logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

اطلاق کلمه «ربّ» به عزیز مصر از طرف حضرت یوسف(ع)!

آیا اطلاق کلمه «ربّ» به عزیز مصر از طرف حضرت یوسف(ع) تعبیر شرک آمیزی نیست؟


پاسخ اجمالی: اولا: بسیاری از مفسرین منظور از «رب» در عبارت «إِنَّهُ‏ رَبِّی» را خداوند دانسته اند. ثانیا: بر فرضی که حضرت یوسف(ع) در این عبارت عزیز مصر را اراده کرده باشد، تعبیر او اشکالی ندارد؛ زیرا این واژه مختصّ به پروردگار نیست و برای غیر خداوند نیز بکار می رود؛ چنانکه این واژه، در آیات و روایات دیگری به غیر خداوند اطلاق شده است. پاسخ تفصیلی: معنی لغوی واژه «ربّ»: واژه «ربّ» از ریشه ی «ر ب ب» به معناى تربیت و سوق دادن چیزى به سوى كمال است.(1) البته معانی دیگری نیز برای آن بیان شده است، ولى همان‏گونه كه در «التحقیق» آمده، همه آنها به یك معنا باز مى گردد؛ و آن عبارت است از: «سوق دادن چیزى به سوى كمال، و رفع نقایص در جهات مختلف مادّى و معنوى»؛ از آنجا كه اقدام به چنین كارى با مفاهیم دیگرى مانند: اصلاح، تدبیر، حكومت، مالكیّت، مصاحبت، سیادت، اجتماع، تعلیم و تغذیه همراه است، به هر یك از این معانى نیز اطلاق شده است.(2) به همین دلیل، كتب لغت‏ معانى متعدّدى براى آن ذكر كرده اند. در لسان العرب آمده است كه «ربّ‏» علاوه بر این‏كه بر ذات پاك خداوند اطلاق مى‏ شود به معناى مالك و آقا، و مدبّر، مربّى، قیّم، مُنعِم، نیز آمده است.(3) جان سخن این‏كه: این واژه در اصل به همان معناى پرورش و تربیت و سوق به كمال است و سپس به معانى ملازم آن نیز اطلاق شده است.(4) اما کاربرد «ربّ» بطور مطلق و یا به همراه «ال» فقط بر خداوند اطلاق می گردد كه متكفّل به اصلاح موجودات است و اطلاق آن بر غیر خدا همراه با اضافه می آید.(5) البته در جاهلیت «الرب» ـ با الف و لام ـ نیز به معنای مَلِک و مولی به کار می­ رفته است و این کاربرد در اشعار جاهلی مشهود است، چنانکه حارث بن حلزه اینگونه سروده است: و هُوَ الرَّبُّ و الشَّهِیدُ عَلَى یَوْمِ *** الحِیارَیْنِ وَ البَلَاءُ بَلاء(6) طبرسى نیز در تفسیر سوره حمد چند معنى از جمله: رئیس، مطاع مالك، صاحب (رفیق)، مربّى و مصلح براى «ربّ» نقل كرده و می گوید: آن مشتق از تربیت است و این كلمه بطور اطلاق جز به خدا گفته نمی شود و در غیر خدا مقیّد می آید. مثل: «ربّ الدار»، «ربّ الضیعة». منظور از «رب الدار» یعنی مالک و صاحب دار، و اینکه در دعا می خوانیم: «وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَلَدٍ یَكُونُ عَلَیَ‏ رَبّاً»(7)، یعنی پناه می برم به خدا از فرزندی که بر من سروری کند و ربّ من باشد. در حدیث «أَشراط الساعة» نیز این واژه به معنای «مولا» بکار رفته است. آنجا که می خوانیم: «و أَن تَلِدَ الأَمَةُ رَبَّها»، یعنی (کنیز برای سید و مولای خود فرزندی به دنیا آورد).(8) قابل توجه است که در برخی از روایات خدای یکتا با تعبیر «رب الأرباب» معرفی شده است؛ چنانکه در دعاى 48 صحیفه سجادیه آمده است: «اللّهُمّ لَكَ الْحَمْدُ بَدِیعَ السّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ، رَبّ الْأَرْبَابِ». در دعای امام سجاد(علیه السلام) در شب قدر نیز می خوانیم: «أَنْتَ نُورُ النُّورِ وَ رَبُ‏ الْأَرْبَابِ‏ أَحَطْتَ‏ بِجَمِیعِ‏ الْأُمُور».(9) همچنین در مناجاتی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مَالِكَ الْمُلْكِ وَ رَبَ‏ الْأَرْبَابِ‏ وَ سَیِّدَ السَّادَات‏».(10) راغب می گوید: اگر قرار باشد «ربّ» فقط به خدا اطلاق شود لازم بود كه جمع بسته نشود.(11) با این توضیحات روشن می شود که واژه «ربّ» به غیر خدا هم اطلاق می شود؛ و معنای لغوی آن عمومیّت دارد.بررسی کلام حضرت یوسف(علیه السلام): در آیه 23 سوره یوسف می خوانیم که ایشان وقتی با درخواست زلیخا مواجه شد، فرمود: «مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ‏ رَبِّی‏ أَحْسَنَ‏ مَثْوَاى‏َ إِنَّهُ لَایُفْلِحُ الظَّالِمُون‏»؛ (پناه مى برم به خدا! او صاحب نعمت من است؛ مقام مرا گرامى داشته [آیا ممكن است به او ظلم و خیانت كنم؟!] به یقین ستمكاران رستگار نمى شوند).اوّلا: در اینکه ضمیر «هاء» در «إِنَّهُ‏ رَبِّی» به «خداوند» برمی گردد یا به «عزیز مصر»، بین مفسران اختلاف است؛ بسیاری از مفسرین از جمله علامه طباطبائی معتقدند که ضمیر به «عزیز مصر» برنمی گردد.(12) زیرا یوسف هرگز عزیز مصر را «ربّ» خود تصوّر نمی کرد و خود را آزاد و غیر مملوك مى دانست، هر چند مردم بر حسب ظاهر او را برده تصور مى كردند؛ به شهادت اینكه در زندان به آن برده اى كه رفیقش بود گفت: «اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ»؛(13) و همچنین به فرستاده پادشاه گفت: «ارْجِعْ إِلى‏ رَبِّكَ»(14) و هیچ جا تعبیر به «رَبّى» نکرد.(15)ثانیا: شبهه زمانی وارد است که «عزیز مصر» مرجع ضمیر واقع شود. امّا بر فرضی که ضمیر در «إِنَّهُ‏ رَبِّی» به «عزیز مصر» برگردد، چنانکه آلوسی در «روح المعانی» آن را به عنوان یک احتمال بیان کرده است(16)؛ در این صورت باز هم سخن حضرت یوسف(علیه السلام) تعبیر شرک آمیزی نخواهد بود. زیرا همانطور که بیان شد واژه «ربّ» در مورد غیر خدا هم استعمال می شود و مقصود از «ربّ» در اینجا «پروردگار آفریننده» نمی باشد. چنانکه در آیات و روایات دیگری نیز «ربّ» بر غیر خداوند اطلاق شده است. پی نوشت: پی نوشت: (1). مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، حسین بن محمد، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق و بیروت، 1412 هـ ق، چاپ اول، ص 336. (2). ر.ک: التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، مصطفوى، حسن، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1360 هـ ش، ج ‏4، ص 18. (3). لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مكرم، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزیع، دار صادر، بیروت، 1414 هـ ق، چاپ سوم، ج ‏1، ص 399. (4). باید توجّه داشت كه «رب» از مادّه «رَبَبَ» است در حالى كه «تربیت» از مادّه «رَبَوَ» است و از تفسیرهایى كه براى كلمه رب در كتب لغت آمده چنین استفاده مى‏ شود كه واژه «ربو» و «ربب» از نظر معنا با یكدیگر شباهت نزدیك دارد. ر.ک: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلامیه‏، تهران، 1386 هـ ش‏، چاپ نهم‏، ج ‏3، ص 377. (5). لسان العرب، همان؛ قاموس قرآن، قرشى بنایى، على اكبر، دار الكتب الاسلامیة، تهران، 1412 هـ ق، چاپ ششم، ج ‏3، ص 43. (6). تاج العروس من جواهر القاموس‏، حسینی زبیدی، محمد مرتضى‏، دارالفكر، بیروت، 1414 هـ ق، چاپ اول‏، ج ‏2، ص 4. (7). مجمع البحرین، طریحی، فخر الدین بن محمد، انتشارات مرتضوى، تهران، 1375 هـ ش، چاپ سوم، ج ‏2، ص 65. (8). لسان العرب، همان. حدیث «أَشراط الساعة» از احادیث مشهور می باشد که درباره احوال آغاز قیامت‏ ذکر شده است. (9). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 هـ ق، چاپ دوم،ج ‏95، ص 165. (10). الكافی، كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامیة، تهران، 1407 هـ ق، چاپ چهارم، ج ‏2، ص 524. (11). قاموس قرآن، همان، ص 44. (12). سوره یوسف، آیه 52. (13). همان، آیه 42. (14). همان، آیه 50. (15). ترجمه تفسیر المیزان، موسوى همدانى، سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسین حوزه علمیه قم، 1374 هـ ش، چاپ پنجم، ج ‏11، ص 169. (16). روح المعانى، آلوسى، سید محمود، دارالكتب العلمیه، بیروت، 1415 هـ ق، چاپ اول، ج ‏6، ص 404. آلوسی می گوید: «أُریدَ بِه السّیّد فَهُوَ(علیه السلام) فِی الحَقِیقَة مَملُوك لَه»؛ (منظور از رب، سید و مولا می باشد و حضرت یوسف(علیه السلام) در حقیقت مملوک عزیز مصر است).