پاسخ اجمالی: «رحمان» و «رحيم» از ماده «رحمت» گرفته شده. معروف اين است كه «رحمان» كسى است كه رحمتش عام است، و همگان را شامل مى شود، در حالى كه «رحيم» به كسى گفته مى شود كه رحمتش خاص است. بنابراين رحمانيت خداوند سبب شده است كه فيض نعمتش دوست و دشمن و مؤمن و كافر را شامل شود؛ ولى رحيميّت او ايجاب مى كند كه مؤمنان را مشمول مواهب خاصّى در دنيا و آخرت قرار دهد كه دور افتادگان از خدا و بى خبران از آن محرومند.
پاسخ تفصیلی: «رحمان» و «رحيم»؛ اين دو واژه از ماده «رحمت» گرفته شده، و معروف اين است كه «رحمان» كسى است كه رحمت اش عام است، و همگان را شامل مى شود، در حالى كه «رحيم» به كسى گفته مى شود كه رحمت اش خاص است، بنابراين رحمانيت خداوند سبب شده است كه فيض نعمت اش دوست و دشمن و مؤمن و كافر را شامل شود؛ ولى رحيميّت او ايجاب مى كند كه مؤمنان را مشمول مواهب خاصّى در دنيا و آخرت قرار دهد كه دور افتادگان از خدا و بى خبران از آن محروم اند.
شاهد اين تفاوت امور زير است:
1. «رحمان» صيغه مبالغه است و «رحيم» صفت مشبهه؛ و صيغه مبالغه تأكيد بيشترى را مى رساند و دليل بر گستردگى اين نوع رحمت است. ولى بعضى هر دو را صفت مشبهه و يا هر دو را صيغه مبالغه دانسته اند، امّا با اين حال تصريح كرده اند كه «رحمان» مبالغه بيشترى را مى رساند.(1)
2. بعضى نيز گفته اند: چون «رحيم» صفت مشبهه است و دلالت بر ثبات و استمرار دارد مخصوص مؤمنان است ولى «رحمان» كه صيغه مبالغه است چنين دلالتى ندارد.
3. «رحمان» نام مخصوص خدا است و به غير او اطلاق نمى شود؛ در حالى كه «رحيم» هم به او گفته مى شود و هم به غير او؛ و اين دليل بر آن است كه مفهوم «رحمان» رحمت گسترده ترى است.
4. اين قاعده در ادبيات عرب معروف است كه «زيادةُ المبانى تَدُلُّ عَلى زِيادَةِ المَعانِى»؛ (يعنى واژه اى كه حروف اش بيشتر است مفهوم آن نيز بيشتر است) و چون «رحمان» پنج حرفى، و «رحيم» چهار حرفى است؛ بنابراين مفهوم «رحمان» وسعت بيشترى دارد.(2)
5. اين تفاوت را بعضى افراد، از آيات قرآن نيز استفاده كرده اند. زيرا «رحمان» در قرآن غالباً به صورت مطلق آمده، در حالى كه «رحيم» در بسيارى از موارد مقيّد است. مانند: «إِنَّ اللهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ» (3)؛ (زيرا خداوند نسبت به مردم، رئوف و مهربان است)، «وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً» (4)؛ (او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است)، «إِنَّ اللهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً» (5)؛ (خداوند نسبت به شما مهربان است).
در حالى كه «رحمان» بدون اين قيود ذكر شده و دليل بر عموميت رحمت او است.
6. بعضى از روايات نيز شاهد اين تفاوت است. در حديث پر معنايى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «الرَّحمنُ اِسْمٌ خاصٌ بِصِفَة عامَّة، وَالرَّحيمُ اسمٌ عامٌ بِصِفَة خاصَّة» (6)؛ (رحمن اسم خاص است [مخصوص خداوند] امّا با وصفى عام ـ مفهوم رحمت اش دوست و دشمن را در بر مى گيرد ـ ولى رحيم اسم عام است به صفت خاص [اين اسم هم بر خداوند و هم غير او اطلاق مى شود، ولى مفهوم اش رحمتى است مخصوص مؤمنان]).
امّا با تمام اينها نمى توان انكار كرد كه گاهى اين دو واژه به يك معنا به كار مى رود؛ مانند آنچه در دعاى عرفه از امام حسين(عليه السلام) نقل شده است: «يا رحمنَ الدُّنيا وَالآخِرةَ وَرَحِيْمَهُما» (7)؛ (اى خدايى كه رحمان دنيا و آخرت و رحيم هر دويى) ولى اين ممكن است يك استثنا بوده باشد؛ بنابراين منافاتى با تفاوت فوق ندارد.(8)
پی نوشت: پی نوشت: (1). به مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 شمسی، چاپ: سوم، ج 1، ص 92، اللغة ... بیشتر بخوانید .؛ روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، آلوسى سيد محمود، تحقيق: على عبدالبارى عطيه، دارالكتب العلميه، بيروت، 1415 قمری، چاپ: اول، ج 1، ص 61، سورة فاتحة، آيات 1 الى 7؛ الميزان فى تفسير القرآن، طباطبايى سيد محمد حسين، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1417 قمری، چاپ: پنجم، ج 1، ص 18، بيان ... مراجعه شود. (2). تفسير القرآن الكريم، شبر، سيد عبد الله، دار البلاغة للطباعة و النشر، بيروت، 1412 قمری، چاپ: اول، ص 38، سورة فاتحة، آيات 1 الى 2 ؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 شمسی، چاپ: سوم، ج 1، ص 69، سورة فاتحة، آيات 1 الى 7. (3). سوره بقره، آيه 143. (4). سوره احزاب، آيه 43. (5). سوره نساء، آيه 29. (6). مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 شمسی، چاپ: سوم، ج 1، ص 94، (المعنى ...) . (7). جامع أحاديث الشيعة، بروجردى، آقا حسين، جمعى از محققان، انتشارات فرهنگ سبز، تهران، 1386 شمسی، چاپ: اول، ج 23، ص 790، (26) باب (ما يستحب ان يعمل لقضاء الدين وسوء الحال). (8). گرد آوری از کتاب: پیام قرآن، ناصر، مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ نهم، 1386 هـ ش، ج 1، ص 37.