logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

علت گفتن «هادی» به خداوند؟!

چرا به خداوند «هادی» می گویند؟


پاسخ اجمالی: واژه «هادى» از ماده «هدایت» در اصل به معنى راهنمائى توأم با لطف است. این واژه هنگامى كه به عنوان یكى از صفات افعال الهى به كار مى رود به مسأله راهبرى او در تمام شئون حیات مادى و معنوى، ظاهرى و باطنى و تكوینى و تشریعى اشاره دارد. خدایی كه امواج هدایتش سراسر عالم وجود را در برگرفته و اگر لحظه اى از هدایت هاى تكوینى و تشریعى او دور بمانیم گمراه و نابود مى شویم. پاسخ تفصیلی: هدایت چه از نظر تكوین و قوانین آفرینش و چه از نظر تشریع و تعلیم و تربیت و احكام شریعت، همه از ناحیه خدا است. او است كه نطفه بى ارزش را در مراحل تكامل جنین، رهبرى و هدایت مى كند و از آن موجود بى مقدار، انسانى بزرگ و والا مى سازد. او است كه از طریق وحى و ارسال انبیاء، دست انسان ها را گرفته و از وادى ضلالت به شاهراه هدایت رهنمون مى شود و لذا پیوسته در نمازهایمان از او مى خواهیم كه ما را به صراط مستقیم هدایت كند و ثابت قدم دارد؛ چرا كه هادى او است. توصیف خداوند به هادى فقط دو بار در قرآن مجید آمده است: 1. «وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِیاً وَ نَصِیراً»(1)؛ (اما همین بس كه پروردگارت هادى و یاور [تو] باشد). 2. «وَ إِنَّ اللهَ لَهادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»(2)؛ (و خداوند کسانى را که ایمان آوردند، به سوى صراط مستقیم هدایت مى کند). واژه «هادى» از ماده «هدایت» در اصل به معنى دلالت و راهنمائى توأم با لطف است و «هدیّه» را نیز به همین جهت هدیّه نامیده اند. این سخنى است كه «راغب» در «مفردات» آورده؛ ولى در «مقائیس اللّغه» دو معنی براى آن ذكر شده: راهنمائى كردن و هدیّه فرستادن، هرچند گفته اول كه هر دو معنی را به یك ریشه باز مى گرداند مناسب تر به نظر مى رسد. در لغت عرب به روز نیز هادى گفته مى شود؛ چون مایه هدایت مردم است و «هادیه» به عصا مى گویند كه نابینایان را رهبرى مى كند، حیواناتى كه در پیشاپیش گلّه حركت مى كنند «هوادى» نام دارند و به گردن اسب ها نیز «هوادى» اطلاق مى شود. به شترانى كه به عنوان قربانى به سوى خانه خدا مى آورند «هَدْى» (بر وزن سَعى) گفته مى شود؛ چرا كه هدیه هاى مؤمنان به خانه خدا است.(3) به هر حال این واژه هنگامى كه به عنوان یكى از صفات افعال الهى به كار مى رود و اشاره به مسأله راهبرى او در تمام شئون حیات مادى و معنوى، ظاهرى و باطنى، تكوینى و تشریعى است. خدائى كه امواج هدایتش سراسر عالم وجود را در برگرفته و اگر لحظه اى از هدایت هاى تكوینى و تشریعى او دور بمانیم گمراه و نابود مى شویم. در «مفردات» چهار مرحله براى هدایت الهى (با استشهاد به آیات قرآن) ذكر شده: 1. هدایتى كه جنبه عام دارد و تمام مكلّفان را شامل مى شود و آن، نوعى هدایت تكوینى است كه شامل عقل، هوش، معلومات فطرى و ضرورى مى شود، آیه «قالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى كُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى»(4)؛ (گفت پروردگار ما همان كسى است كه به هر موجودى، آنچه را لازمه آفرینش او بوده داده؛ سپس هدایت كرده است). اشاره به آن است. 2. هدایتى كه به وسیله انبیاء و رسولانِ پروردگار و كتب آسمانى صورت مى گیرد (هدایت تشریعى) آیه: «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ»(5)؛ (و از آنان پیشوایانى قرار دادیم كه به فرمان ما [مردم را] هدایت مى كردند؛ چون شکیبایى نمودند، و به آیات ما یقین داشتند) اشاره به آن است. 3. هدایت به معناى «توفیق» كه ویژه گروهى از بندگان است، آیه «وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ»(6)؛ (كسانى كه هدایت یافته اند [خداوند] بر هدایتشان مى افزاید و روح تقوا به آنان مى بخشد) به آن اشاره می ‌كند. 4. هدایت در آخرت به سوى بهشت (كه به معنى ثواب و پاداش الهى است) چنانكه از قول بهشتیان مى خوانیم: «وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی هَدانا لِهذا»(7)؛ (ستایش مخصوص خداوندى است كه ما را به این [همه نعمتها] رهنمون شد). این مراحل چهارگانه یكى بعد از دیگرى قرار گرفته و تا مرحله نخست حاصل نشود دومى حاصل نمى گردد و تا دومى حاصل نگردد نوبت به سومى نمى رسد. سرانجام به پیامى كه این توصیف الهى در بر دارد گوش فرا مى دهیم كه از یك سو به ما مى گوید: تمام عالم هستى به فرمان خدا براى هدایت شما بسیج شده و شما هستید كه باید به این برنامه هاى هدایت لبّیك گوئید و نداى الهى را بشنوید و با همرهى خضر تكوین و تشریع این مرحله را طی كنید، تا از ظلمات و گمراهى به درآئید. از سوى دیگر تخلّق به این اخلاق الهى ایجاب مى كند كه هر كس در طریق هدایت دیگران بكوشد و دست همنوعان را بگیرد و از مراحل مختلف كمال بگذراند و به سر منزل مقصود كه همان معرفة الله و تجلى اسماء و صفات او است برساند.(8) پی نوشت: پی نوشت: (1). قرآن کریم، سوره فرقان، آیه 31. (2). همان، سوره حج، آیه 54؛ واژه «هادى» (كه در بعضى از حالات «هاد» گفته مى شود) ده بار در قرآن مجید ذكر شده كه تنها دوبار به عنوان توصیف پروردگار آمده است. (3). كتاب العین، فراهیدى، خلیل بن احمد، انتشارات هجرت، قم، 1410 ق، چاپ دوم، ج ‏4، ص 78، ماده: هدی؛ المفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، حسین بن محمد، تحقیق: صفوان عدنان، داود، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، 1412 ق، چاپ اول، ص 835، ماده: هدى؛ معجم المقاییس اللغة، ابن فارس، أحمد بن فارس‏، محقق / مصحح: هارون، عبد السلام محمد، مكتب الاعلام الاسلامی، ‏قم،‏ ‏1404 ق، چاپ اول ج ‏6، ص 42، ماده: هدى؛ تاج العروس من جواهر القاموس‏، حسینی زبیدی، محمد مرتضى‏، محقق / مصحح: هلالى، على، سیرى، على‏، دارالفكر، بیروت‏، 1414 ق، چاپ اول‏، ج ‏20، ص 327، ماده، هدی؛ لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مكرم، دار صادر، بیروت، 1414 ق، چاپ سوم، ج ‏15، ص 356، ماده: هدی؛ مجمع البحرین‏، طریحى، فخر الدین بن محمد، محقق / مصحح: حسینى اشكورى، احمد، مرتضوی‏، تهران‏، 1375ش، چاپ سوم‏، ج ‏1، ص 471، ماده: (هدی). (4). همان، سوره طه، آیه 50. (5). همان، سوره سجده، آیه 24. (6). همان، سوره محمّد، آیه 17. (7). همان، سوره اعراف، آیه 43. (8). پیام قرآن‏، مكارم شیرازى، ناصر، با همکاری جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامیه‏، تهران‏، 1386 ش‏، چاپ نهم، ج 4، ص 408.