اراده ما چه نسبتی با اراده خداوند دارد؟ اگر اراده خداوند مطلق است، «اراده انسان» دیگر چه معنا و مفهومی دارد؟! گاهی نیز می گویند: «اراده انسان در طول اراده خداوند است»، این مطلب به چه معنا است؟
پاسخ اجمالی: اراده خداوند مطلق است؛ یعنی افعال انسان از اراده او سرچشمه می گیرند. امّا چنین مفهومی به معنای سلب اراده از انسان نیست؛ زیرا این دو اراده در طول یکدیگرند نه در عرض هم، که وجود یکی مانع وجود دیگری گردد. «اراده الهى» به معنای وجود نظام علّى و معلولى حاکم بر پدیده های جهان است؛ نه مداخله بى واسطه خدا. در این بین «اراده انسان» نیز جزئى از همین نظامى است كه خدا آفریده؛ نه چیزى خارج از آن.
پاسخ تفصیلی: «اراده الهی» مانند سایر صفات فعلیه خداوند صفتی مطلق است و در قرآن مجید نیز در آیاتی بر «اراده مطلق» خداوند اشاره شده است. در آیه 30 سوره انسان می خوانیم: «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّه»؛ (و شما هیچ چیز را نمى خواهید مگر اینكه خدا بخواهد).
با این وجود، این سوالات مطرح می گردد که:
ـ آیا انسان، موجودی صاحب اراده و اختیار است؟
ـ اگر اراده خداوند متعال مطلق است و می تواند در همه شئون و جزئیات هر کدام از مخلوقات خود تصرّف کند، جایگاه اراده ما کجاست؟
ـ آیا ما اراده ای مستقل از «اراده مطلق» خداوند متعال در انجام کارهایمان داریم؟
ـ آیا با توجّه به اطلاق و شمول بی حدّ و حصری که اراده خدواند متعال دارد، رواست که مسئولیّت کارهای آدمی را مستقیما متوجّه او بدانیم؟
ـ آیا اراده الهی سبب تحقّق اعمال انسان شده است یا اراده خود او؟
برای درک چگونگی رابطه اراده الهی با اراده و اختیار انسان باید با دقّت «آیات و روایات اسلامی» را مورد بررسی قرار دهیم؛ امّا پیش از آن لازم است بدانیم که تأثیر چند علّت در پیدایش یک پدیده از صور ذیل خارج نیست:
1. چند علّت با هم و در كنار یكدیگر تأثیر می كنند. مانند اینكه اجتماع بذر و آب و حرارت و ... بیشتر بخوانید موجب شكفتن بذر و رویش گیاه مى گردد.
2. هر یک از آنها به صورت متناوب و به نوبت تأثیر مى بخشند. چنان كه چند موتور به صورت متناوب روشن می شوند و موجب ادامه حركت هواپیما می گردند.
3. تأثیر آنها مترتّب بر یكدیگر باشد؛ چنانچه تأثیر اراده انسان در حركت دست، و تأثیر دست در حركت قلم، و تأثیر قلم در پیدایش نوشته موثر است. به طورى كه طول عمر پدیده بر تعداد آنها تقسیم مى شود و هر بخشى از آن معلول یكى از عوامل باشد.
4. تأثیر مترتّب «چند عامل طولى» به گونه اى كه وجود هر یک از آنها نیز وابسته به وجود دیگرى باشد؛ برخلاف فرض قبلى كه وجود قلم، وابسته به وجود دست نبود و وجود دست هم وابسته به اراده انسان نبود.
نسبت «اراده الهى» و «اراده انسان» از همین قسم اخیر مى باشد؛ زیرا وجود انسان و اراده او وابسته و مترتّب بر اراده الهى است؛ امّا استناد افعال انسان به اراده خداوند متعال منافاتى با استناد آنها به خود وى ندارد؛ زیرا این استنادها در طول یكدیگر هستند و تزاحمى با هم ندارند و چنان نیست كه یا باید مستند به اراده انسان باشند و یا مستند به اراده خدا. به عبارتی، این دو اراده در عَرض یكدیگر و [به تعبیر منطق دانان] «مانعه الجمع» (به صورتی که نتوانند با یکدیگر جمع شوند) نیستند.(1)
به بیان دیگر، «مشیت و اراده الهى»، به معنای وجود همین نظام علّى و معلولى حاکم بر پدیده های جهان است؛ نه مداخله بى واسطه خدا. در این بین اراده آدمی نیز جزئى از همین نظامى است كه خدا آفریده؛ نه چیزى خارج از آن. در واقع خداوند به ما نیرو و توان داده، عقل و هوش و قدرت جسمانى بخشیده، و این امكانات لحظه به لحظه از ناحیه خداوند به ما مى رسد و اگر یک لحظه كوتاه لطف او از ما قطع گردد و رابطه ما با او بریده شود، معدوم خواهیم شد.(2) ما اگر مى توانیم كارى انجام بدهیم با اراده ای است كه او به ما داده است. یعنى او خواسته و اراده کرده است كه ما آزاد باشیم و با اراده خود افعالی انجام دهیم.
بنابراین، با این توضیحات مشخص می شود که هیچ کس با هیچ استدلال و توضیحی نمی تواند اراده خود در شکل گرفتن اعمال و رفتارش را نفی نماید و از مسئولیت و عواقب احتمالی اعمالش شانه خالی کند. قرآن مجید نیز همواره در موارد متعدّدی این حقیقت را مورد اشاره قرار می دهد و همواره انسان را در گرو اعمالش معرّفی می نماید. آیاتی مانند «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَه»(3)؛ (هر انسانى در گرو اعمال خود مى باشد) یا «كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهین»(4)؛ (هر فردى در گرو اعمالى است كه انجام داده) و یا «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً»(5)؛ (ما راه را به انسان نشان دادیم خواه شكرگزارى كند یا كفران) یا «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم»(6)؛ (خداوند سرنوشت هیچ قوم [و ملّتى] را تغییر نمى دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند) و بسیاری دیگر از آیات قرآن همگی مؤیّد این موضوع هستند. در میان احادیث به جا مانده از اهل بیت(علیهم السلام) نیز بیانات بسیار زیادی درباره اثر مستقیم اختیار انسان در اعمالش و به رسمیّت شناختن این تأثیر از سوی خداوند در نظام علّی و معلولی پدیده های جهان وارد شده است که در اینجا به یکی از آنها اشاره می کنیم.
در حدیثى از امام رضا(علیه السلام) می خوانیم که وقتی کسی از ایشان پرسید: «آیا خداوند بندگانش را بر معصیت مجبور می کند؟» فرمود: «بَلْ یُخَیِّرُهُمْ وَ یُمْهِلُهُمْ حَتَّى یَتُوبُوا... مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُجْبِرُ عِبَادَهُ عَلَى الْمَعَاصِی... فَلَا تَأْكُلُوا ذَبِیحَتَهُ وَ لَا تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لَا تُصَلُّوا وَرَاءَهُ وَ لَا تُعْطُوهُ مِنَ الزَّكَاةِ شَیْئاً»(7)؛ ([نه] بلكه آنها را آزاد مى گذارد و مهلت مى دهد تا از گناه خویش توبه كنند... هر کس گمان کند که خداوند بندگانش را بر معصیت مجبور می کند، قربانی اش را نخورید، شهادتش را نپذیرید، به امامتش نماز مگذارید و از زکات اموالتان چیزی به او ندهید).
بنابراین معلوم می شود که انسان موجود بی اراده ای نیست که در رفتارهایش مجبور باشد. به همین دلیل در تفسیر آیه «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّه» نیز گفته شده است که قدرت، توان و آزادى اراده ما همه به خواست خداوند و از ناحیه او است و هر زمان اراده كند مى تواند این قدرت و آزادى اراده را سلب كند.(8)
پی نوشت: پی نوشت: (1). آموزش عقاید، مصباح یزدی، محمدتقی، شركت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامى، قم، 1384 هـ ش، چاپ هفدهم، ص 155. (2). پنجاه درس اصول عقاید براى جوانان، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم، 1386 هـ ش، چاپ هیجدهم، ص 132. (3). سوره مدثر، آیه 38. (4). سوره طور، آیه 21. (5). سوره انسان، آیه 3. (6). سوره رعد، آیه 11. (7). عیون أخبار الرضا علیه السلام، ابن بابویه، محمد بن على، محقق/ مصحح: لاجوردى، مهدى، نشر جهان، تهران، 1378 هـ ق، چاپ اول، ج 1، ص 124. (8). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374 هـ ش، چاپ اول، ج 25، ص 385.