logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

«بداء» عقیده ای برگرفته از یهود؟!

آیا «بداء» عقیده ای یهودی بوده و شیعه آن را از یهود گرفته است؟!


پاسخ اجمالی: یهود نه تنها به بداء اعتقاد ندارند، بلکه بداء را در شرع و در تکوین جایز نمی دانند و به همین خاطر نسخ شریعت حضرت موسی را انکار کرده اند. یهودیان قضا و قدر الهی را حتمی و غیرقابل تغییر می‌ دانند و معتقدند دست خدا بسته است و خداوند از کار آفرینش فراغت یافته و دیگر افزایش یا کاهشى در عمر و رزق و ... بیشتر بخوانید ندارد. این موضوع صریحا در آیات قرآن مورد اشاره قرار گرفته و خداوند در تکذیب عقیده آنان فرموده: «بلکه دستان خودشان بسته است و به خاطر گفته هایشان ملعونند...». بنابراین بدیهی است که نه می توان باور شیعیان به بداء را آموزه ای برگرفته از یهود دانست و نه می توان آنان را ملامت کرد که چرا به چنین باوری رسیده اند؛ در واقع با کاوش صحیح آموزه های وحیانی اسلام لاجرم هر مسلمانی در مقابل یهود باید به بداء معتقد باشد. پاسخ تفصیلی: در مخالفت با باور شیعیان به «بداء»، برخی از وهابیون مثل قفاری ادعا کرده اند که بداء از اعتقادات یهود می باشد و شیعه نیز این عقیده را از یهود گرفته است!(1)عقیده یهودیان؛ امکان ناپذیری و امتناع بداء و نسخ! ادعای فوق در حالی مطرح می شود که یهود نه تنها به بداء اعتقاد ندارند، بلکه بداء را مطلقا چه در شرع و چه در تکوین جایز نمی دانند و به همین خاطر نسخ شریعت حضرت موسی را انکار کرده اند! یهودیان قضا و قدر الهی را حتمی و غیرقابل تغییر می‌ دانند و می‌ گویند، وقتی مثلا برای کسی عمری مقدّر شد (که مثلا پنجاه‌ سال زندگی کند)، این تقدیر دیگر به هیچ‌ وجه قابل تغییر و تبدیل نیست و این عمر 50 ساله نه‌ با گناه کم می‌ شود و نه با صله رحم و صدقه و دعا زیاد می گردد؛ زیرا دست خدا بعد از آفرینش بسته است و آنچه که از ازل، قلم سرنوشت رقم زد، مرکب و جوهرش خشک شد و دیگر قابل محو شدن نیست(2) و دیگر نمی‌ توان آن را با هیچ آبی‌ محو کرد و جایش چیز دیگری نوشت و از صورت کنونی و ظاهری اش تغییر داد.قرآن کریم در آیه 64 سوره مائده از زبان یهود می فرماید: «وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ كَیْفَ یَشَاء»؛ (و یهود گفتند که دست خداوند بسته است؛ دست های خودشان بسته باد؛ و به [سزای] آنچه گفتند از رحمت خداوند دور شدند؛ بلکه هر دو دست او گشاده است؛ هرگونه بخواهد می بخشد).بدیهی است چنین قومی با چنین عقایدی، به هیچ وجه نمی توانند آموزگار مکتب تشیع در باور به بداء بوده باشند.نظر مؤلف کتاب «الذریعة» راجع به نظر یهود درباره بداء مؤلف الذریعه پس از ذکر معنای لغوی بداء - به مفهوم تغییر رأی و علم جدید - می گوید: بداء به این معنی چون مستلزم جهل و عجز است بر خدا روا نیست، و امامیه که خدا را بر خلاف فرقه های دیگر از امور زیادی منزّه می داند، به یقین از جهل و عجز نیز منزه می شمارد. مؤلف این کتاب نسبت دادن این عقیده به شیعه را بهتان بزرگ دانسته و می نویسد: «فنسبة القول بالبداء بهذا المعنی الی الامامیة من البلخی فی تفسیره، کما فی اول التبیان، بهتان عظیم»(3)؛ (نسبت دادن عقیده بداء به این معنی [که خداوند متهم به جهل می شود] به امامیه از سوی بلخی در تفسیرش، چنانکه در اول تفسیر تبیان آمده، بهتان بزرگی به امامیه می باشد).صاحب الذریعه سپس اضافه می کند: بداء را به معنایی که امامیه معتقد است، باید هر مسلمانی در مقابل یهود که می گویند: «یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ» معتقد باشد(4)؛ چرا که قرآن در آیه 64 سوره مائده این اعتقاد یهود را رد کرده و می فرماید: «بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ كَیْفَ یَشَاء». در حقیقت از جمله انتقادهای قرآن از یهودیان همین نکته است که آنان کار آفرینش را پایان یافته می دانستند! در حالی که دستان خدا گشوده است و هر لحظه خداوند برای امتحان انسان یا بر اساس اعمال نیک و بد او، که به آن علم نیز دارد(5)، تقدیر جدیدی برای او می نویسد. به عبارت دیگر، خلاقیت خدا و اعمال سلطه و قدرت از سوى خداوند، مستمر است و به حکم آیه «کُلَّ یَوْم هُوَ فِی شَأْن»(6)، خداوند هرگز از امر آفرینش نیاسوده است، بلکه آفرینش او همچنان پیوسته و مستمر است.حدیثی از امام صادق(ع) راجع به بیان قرآن درباره بداء و یهود به روایت صدوق از امام صادق(علیه السلام) در باره آیه «یهود گفتند که دست خدا بسته است»، آن حضرت فرمود: مقصودشان بسته بودن دست خدا نیست، بلکه معتقد بودند که خداوند از کار آفرینش فراغت یافته و دیگر افزایش یا کاهشى در عمر و رزق و... ندارد. خداوند در تکذیب عقیده آنان فرمود: «بلکه دستان خودشان بسته است و به خاطر گفته هایشان ملعونند، بلکه دستان خدا باز است و آن گونه که بخواهد انفاق مى کند». آیا نشنیده اى که مى فرماید: «یَمْحُوا اللهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ»(7)؛ (آنچه را خدا بخواهد محو یا اثبات مى کند و اُمّ الکتاب [کتاب اصلى] نزد اوست).(8)پس عقیده اسلامى بر اعتراف به قدرت بى انتهاى خدا و استمرار خلاقیت او استوار است و این که خداوند هرگاه و هر چه بخواهد، مقدّرات مربوط به انسان را در زمینه عُمر و رزق و جز آنها تغییر مى دهد و مقدّرات دیگرى به جاى آنها قرار مى دهد و هر دو تقدیر هم در «اُمّ الکتاب» و علم الهى موجود است.امام رضا(ع) و اشاره به عقیده یهود راجع به بداء امام رضا(علیه السلام) در حضور مأمون و در مناظره با سلیمان مروزى رو به سلیمان نمود و فرمود: اعتقاد یهودیان را پیدا كرده ‏اى؟ سلیمان عرض كرد به خدا پناه مى‏ برم از چنین اعتقادى. مگر یهود چه اعتقادى دارند؟! فرمود: آنها مى‏ گویند «یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ»؛ (دست خدا بسته است). منظورشان اینست كه خداوند جهان را آفرید؛ دیگر كارى ندارد و هیچ كم و زیاد و تغییر و تبدیلى نمى‏ دهد. خداوند در پاسخ این اعتقاد مى‏ فرماید: «غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا»؛ (دستهاى ایشان بسته باد و لعنت بر آنها از چنین گفتارى). شنیدم گروهى از پدرم موسى بن جعفر(علیه اسلام) راجع به بداء پرسیدند. فرمود: مردم نمى‏ توانند منكر بداء شوند كه خداوند در آیه 106 سوره توبه مى ‏فرماید: «وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا یُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ»؛ (گروهى دیگر واگذار به فرمان خدا شده ‏اند یا آنها را مجازات مى ‏كند و یا توبه آنها را مى‏ پذیرد [هر طور كه شایسته باشند]) پس خداوند در مورد آنها هر تصمیمى كه بخواهد مى‏ گیرد و این خود یك نوع از بداء است.(9) از این آیه چنین برمى آید كه ممكن است ظواهر امر نشان دهد فلان شخص مشمول عذاب مى گردد، امّا بعداً روشن مى شود كه مشیت الهى به دلیل شرایطى بر این قرار گرفته كه او را ببخشاید؛ یعنى در عالم تكوین یا تشریع، دگرگونى بر خلاف ظواهر امور حاصل مى شود.(10) پی نوشت: پی نوشت: (1). اصول مذهب الشیعة الاثنى عشریّة، القفاری، ناصر بن عبد اللَّه بن على، دار الرضا للنشر و التوزیع، بی جا، 1418 هـ ق‏، چاپ سوم، ج 3، ص 939. (2). المعجم الكبیر، طبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب، مكتبه ابن تیمیه، قاهره، بی تا، چاپ اول، ج 11، ص 223، ح 11560؛ بحارالأنوار، مجلسى‏، محمدباقر، مؤسسة الوفاء، بیروت‏، 1403 هـ ق، چاپ دوم، ج 5، ص 94. (3). الذریعه، شیخ آقا بزرگ الطهرانی، محمدمحسن، دار الاضواء، بیروت، بی تا، چاپ اول، ج 3، ص 51. (4). همان، ج 3، ص 52. (5). چنانکه امام کاظم(ع) در حدیثی فرموده است: «لَیْسَ شَیْ‏ءٌ یَبْدُو لَهُ إِلَّا وَ قَدْ كَانَ فِی عِلْمِهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَبْدُو لَهُ مِنْ جَهْل‏»؛ (برای خداوند در هیچ چیزی بداء حاصل نمی شود مگر اینکه قبلاً می دانسته است؛ محققا برای خدا از روی جهل بداء رخ نمی دهد). ر.ک: بحارالأنوار، همان، ج 4، ص 121. (6). سوره الرحمن، آیه 29. (خداوند هر روز در شأن و کارى است)؛ یعنی خدا هر روز پدیده تازه و خلق جدید دارد. خلقت او دائم و مستمر است، و پاسخگوئى او به نیازهاى سائلان و نیازمندان نیز چنین است، و هر روز طرح تازه اى ابداع مى کند. یک روز اقوامى را قدرت مى دهد، روز دیگرى آنها را بر خاک سیاه مى نشاند، یک روز سلامت و جوانى مى بخشد، روز دیگر ضعف و ناتوانى مى دهد، یک روز غم و اندوه را از دل مى زداید، روز دیگر مایه اندوهى مى آفریند، خلاصه هر روز، طبق حکمت و نظام احسن، پدیده تازه و خلق و حادثه جدیدى دارد. (7). سوره رعد، آیه 39. (8). توحید صدوق، ابن بابویه، محمد بن على‏‏، مؤسسة النشر الإسلامی، قم‏، 1398 هـ ق، چاپ اول، ص 167، باب 25، ح 1. (9). احتجاجات‏، مجلسى، محمدباقر، ترجمه: موسى خسروى‏، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏، 1379 هـ ش‏، چاپ اول‏، ج ‏2، ص 316. (10). مناظرات تاریخى امام رضا(ع) با پیروان مذاهب و مكاتب دیگر، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات آستان قدس رضوى (بنیاد پژوهشهاى اسلامى)، مشهد مقدس، 1388 هـ ش‏، چاپ دوم‏، ص 72.