logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

نقش ابر و باد و باران در زندگی انسان

بر طبق آیات قرآن ابر و باد و باران چه نقشی در زندگی دارند؟


پاسخ اجمالی: نقش ابرها و باد و باران در زندگى موجودات زنده به قدرى آشكار است كه نیازى به شرح ندارد؛ وظیفه ایجاد و انتقال آب های شیرین بر عهده آفتاب و بادهاست. یکی با تابش بر آب های اقیانوس و ایجاد ابر و دیگری با انتقال ابرها این وظیفه را عملی می کنند. از این رو قرآن نزول باران، وزش بادها و حرکت ابرها را نشانه های خداوند برای افراد باایمان دانسته که از نظام بسیار دقیق و حساب شده ‌اى حکایت دارد كه هرچه انسان در آن بیشتر مى ‌اندیشد به دقّت و ظرافت به كار رفته در آنها آشنا تر مى شود. پاسخ تفصیلی: نقش ابرها، و باد و باران، در زندگى انسان‌ ها و تمامى موجودات زنده به قدرى آشكار است كه نیازى به شرح ندارد. درست است كه تقریبا سه چهارم روى زمین را آب فرا گرفته؛ ولى اولا این آب‌ هاى شور نه براى زراعت قابل استفاده است و نه براى نوشیدن انسان‌ ها و حیوانات، و ثانیا به فرض كه تمام دریاها آب شیرین بود با چه وسیله ممكن بود آنها را به سرزمین‌ هاى مرتفع و زمین‌ هایى كه گاهى چند هزار متر از سطح دریا ارتفاع دارند منتقل نمود؟! اینجا است كه قدرت نمائى بزرگ مبدأ آفرینش را به وضوح مى‌ بینیم؛كه این مأموریّت مهم را بر عهده تابش آفتاب نهاده كه بر سطح اقیانوس‌ ها بتابد و آب دریا را تبخیر و تصفیه كند، و به صورت قطعات ابر در آورد، سپس به كمك بادها روانه سرزمین‌ هاى خشك كند، و به صورت دانه‌ هاى ظریف و كوچك باران به آرامى بر آنها فرو فرستد، و روح حیات و زندگى را در سراسر كره زمین بدمد، و همه جا را آباد و خرّم و سرسبز كند؛ آن هم با نظام بسیار دقیق و حساب شده و توأم با ظرافت فراوان. اكنون با این اشاره كوتاه به سراغ آیات قرآن در این زمینه مى‌ رویم: در سوره روم به عنوان معرّفى ذات پاك خداوند به مسأله وزش بادها و حركت ابرها به وسیله آنها اشاره كرده و مى‌ فرماید: (خداوند همان كسى است كه بادها را مى‌ فرستد تا ابرهائى را به حركت درآورند)؛ «اللهُ الَّذِىْ یُرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثِیْرُ سَحابا». سپس به گستردن ابرها بر صفحه آسمان، و متراكم ساختن آنها روى یكدیگر، و سرانجام به خروج دانه‌ هاى حیات‌ بخش باران از لابه‌لاى آن اشاره کرده و مى‌ فرماید: «فَیَبسُطُهُ فِى السَّماءِ كَیْفَ یَشاءُ وَ یَجْعَلُهُ كِسَفا فَتَرى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ». «كِسَفْ» در اینجا به معنى قطعات متراكم ابر است كه آماده نزول باران مى‌ شود. «وَدْق» (بر وزن خَلْق) به ذرّات كوچك و غبار مانند آب گفته مى‌ شود؛ و بعضى آن را به معنى دانه‌ هاى باران تفسیر كرده‌ اند. در پایان آیه به خوشحالى بندگان خدا بر اثر نزول باران اشاره مى‌ كند: «فَاِذا أَصابَ بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ اِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُوْنَ». به این ترتیب بادها نه فقط ابرها را حركت مى‌ دهند؛ بلكه آنها را در آسمان مى‌ گسترانند، و سپس متراكم مى‌ سازند، و همان‌ ها هستند كه مأموریت خنك كردن محیط اطراف ابرها و آماده نمودن آن را براى باران زائى بر عهده دارند. در حقیقت بادها مانند چوپان‌ هاى پر تجربه‌ اى هستند كه گلّه‌ هاى گوسفندان را به موقع معیّن، از گرداگرد بیابان جمع آورى كرده، و در مسیر معیّن حركت مى‌ دهند، و بعد آنها را براى دوشیدن شیر آماده مى‌ كنند! نه غلظت ابرها به حدّى است كه مانع خروج قطره‌ هاى باران شود، و نه شدّت بادها تا آن اندازه است كه مانع نزول این دانه‌ هاى حیات‌ بخش به سوى زمین گردد. نه دانه‌ هاى باران آنقدر كوچك است كه در فضا معلّق بماند؛ و نه آنقدر درشت است كه نزول آنها باعث تخریب مزارع و خانه‌ ها گردد. نزول باران نه تنها از این جهت كه مایه عمران و آبادى است سبب بشارت انسان‌ ها مى‌ شود؛ بلكه از آنجا كه هوا را تصفیه و تلطیف مى‌ كند خود نشاط‌ انگیز است. جالب اینكه در ادامه این آیه در همان سوره روم مى‌ فرماید: «فَاْنْظُرْ اِلى آثارِ رَحْمَةِ اللهِ كَیْفَ یُحْیِى اْلأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»؛ (به آثار رحمت الهى بنگر كه چگونه زمین مرده را زنده مى‌ كند؟). براى درك مفهوم این آیه كافى است به عكس‌ هایى كه از بعضى بیابان‌ ها و مزارع سرزمین آفریقا گرفته‌ اند؛ كه بر اثر خشكسالى‌ هاى متوالى آثار مرگ بر آنها نشسته و فرشته حیات از آن رخت بربسته است بنگریم. در سوره فاطر فرستادن بادها را براى انجام این مأموریت بزرگ یكى از آثار ذات پاك خداوند شمرده، كه زمین‌ هاى مرده را به وسیله آن زنده مى‌ كند. قابل توجّه اینكه در این آیه تعبیر به «تُثِیْرُ» مى‌ كند؛ یعنى بادها ابرها را بر مى‌ انگیزد. این تعبیر ممكن است اشاره به پیدایش ابرها به خاطر وزش بادهاى مناطق گرم بر صفحه اقیانوس‌ ها باشد كه سبب تولید ابرها مى‌ گردد. زیرا مسأله حركت ابرها در جمله «فسقناه» مورد توجّه قرار گرفته؛ و به این ترتیب بادها هم تأثیر عمیقى در پیدایش ابرها دارند، و هم در حركت دادن آنها به مناطق خشك، و بردن به نقاط بالاى جو، و آماده ساختن محیط براى نزول باران. ذكر این جمله به صورت فعل مضارع «تثیر» نیز اشاره به این عمل دائمى و مستمر ابرها است. علاوه بر این در سوره بقره روى آفرینش هفت موضوع مختلف به عنوان نشانه‌ هاى خداوند براى افراد اندیشمند و عاقل تكیه شده است: آفرینش آسمان، زمین، آمد و شد شب و روز، كشتى‌ هایى كه بر صفحه اقیانوس‌ ها به سود مردم حركت مى‌ كنند، باران حیات بخش، وزش و دگرگونى بادها و ابرهایى كه در میان زمین و آسمان معلّق ‌اند. در این آیه هم روى مسأله حركات مختلف بادها تكیه شده «و تَصْرِیْفِ الرِّیاحِ» و هم ابرهایى كه میان زمین و آسمان معلق‌ اند «وَالسَّحابِ الْمُسَخَّرِبَیْنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ» ابرهایى كه دریاهایى را در خود نگه داشته و در عین حال در میان زمین و آسمان قرار گرفته، و به راستى از بزرگترین آیات حق است. همچنین به نزول باران حیات بخش كه هم زمین مرده را زنده مى‌ كند و هم انواع جنبندگان را بر صفحه زمین به حركت در مى‌ آورد «فَأَحْیا بِهِ اْلأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِیْها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ». اگر مى‌ بینیم در این آیه مسأله بادها و ابرها بعد از نزول باران مطرح شده است؛ شاید براى تعلیم این نكته دقیق باشد كه فایده بادها منحصر به حركت ابرها و نزول باران نیست؛ بلكه فوائد بسیارى دارند كه قبلا به آن اشاره شد و در جمع‌ بندى نیز اشاره مى‌ شود. همچنین ابرها منهاى نزول باران خود مسأله‌ اى عجیب است؛ چرا كه آنها دریاها آب را در دل نگه داشته، و در عین حال میان زمین و آسمان معلّق مانده است.(1) آیاتی از سوره واقعه نیز روى مسأله آب آشامیدنى انسان تكیه كرده و نكته تازه‌ اى را یادآور شده و مى‌ گوید: (آیا به آبى كه مى‌ نوشید اندیشیده‌اید؟ آیا شما آن را از ابر نازل مى‌ كنید یا ما نازل مى‌ كنیم؟) و بعد مى‌ افزاید: (اگر ما بخواهیم این آب گوارا و شیرین را تلخ یا شور قرار مى‌ دهیم، پس چرا شكر این نعمت بزرگ را بجا نمى‌ آورید؟)؛ «لَوْنَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجآ فَلَوْلا َشْكُرُوْنَ». اگر آب دریا به هنگام تبخیر دانه‌ هاى كوچك املاح محلول در آن را با خود به آسمان مى‌ برد، و آب‌ هاى شور و تلخ از ابرها نازل مى‌ شد؛ سراسر كره زمین تبدیل به شوره‌ زار مى‌ گشت. نه گیاهى مى‌ روئید و نه درختى، و اگر انسان از تشنگى مى‌ مرد نمى‌ توانست جرعه‌ اى از آن بنوشد. همین موضوع كه خداوند به آب‌ ها توانایی داده بخار شوند؛ و به املاح موجود در آب دریا این اجازه را نداده است؛ چهره زندگى انسان، بلكه تمام موجودات كره زمین را به كلّى دگرگون ساخته است. آیا در تمام عمر كسى مى‌تواند شكر همین یك نعمت را بجا آورد؟ در سوره زمر نیز علاوه بر اشاره به نزول باران از آسمان، به مسأله پیدایش چشمه‌ ها اشاره كرده و مى‌ فرماید: (آیا ندیدى که خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد و آن را بصورت چشمه هایى در زمین وارد نمود)؛ «ألَمْ تَرَ أَنَّ اللهِ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءآ فَسَلَكَهُ یَنابِیْعَ». «یَنابِیْع» جمع «یَنْبوع» به معنى چشمه است؛ و در اصل از مادّه «نَبْع» به معنى جوشش آب از زمین گرفته شده است. البته پیدایش چشمه‌ ها در زمین كه انسان را بدون نیاز به هیچ نیروى دیگرى از آب جارى بهره‌ مند مى‌ سازد؛ در گرو شرایط خاصّى است: نخست اینكه قشرى از زمین نفوذ پذیر باشد تا آب در آن فرو رود، سپس در زیر آن قشرى نفوذ ناپذیر باشد كه آب در آنجا متوقّف و ذخیره گردد، و نیز تفاوت سطح در میان مخازن آب و نقاط دیگر وجود داشته باشد تا آب از آنجا به نقاط دیگر جارى شود؛ و مسلّما بدون برنامه و نقشه یك مبدأ علم و قدرت هماهنگ شدن این امور امكان‌پذیر نیست. سپس در ادامه آیه مى‌ فرماید: (سپس با آن زراعتى را مى رویاند که رنگهاى مختلف دارد)؛ «ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعا مُخْتِلفا ألْوانُه». این اختلاف الوان ممكن است اشاره به رنگ‌ هاى كاملا متفاوت گیاهان باشد؛ و یا اشاره به انواع گیاهان و گل‌ هاى زینتى و داروئى و غذائى و صنعتى كه در حقیقت انواع بى‌ شمارى دارند. آرى خداوند از این آب بى‌ رنگ صد هزاران رنگ گل و گیاه در این گلزار مى‌ رویاند؛ و به گفته شاعر : زآب بى رنگ صد هزاران رنگ *** لاله و گل نگر در این گلزار پى برى گر به رازشان، دانى *** كه همین است سر این اسرار كه یكى هست و هیچ نیست جز او ***«وحده لا اله الا هو» لذا در پایان آیه مى‌ فرماید: (در این جریان تذكّرى است براى صاحبان فكر و مغز)؛ «اِنَّ فِى ذلِكَ لَذِكْرى لاُِوْلِى اْلأَلْباب». همچنین در آیاتی از سوره نبأ به نكته تازه دیگرى اشاره کرده و مى‌ فرماید: (و از ابرهاى باران زا آبى فراوان نازل کردیم)؛ «وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءا ثَجّاجاَ». «مُعْصِرات» جمع «مُعْصِر» از مادّه «عصر» به معنى فشار است؛ و «معصرات» به معنى فشار دهنده‌ ها است. در اینكه منظور از این تعبیر در اینجا چیست؟ تفسیرهاى متعدّدى ذكر كرده‌ اند : بعضى آن را صفت ابرها گرفته، و آن را اشاره به سیستم خاصّى مى‌ دانند كه به هنگام تراكم بر آنها حاكم مى‌ شود؛ گوئى خود را مى‌ فشارند تا باران از آنها فرو ریزد و این تعبیر را از معجزات علمى قرآن مى‌ شمارند.(2) ولى بعضى دیگر آن را صفت بادها گرفته، و اشاره به طوفان‌ ها و گردبادهائى مى‌ دانند كه در ایجاد باران‌ هاى رگبارى تأثیر عمیقى دارد. (توجّه داشته باشید «اِعصار» به معنى گردباد است). آنها مى‌ گویند: هنگامى كه گرد بادهاى شدید بر سطح دریاها و اقیانوس‌ ها بوزد؛ بخارات سطح اقیانوس را با خود به بالا مى‌ برد، و هنگامى كه به نقاط بالاى جوّ كه بسیار سرد است، مى‌ برد، رگبارهاى شدیدى تولید مى‌ كند؛ و با توجّه به اینكه «ثَجّاج» صیغه مبالغه، و از مادّه «ثَجّ» (بر وزن حج) به معنى فرو ریختن آب به صورت پى در پى و فراوان است تناسب زیادى با اینگونه رگبارها دارد.(3) بعضى نیز آن را اشاره به ابرهایى مى‌ دانند كه توأم با گردباد و طوفان است.(4) این طوفان‌ ها ابرها را به سوى بالا مى‌ رانند؛ و به مناطق سرد جوّى هدایت مى‌ كنند، و در آنجا تبدیل به قطرات باران مى‌ شود، و چون این كار سریع انجام گیرد تولید رگبار شدید و «ماء ثجاج» مى‌ كند؛ و اینكه اینگونه رگبارها را بیشتر در فصل بهار مى‌ بینیم شاید به همین دلیل است كه اینگونه گردباد و طوفان در این فصل بیشتر است. سپس در ادامه این آیات مى‌ فرماید: (تا بوسیله آن دانه و گیاه بسیار برویانیم * و باغهایى پر درخت)؛ «لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا * وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا». این تعبیر تمام انواع گیاهان و دانه‌ هاى گیاهى، و درختان میوه را در بر مى‌ گیرد. در سوره فرقان بعد از بیان آنچه در آیات قبل گذشت [خداوند كسى است كه بادها را به عنوان بشارتگرانى قبل از نزول رحمت‌ اش فرستاده] چنین آمده است كه: (و از آسمان آبى پاک کننده نازل کردیم)؛ «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا». و این نكته تازه‌ اى است كه در این آیه روى آن تكیه شده است. «طهور» صیغه مبالغه از «طهارت» و پاكى است كه هم پاك بودن آب را مى‌ رساند و هم پاك كننده بودن آن را؛ و به راستى اگر آب خاصّیت پاك كننده نداشت در یك روز تمام زندگى ما آلوده مى‌ شد. حقیقت این سخن را وقتى درك مى‌ كنیم كه در نقطه‌ اى گرفتار شویم كه آب براى شستشو نباشد، نه تهیه غذا ممكن است، نه پاكیزگى بدن، نه نشاط و طراوتى خواهیم داشت، و نه صحّت و سلامت. درست است كه آب میكروب‌ ها را نمى‌ كشد؛ ولى چون حلّال بسیار خوبى است؛ انواع میكروب‌ ها را در خود حل كرده و مى‌ برد، و به همین جهت عامل مؤثّرى براى سلامت و تندرستى است، و از این گذشته روح انسان را هم از آلودگى‌ ها به وسیله وضو و غسل پاك مى‌ كند. لذا بى جهت نیست كه در آیه بعد از آن آمده است «لِنُحِیْىَ بِهِ بَلْدَةً مَیْتا»؛ (تا بوسیله آن، سرزمین مرده اى را زنده کنیم). در سوره «سجده» باز به نكته تازه‌ اى برخورد مى‌ كنیم كه خداوند، آب‌ ها را به سرزمین‌ هاى «جرز» یعنى خشك و بى‌ آب و علف حرکت داده و مى‌ فرماید: (آیا ندیدند که ما آب را به سوى زمینهاى خشک و بى گیاه مى رانیم)؛ «أَوَلَمْ یَرَوْا اَنّا نَسُوْقُ الْماءَ اِلَى اْلأَرْضِ الْجُرُزِ». (و بوسیله آن زراعت هایى مى رویانیم که هم چهار پایانشان از آن مى خورند و هم خودشان)؛ «فَنُخْرِجُ بِهِ زَرَعا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعامُهُمْ وَ أَنْفُسُهُمْ»؛ خودشان از دانه‌ هاى غذایى مى‌ خورند، و چهار پایانشان از كاه و برگ و ریشه‌ ها. از كلمات ارباب لغت استفاده مى‌ شود كه «جُرُز» (بر وزن شتر) در اصل از مادّه «جَرَز» (بر وزن مَرضَ) گرفته شده و به معنى انقطاع است؛ (انقطاع آب، گیاه، خرمى و طراوت) و لذا «ناقه جُرُوْز» به شترى مى‌ گویند: كه همه چیز را مى‌ خورد و منقطع مى‌ كند، و «رجل جروز» به كسى مى‌ گویند: كه تمام آنچه را كه در سفره است مى‌ خورد و آن را به كلّى خالى مى‌ كند!.(5) در پایان آیه براى دعوت و مطالعه دقیق این نعمت‌ هاى بزرگ الهى و نشانه‌ هاى توحید مى‌ فرماید: (آیا آنها نمى‌ بینند)؛ «أَفَلا یُبْصِرُوْنَ». در اینكه چرا در آیه فوق «انعام» (چهار پایان) بر انسان مقدّم شده است؟ بعضى از مفسّران گفته‌ اند: به خاطر آن است كه گیاه به مجرد اینكه از زمین مى‌ روید قابل استفاده براى چهارپایان است. بعلاوه چهارپایان فقط از گیاهان تغذیه مى‌ كنند در حالى كه انسان غذاهاى دیگرى نیز دارد.(6) از مجموع آیات فوق با توجّه به نكات دقیق و ظریفى كه در آنها منعكس است؛ به خوبى استفاده مى‌ شود كه نظام بسیار دقیق و حساب شده‌ اى بر مسأله وجود بادها و ابرها و باران حاكم است كه هرچه انسان در آن بیشتر مى‌ اندیشد به دقّت و ظرافت و منافع و بركاتى كه در آنها به كار رفته است آشنا تر مى‌ شود. در قسمتى از این آیات آب مایه حیات شمرده شده؛ و در بعضى وسیله پاكیزگى، و در بعضى به عنوان یك موجود مبارك (7) و در بعضى به عنوان یك نوشیدنی گوارا «ماءا فُراتا».(8) در مجموع در هر گوشه‌ اى از آن كه مى‌ نگریم آثار خدا و حكمت بالغه او را مى‌ یابیم؛ و بر هر قسمت نظرى مى‌ افكنیم سیماى او را مى‌ بینیم.(9) پی نوشت: پی نوشت: (1). باید توجّه داشت كه ابرها همان بخارات متراكم است؛ هنگامى كه روى زمین افتاده باشد،عرب به آن «ضباب» (بر وزن سراب) یعنى مه مى ‌گوید؛ و هنگامى كه در آسمان بالا مى ‌رود به آن «سحاب، وغیم و غمام» مى ‌گویند. (المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمد حسین، دفتر انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ پنجم، 1417 هـ ق، ج 1، ص 404). (2). به كتاب باد و باران، صفحه 126 مراجعه شود. (3). اعجاز قرآن از نظر علوم امروزى، صفحه 67. (4). در تفسیر کبیر/ مفاتیح الغیب، فخرالدین ابوعبدالله محمد بن عمر رازی، نشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420هـ ق، ج 31، ص 11 این معنى به عنوان یكى از تفسیرهاى آیه ذكر شده است. (5). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1360 هـ ش، ج 2، ص 71. و مصباح اللّغه. (6). تفسیر کبیر/ مفاتیح الغیب، فخرالدین ابوعبدالله محمد بن عمر رازی، نشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420هـ ق، ج 25، ص 151. (7). قرآن کریم، سوره ق، آیه 9. (8). همان، سوره مرسلات، آیه 27. (9). پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ نهم، 1386 هـ ش، ج 2، ص 233.