پاسخ اجمالی: امام علی(ع) درباره نفی «شرک» از «خداوند» می فرماید: «پسرم بدان اگر پروردگارت شریكى داشت، رسولان او به سوى تو مى آمدند و آثار مُلك و قدرتش را مى دیدى و افعال و صفاتش را مى شناختى». اگر خدا شریك و همتایى مى داشت، بایستی اوامر و نواهیش را توسط پیامبران خویش به گوش مردم برساند، آثار مُلك و قدرت او در جهان نمایان گردد؛ افعال و صفات او را در این دنیا ببینیم، در حالی كه این چنین نیست. بنابراین جهان مجموعه واحدى است با قوانین یكسان و این دلیلی است بر یكتایى و یگانگى خداوند.
پاسخ تفصیلی: امام علی(علیه السلام) در بخشی از نامه 31 «نهج البلاغه» - كه خطاب به فرزندش امام حسن(علیه السلام) نوشته - به سراغ یكى از دلایل «توحید» مى رود، همان توحیدى كه پایه اصلى تمام دین و ركن ركین آن است؛ مى فرماید: (پسرم بدان اگر پروردگارت شریكى داشت، رسولان او به سوى تو مى آمدند و آثار مُلك و قدرتش را مى دیدى و افعال و صفاتش را مى شناختى)؛ «وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّهُ لَوْ كَانَ لِرَبِّكَ شَرِیكٌ لَأَتَتْكَ رُسُلُهُ، وَ لَرَأَیْتَ آثَارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ، وَ لَعَرَفْتَ أَفْعَالَهُ وَ صِفَاتِهِ».
امام(علیه السلام) در یك نگاه براى نفى شریك و همتا براى خداوند به سه امر استدلال مى كند:
نخست اینكه اگر خدا شریك و همتایى مى داشت حتما حكیم بود و خداوندِ حكیم باید بندگان را از وجود خویش آگاه سازد و اوامر و نواهیش را توسط پیامبران خویش به گوش آنها برساند در حالى كه ما مى بینیم تمام انبیاء بشر را به سوى خداى واحد دعوت كرده اند؛ آیات قرآن و متون كتب آسمانى گواه این مطلب است.
از سوى دیگر اگر پروردگار دیگرى وجود داشت باید آثار مُلك و قدرت و سلطان او در جهان نمایان گردد؛ در حالى كه هر چه در این عالم بیشتر دقت مى كنیم به وحدت آن آشناتر مى شویم. جهان مجموعه واحدى است با قوانین یكسان كه بر سرتاسر آن حكومت مى كند و این وحدت كه از ساختمان اتم ها گرفته تا كهكشان هاى عظیم همه تحت قانون واحدى به حیات خود ادامه مى دهند، دلیل بر یكتایى آفریدگار و یگانگى خداست.
از سوی سوم اگر پروردگار دیگری وجود می داشت، باید افعال و صفات او را در این دنیا می دیدیم؛ در حالی كه ما فقط افعال و صفات خدای یكتا را می بینیم.(1)
پی نوشت: پی نوشت: (1). گردآوری از کتاب: پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامیة، تهران، 1386 شمسی، چاپ: اول، ج 9، ص 546.