاکی نمی گشتیم.پاسخ به چنین سؤالی با توجه به چند نکته روشن می گردد:1) «بهشتـ»ـی که آدم از آن رانده شد، بهشت برین نبود: گرچه بعضى منظور از «بهشت» را بهشت موعود نیكان و پاكان مى دانند ولى ظاهر این است كه آن بهشت نبود. بلكه یكى از باغ هاى پر نعمت و روح افزاى یكى از مناطق سر سبز زمین بوده است. زیرا:اولا خود قرآن در آیه 30 سوره بقره تاکید می فرماید که آدم روی «زمین» به عنوان جانشین خداوند قرار داده شده است: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً».ثانیا بهشت موعود قیامت، نعمت جاودانى است كه در آیات بسیارى از قرآن به این جاودانگى بودنش اشاره شده و بیرون رفتن از آن ممكن نیست.ثالثا ابلیس آلوده و بى ایمان را در آن بهشت راهى نخواهد بود؛ نه وسوسه هاى شیطانى او و نه نافرمانى خدا.(1)رابعا این موضوع که آدم نه از بهشت برین بلکه از یکی از باغ های زمین رانده شد، در روایاتى كه از طرق اهل بیت(علیهم السلام) به دست ما رسیده، صریحا آمده است. یكى از راویان حدیث مى گوید از امام صادق(علیه السلام) راجع به بهشت آدم پرسیدم امام(علیه السلام) در جواب فرمود: «باغى از باغ هاى دنیا بود كه خورشید و ماه بر آن مى تابید و اگر بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن بیرون رانده نمى شد».(2)خامسا بهشت برین، نقطه پایان سیر انسان است و این بهشتی که در داستان خلقت مورد اشاره قرار می گیرد، آغاز سیر او بود. این مقدمه اعمال و برنامه هاى او است و آن نتیجه اعمال و برنامه هایش. از اینجا روشن مى شود كه منظور از هبوط و نزول آدم به زمین، نزول مقامى است نه مكانى، یعنى از مقام ارجمند خود و از آن بهشت سرسبز پائین آمد(3) نه اینکه لزوما در بهشت برین بوده باشد و سپس به «زمین» ما منتقل گردیده باشد.با این بیان روشن می شود که آدم و حوا هیچ برتری ای در مقایسه با ما فرزندان شان نداشته اند و همان طور که شرایط زیستی ما بر روی همین «زمین» است، آنها نیز در روی «زمین» بوده اند.2) خطای آدم، جرمی نبود که مجازاتش به فرزندانش سرایت کند: روشن است آدم(علیه السلام) با آن مقامى كه خداوند در بسیاری از آیات قرآن برای او بیان کرده جایگاه والایى از نظر معرفت و تقوا داشت. او نماینده خدا در زمین بود، او معلم فرشتگان بود، او مسجود ملائكه بزرگ خدا گردید.(4) این آدم با این امتیازات مسلما گناه نمى كند و علاوه بر آن می دانیم که او پیامبر بود و هر پیامبرى معصوم است.(5) خطایی نیز که از سوی او صادر شد، به صورت های گوناگونی مورد تفسیر قرار گرفته که دو عنوان از مهم ترین هایش، چنین است:«ترک اولی» بوددن خطای آدم: گناه مطلق گناهانى است كه از هر كس سر زند گناه است و درخور مجازات.(مانند شرک و كفر و ظلم و تجاوز) و گناه نسبى آن است كه گاه بعضى اعمال مباح و یا حتى مستحبّ درخور مقام افراد بزرگ نیست. آنها باید از این اعمال چشم بپوشند و به كار مهم تر پردازند. در غیر این صورت ترک اولى كرده اند. فى المثل نمازى را كه ما مى خوانیم قسمتى از آن با حضور قلب و قسمتى بى حضور قلب مى گذرد و درخور شان ما است. این نماز هرگز درخور مقام شخصى همچون پیامبر(صلی الله علیه وآله) و على(علیه السلام) نیست. او باید سراسر نمازش غرق در حضور در پیشگاه خدا باشد و اگر غیر این كند حرامى مرتكب نشده، اما ترک اولى كرده است. آدم نیز سزاوار بود از آن درختی که خداوند از آن نهی اش کرده بود، نخورد هر چند براى او ممنوع نبود، بلكه «مكروه» بود.ارشادی بودن نهی خدا: نهی آدم(علیه السلام) توسط خداوند از نزدیک شدن به آن درخت ممنوع، همانند دستور طبیب است كه مى گوید: فلان غذا را نخور كه بیمار مى شوى. خداوند نیز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوع بخورى از بهشت - زمینی خاص - بیرون خواهى رفت و به درد و رنج خواهى افتاد. بنابراین آدم(ع) مخالفت نهى ارشادى خدار را كرد.(6)بنابر هر دوی این تفاسیر، آنچه آدم(علیه السلام) مرتكب شد گناهی نبود كه در خور مجازات باشد و بالتبع مجازاتی باقی نمی ماند تا درباره نسل آدم، موضوعیت یابد. البته در مورد هبوط آدم به زمین درست است که فرزندان او نیز به تبع پدر و مادر در زمین زندگی می کنند، اما این گونه نیست که این امر مجازات فرزندان محسوب گردد، بلکه چه بسا برای آنها خیر باشد؛ چنانکه وقتی پدری دچار مشکلات مالی می گردد، گرچه فرزندان او نیز به سختی می افتند، اما در این سختی ها ورزیده شده و اگر تلاش کنند به مراتب از پدر خود نیز برتر و موفق تر خواهند شد. همان طور که در بین فرزندان حضرت آدم چنین برتری وجود داشت و بسیاری از انسانها که از نسل او بودند به مقامی به مراتب بالاتر از او دست یافتند که در راس آنها پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام) می باشند.3) حضور در زمین زمینه رسیدن به بهشتی بهتر از آنجا که آدم در آن بود را فراهم می کند: نکته مهم دیگر در مورد حضور آدم و فرزندان او در زمین و مواجهه همه آنها با محیط پرمشقت زمین و در کنار آن وسوسه های شیطان، فراهم شدن زمینه کمال بیشتر آنها و در نتیجه دست یابی به بهشتی برتر می باشد؛ چرا که در این شرایط است که مشخص می گردد اعمال چه کسی بهتر است، نه اینکه همه در سرزمین خوش و خرمی زندگی کنند و هیچ نیروی مخالفی نباشد تا توانایی های انسان مشخص شود. اصولا انسان تا در شرایط سخت و در برابر دشمن نیرومندى قرار نگیرد هرگز نیروها و نبوغ خود را بسیج نمى كند و به كار نمى اندازد، اما حضور در زمین و وجود دشمنی نیرومند مانند شیطان سبب تحرك و جنبش هر چه بیشتر انسان و در نتیجه ترقى و تكامل او مى شود.(7)در نتیجه همه انسان ها در چنین شرایطی قرار گرفته و در راستای تعالی و کمال خود، مدام توسط وسوسه های شیطانی مورد آزمون های سخت قرار می گیرند تا به تعبیر قرآن در آیه 2 سوره ملک، خوب از بد شناخته شود: «أَلَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»؛ (آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل مى کنید). نمونه روشن این آزمایش خود حضرت آدم(علیه السلام) می باشد که در اولین گام هایش در حرکت به مسیر کمال مورد امتحانی بس سنگین قرار گرفت و بعد از ماجراى وسوسه ابلیس و دستور خروج آدم از بهشت، آدم متوجّه شد كه به خویشتن ستم كرده، و بر اثر فریب شیطان از آن محیط آرام و پرنعمت بیرون رانده‏ شده، و در محیط پرزحمت‏ و مشقّت بار زمین قرار خواهد گرفت. آدم در اینجا به فكر جبران خطاى خویش افتاد و با تمام وجود متوجّه پروردگار شد، توجّهى آمیخته با كوهى از ندامت و حسرت و پشیمانى! لطف خدا نیز در این موقع به یارى او شتافت و چنان كه قرآن در آیه 40 سوره بقره می فرماید: «فَتَلَقَّى آدَمُ‏ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ‏»؛ (آدم از پروردگار خود كلماتى دریافت داشت، سخنانى مؤثّر و دگرگون كننده و با آن توبه كرد و خدا نیز توبه او را پذیرفت).(8)در مورد سایر انسانها نیز درست است که با حضور در زمین گرفتار سختی هایی شدند و با وسوسه شیطان ممکن است خطایی از آنها سر بزند؛ اما اگر در چنین شرایطی بتوانند بر نفس خود پیروز شده و در امتحانات الهی سربلند بیرون آیند، مانند حضرت آدم(علیه السلام) مورد لطف خداوند قرار می گیرند و به بهشت برتر و نعمت هایی دست پیدا خواهند کرد كه تمام نعمت هاى مادى و معنوى جهان در آن جمع است، چنانکه در آیه 71 سوره زخرف می خوانیم: «وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ‏»؛ (در بهشت آنچه دل مى خواهد و چشم از آن لذت مى برد موجود است). بعضى عقیده دارند كه جمله «ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ» اشاره به تمام لذات جسمانى است، و جمله «تَلَذُّ الْأَعْیُنُ‏» بیانگر لذات روحانى است، و چه لذتى در بهشت بالاتر از اینكه انسان با چشم قلب به جمال بى مثال پروردگار نگاه كند كه یك لحظه آن از تمام نعمت هاى مادى بهشت‏ برتر است.(9)4) وضعیت یکسان «آدم»(ع) و فرزندانش در تنعم و امتحان و اختیار: بررسی وضعیت «آدم»(علیه السلام) و فرزندانش نشان می دهد که این گونه نبوده است که آن پیامبر الهی، شرایط متفاوتی از فرزندانش در شرایط عبودیت داشته باشد. درباره بهره مند بودن آدم(علیه السلام) و همسرش حوا، از نعمت های الهی در آیه 35 سوره بقره می خوانیم که «وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا»؛ (و گفتیم اى آدم تو با همسرت در بهشت - زمینی خاص - سكونت كن، و از [نعمت هاى] آن گوارا هر چه مى خواهید بخورید). اگر آدم و حوا کاملا از نعمات الهی - به جز یک درخت نهی شده توسط خداوند - برخوردار بودند، فرزندان آنها نیز در طول قرن های متمادی از هزاران نعمت مادی و معنوی در مسیر کمال برخوردار بوده و هستند و در این مورد شرایط متفاوتی در مقایسه با پدرشان، آدم(علیه السلام) ندارند.اگر امروزه انسان ها در راستای تعالی و کمال خود، مدام توسط وسوسه های شیطانی مورد آزمون های سخت قرار می گیرند، آدم ابوالبشر نیز همان طور که بیان شد در اولین گام هایش در حرکت به مسیر کمال مورد امتحانی بس سنگین قرار گرفت. شیطان که از نهی شدن آدم و همسرش از نزدیک شدن به یکی از درختان بهشت اطلاع داشت و تصمیم قاطع گرفته بود که تا آنجا كه مى تواند از آدم و فرزندانش انتقام بگیرد و در فریب آنان بكوشد در صدد وسوسه آنان برآمد، و براى رسیدن به این مقصود، انواع دام ها را بر سر راه آنان گسترد! نخست همان طور كه قرآن مى گوید «به وسوسه كردن آنان مشغول شد تا لباس هاى اطاعت و بندگى خدا را از تن آنان بیرون كند و عورت آنها كه پنهان بود آشكار سازد»(10) و براى رسیدن به این هدف، بهترین راه را این دید كه از عشق و علاقه ذاتى انسان به تكامل و ترقى و «زندگى جاویدان» سوءاستفاده كند و هم عذر و بهانه اى براى مخالفت فرمان خدا براى آنان بتراشد لذا نخست به آدم و همسرش گفت: «خداوند شما را از این درخت نهى نكرده جز اینكه اگر از آن بخورید یا فرشته خواهید شد و یا عمر جاویدان پیدا مى كنید»(11) و به این ترتیب فرمان خدا را در نظر آنان به گونه دیگرى جلوه داد و این طور مجسم كرد كه نه تنها خوردن از «شجره ممنوعه» زیانى ندارد بلكه موجب عمر جاویدان و یا رسیدن به مقام و درجه فرشتگان خواهد شد.(12)علاوه بر اینها، همان طور که انسان های امروز اختیار کامل دارند تا با تمسک به آموزه های پیامبران و اولیای آنها و یا خدایی نکرده پشت کردن به آنها، مسیر سعادت یا شقاوت شان را مستقیما خودشان به دست خودشان انتخاب کنند، آدم ابوالبشر نیز به رغم همه وسوسه انگیزی های شیطان، باز در همه تصمیم گیری های خود کاملا مختار و آزاد بود که اگر نمی بود خداوند او را مسئول اعمالش نمی دانست و او را از بهشت، به زمین هبوط نمی داد.(13)جمع بندی اینکه میان آدم ابوالبشر و فرزندانش تفاوت محسوس و تأثیرگذاری در شرایط زیست محیطی مؤثر بر سعادت یا شقاوت وجود ندارد. پی نوشت: پی نوشت: (1). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374 هـ ش، چاپ سی و دوم، ج ‏1، ص 186. (2). «جَنَّةٌ مِنْ جِنّاتِ الدُّنْیا یَطْلُعُ فِیهَا الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ لَوْ كانَ مِنْ جِنَانِ الآْخِرَةِ ما خَرَجَ مِنْها أَبَداً». (علل الشرائع، ابن بابویه، محمد بن على‏، کتاب فروشی داوری، قم، 1385 هـ ش، چاپ اول، ج ‏2، ص 600). (3). تفسیر نمونه، همان، ص 187. (4). برای مثال آیات 30 تا 34 سوره بقره را ببینید. (5). تفسیر نمونه، همان، ص 187. (6). همان، ص 188. (7). تفسیر نمونه، همان، ج ‏1، ص 194. (8). آیات ولایت در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم، 1386 هـ ش، چاپ سوم، ص 242. (9). تفسیر نمونه، همان، ج ‏21، ص 116. (10). سوره اعراف، آیه 20: فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما. (11). سوره اعراف، آیه 20: وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَیْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِینَ. (12). تفسیر نمونه، همان، ص 116. (13). همان، ص 120.