logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

«رجعت» از دیدگاه قرآن

آیا قرآن به مسئله «رجعت» پرداخته است؟


پاسخ اجمالی: قرآن در چند جا به مسئله «رجعت» پرداخته است. در یك جا به زنده شدن هفتاد هزار خانوار اشاره كرده که بر اثر طاعون از دنیا رفته بودند و در جای دیگر به درخواست قوم حضرت موسی‏(ع) مبنی بر رؤیت خدا به وسیله چشم اشاره كرده كه این خواسته، سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد ولی بار دیگر به دستور خداوند زنده شدند. پاسخ تفصیلی: در قرآن به «رجعت» به معنای رجوع مردگان به این دنیا در موارد زیادی اشاره شده است. اینک به برخی از نمونه‏ های آن اشاره می‏ کنیم: 1. خداوند متعال می‏ فرماید: «أَلَمْ‏ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ المَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ ... بیشتر بخوانید»(1)؛ (آیا ندیدى گروهى از بنى اسرائیل را كه از ترس مرگ، از خانه ‏هاى خود فرار كردند و آنان هزاران نفر بودند [و به بهانه فرار از طاعون، از شركت در میدان جهاد خوددارى نمودند] و خداوند فرمان مرگ آنها را صادر كرد و به همان بیمارى مردند. سپس آنها را زنده كرد ...). آیه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد که بر اثر طاعون از دنیا رفته بودند.(2) 2. خداوند می‏ فرماید: «فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِ اللهُ الْمَوْتَی وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»(3)؛ (سپس گفتیم: قسمتى از گاو را به مقتول بزنید [تا زنده شود و قاتل را معرفى كند] خداوند این گونه مردگان را زنده می كند و آیات خود را به شما نشان می ‏دهد؛ شاید بیندیشید). آیه مربوط به کشته بنی ‏اسرائیل است که به قدرت خداوند زنده شد.(4) 3. خداوند می‏ فرماید: «وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسی لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّی نَرَی اللهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»(5)؛ (و نیز به یاد آورید هنگامى را كه گفتید: اى موسى! ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد؛ مگر این كه خدا را آشكارا با چشم خود ببینیم؛ پس صاعقه شما را گرفت؛ درحالى كه تماشا می كردید * سپس شما را پس از مرگتان، حیات بخشیدیم؛ شاید شكرگذارى كنید). آیه مربوط به برخی از قوم حضرت موسی‏(علیه السلام) است که تقاضای رؤیت خدا به وسیله چشم را کردند که این خواسته، سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد؛ ولی خداوند بار دیگر آنها را زنده کرد.(6) 4. و نیز می‏ فرماید: «أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلی قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِها قالَ أَنّی یُحْیِ هذِهِ اللهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ...»(7)؛ (یا همانند كسى كه از كنار یك آبادى ویران شده عبور كرد، در حالى كه دیوارهاى آن، به روى سقف هایش فرو ریخته بود، [و اهل آن همگى مرده بودند، او با خود] گفت: چگونه خدا این‏ها را پس از مرگ، زنده مى‏ كند؟! [در این هنگام] خدا او را یكصد سال می راند؛ سپس زنده كرد ...). آیه مربوط به یکی از انبیای الهی است که پس از صد سال دوباره زنده شد.(8) 5. خداوند از حضرت عیسی‏(علیه السلام) حکایت کرده که فرمود: «وَ أُحْیِ المَوْتی بِإِذْنِ اللهِ»(9)؛ (و مردگان را به اذن خدا زنده می كنم). طبری می ‏گوید: «حضرت عیسی‏(علیه السلام) مردگان را با دعایش زنده می‏ کرد».(10) مطابق روایات نبوی که هر آنچه در امت‏ های پیشین اتفاق افتاده در این امت نیز واقع خواهد شد، مسئله رجوع به دنیا بعد از مرگ در این امت نیز امری واقع شدنی است.(11) پی نوشت: پی نوشت: (1). سوره بقره، آیه 243. (2). الدر المنثور فى تفسیر المأثور، سیوطى، جلال الدین، كتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، قم، 1404 قمری، ج ‏1، ص 310، سوره بقره آیات 243 الى 244؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن، طبرى، ابو جعفر محمد بن جریر، دار المعرفه، بیروت، 1412 قمری، چاپ: اول، ج ‏2، ص 365، سوره بقره، آیه 243. (3). سوره بقره، آیه 73. (4). الدر المنثور فى تفسیر المأثور، همان، ص 79، (قوله تعالى فقلنا اضربوه ببعضها)؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن، همان، ج ‏1، ص 285، سوره بقره، آیه 73. (5). سوره بقره، آیات 55 و 56. (6). الدر المنثور فى تفسیر المأثور، همان، ص 70، سوره بقره آیات 55 الى 56؛ الكشاف عن حقائق غوامض التنزیل، زمخشرى، محمود، دار الكتاب العربی، بیروت، 1407 قمری، چاپ: سوم، ج ‏1، ص 142، سوره بقره، آیات 55 الى 57. (7). سوره بقره، آیه 259. (8). الكشاف عن حقائق غوامض التنزیل، همان، ص 307، سوره بقره، آیات 258 الى 259؛ الدر المنثور فى تفسیر المأثور، همان، ص 331، سوره بقره، آیه 259؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن، همان، ج ‏3، ص 27، سوره بقره، آیه 259. (9). سوره آل عمران، آیه 49. (10). جامع البیان فى تفسیر القرآن، همان، ص 193، سوره آل‏ عمران، آیه 49. (11). گردآوری از: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، رضوانی، علی اصغر، مسجد مقدس جمکران، قم، 1390 شمسی، چاپ هفتم، ص 664.