logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

تناقض آیات قرآن در امکان فرزند دار شدن خدا!

آیا بیانات قرآن، راجع به امکان فرزندن داشتن خدا متناقض نیست؟! قرآن گاهی امکان فرزند داشتن خدا را منوط به اراده الهی دانسته است(آیه 4 سوره زمر)؛ گاهی با این استدلال که خداوند همسری ندارد، امکان عملی فرزند داشتن را نفی می کند(آیه 101 سوره انعام)؛ در آیه ای دیگر ذات خداوند را منزّه از چنین امکانی می داند(آیه 171 سوره نساء). به طور دقیق موضع قرآن درباره امکان فرزند داشتن خداوند چیست؟ آیا داشتن فرزند برای خدا ممکن است که منوط به اراده الهی و داشتن همسر باشد؟! یا اینکه اساسا ذات الهی از فرزند داشتن منزه است؟


پاسخ اجمالی: در آیه 4 سوره زمر «لو شرطیه» وجود دارد که بر محال بودن چنین اراده ای از طرف خدا دلالت دارد؛ یعنی محال است خدا اراده کند که فرزند داشته باشد. بیان آیه 101 سوره انعام نیز «جدلی» و مطابق با قدرت فهم مشرکین است؛ چرا که همسر گزینی برای خدا معقول نیست. زیرا همسرگزینی از عوارض موجودات مادی است و او از چنین عوارضی منزه است. آیه 171 سوره نساء نیز به صراحت تاكید مى كند كه فرزند داشتن خدا با یگانگی او منافات دارد؛ چرا که اگر فرزندى داشته باشد، شبیه او خواهد بود و این با یگانگی خداوند منافات دارد. پاسخ تفصیلی: آیات سه گانه مورد اشاره در سؤال شاید در ظاهر یا هم منافات داشته باشند اما این منافات مورد ادعای پرسش کننده نه برآمده از آیات قرآن بلکه به خاطر عدم دقت در معنا و تفسیر صحیح این آیات است. اگر به درستی به آنچه در این آیات بیان شده دقت کنیم هیچ تناقضی در آنها وجود ندارد. برای روشن شدن مسأله این آیات را یک به یک مورد بررسی قرار می دهیم:1. در آیه 4 سوره زمر می خوانیم: «لَوْ أَرادَ اللَّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لاصْطَفى‏ مِمَّا یَخْلُقُ ما یَشاءُ سُبْحانَهُ هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ»؛ (اگر [به فرض محال] خدا مى خواست فرزندى انتخاب كند از میان مخلوقاتش آنچه را مى خواست بر مى گزید. منزه است [از اینكه فرزندى داشته باشد] او خداوند واحد قهار است). حرف «لو» در این آیه «شرطیه» است که بر محال بودن چنین اراده ای از طرف خداوند دلالت دارد. این آیه در صدد بیان این مطلب است كه فرزند غالبا براى «كمك» یا «انس روحى» است و به فرض محال كه خداوند نیاز به چنین چیزى داشت، باز هم لازم نبود فرزند داشته باشد؛ بلكه از میان مخلوقات شریف خود افرادی را بر می گزید تا این هدف را تامین كنند. ولى از آنجا كه او واحد و یگانه و قاهر و غالب بر همه چیز و ازلى و ابدى است نه نیازى به كمك كسى دارد و نه وحشتى در او تصور مى شود كه از طریق انس گرفتن با چیزى بر طرف گردد و نه احتیاج به ادامه نسل دارد. بنابراین او منزه‏ و پاك است از داشتن فرزند خواه فرزند حقیقى باشد و یا فرزند انتخابى. ضمن اینکه کسانی که گاهی فرشتگان را فرزند خدا می پنداشتند و گاهی بین خدا و جن نسبتی قائل می شدند و گاهی هم «مسیح» یا «عزیر» را پسر خدا معرفى مى كردند، از این واقعیت روشن بی خبر بودند كه این امور امکان پذیر نیست. زیرا اگر منظور از فرزند، فرزند حقیقى باشد، منجر به اموری می شود که تصور همه آنها درباره خداوند محال است؛ اموری مانند: جسم بودن، تجزیه پذیرفتن(چرا كه فرزند جزئى از وجود پدر است كه از او جدا مى شود)، داشتن شبیه و نظیر(چرا كه فرزند همیشه شباهت به پدر دارد). علاوه بر آن اگر منظور از فرزند داشتن خداوند، فرزند انتخابى و به اصطلاح «تبنى» باشد، این فرض نیز معنی ندارد؛ زیرا انتخاب چنین فرزندی یا به خاطر نیاز به كمك جسمانى می باشد و یا انس اخلاقى و مانند آن و خداى قادر و قاهر از همه این امور بى ‏نیاز است. به هر حال انتخاب تعبیر «لو» كه معمولا در موارد «شرط هاى محال» به كار مى رود، اشاره به این است كه این یك فرض محال است كه خدا فرزندى برگزیند و به فرض محال كه نیازى داشت، مخلوقات برگزیده اش این منظور را تامین مى كردند.(1)2. بیان خداوند متعال در آیه 101 سوره انعام که می فرماید: «بَدیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى یَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ»؛ (او پدید آورنده آسمان ها و زمین است چگونه ممكن است فرزندى داشته باشد، حال آنكه همسرى نداشته و همه چیز را آفریده و او به همه چیز داناست‏)، بیانی جدلی و در برابر مشرکین و جواب از اعتقاد آنان است. نه اینکه واقعا فرزند نداشتن خداوند به خاطر این است که این وجود مقدس زنی را به همسری نگرفته است؛ چرا که همسر گزیدن براى خداى تعالى معقول نیست. زیرا همسرگزینی از عوارض موجودات جسمانی و مادی است و او از چنین عوارضی پاک و منزه است.(2) جدل آن است که با مبانی طرف مقابل با او صحبت شود، اعم از این که خود گوینده آن استدلال را کامل، تام و صحیح بداند یا خیر؛ به عبارت دیگر خدای متعال در این آیه طبق درک و منطق مشرکان جواب داده است که خدا فرزند ندارد، چون همسر ندارد.3. آیه 171 سوره نساء نیز خطاب به کسانی است که ادعا می کردند حضرت عیسی فرزند خداست. این آیه به صراحت به این نکته تاكید مى كند كه: «إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ یَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكِیلاً»؛ (خدا تنها معبود یگانه است، او منزه است كه فرزندى داشته باشد [بلكه] از آن او است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و براى تدبیر و سرپرستى آنها خداوند كافى است‏). بر اساس این آیه فرزند داشتن خدا با یگانگی او منافات دارد و معنی ندارد او فرزند داشته باشد؛ زیرا اگر فرزندى داشته باشد شبیه او خواهد بود و این با یگانگی خداوند منافات دارد. به علاوه خدا در این آیه خود را مالک آسمانها و همه موجودات روی زمین معرفی می کند (چون خودش آنها را آفریده است)؛ بنابر این عیسی(علیه السلام) نیز مخلوق و مملوک خداست و مخلوق و مملوک نمی تواند فرزند باشد. از آن گذشته خدایى كه ازلى و ابدى است و سرپرستى همه موجودات را از ازل تا ابد بر عهده دارد چه نیازى به فرزند دارد؟ مگر او همانند ما است كه فرزندى براى جانشینى بعد از مرگ خود بخواهد؟! «وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكِیلًا».(3) پی نوشت: پی نوشت: (1). رک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلامیه‏، تهران، 1374 هـ ش‏، چاپ سى و دوم‏، ج ‏19، ص 375. (2). رک: تفسیر نمونه، همان، ج 5، ص 379؛ المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سیدمحمدحسین، ترجمه: موسوی همدانی، سید محمدباقر، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1374هـ ش، چاپ پنجم، ج 7، ص 403. (3). رک: تفسیر نمونه، همان، ج ‏4، ص 223 - 224.