پاسخ اجمالی: مفسرانی از «صحابه» و «تابعین» میشناسیم که به نوعی از اهلبیت(ع) تأثیر گرفتهاند و در واقع میتوان آنها را شاگردان درس تفسیر ایشان معرفی نمود. به عنوان نمونه از «صحابه» میتوان به ابنعباس و عبداللهبن مسعود و از «تابعین» به سعیدبن جبیر و سعیدبن مسیّب و طاووسبن کیسان و سُدّی کبیر و ابوالجارود (زیادبن منذر) و زیدبن اسلم عَدْوی و ابوحمزه ثمالی و ضحاکبن مزاحم و عطیةبن سعید عوفی و ... بیشتر بخوانید اشاره نمود.
پاسخ تفصیلی: شاگردان تفسیری اهلبیت(علیهم السلام)مفسرانی از «صحابه» و «تابعین» میشناسیم که به نوعی از اهلبیت(علیهم السلام) تأثیر گرفتهاند و در واقع میتوان آنها را شاگردان درس تفسیر اهلبیت(علیهم السلام) معرفی نمود. البته پرواضح است که برای اثبات این مدعا تنها به مفسر بودن ایشان و مدرکی که ثابت کند شاگرد ائمه(علیهم السلام) بودهاند اکتفا میشود.مفسرین از «صحابه»1. ابنعباسابنعباس از معروفترین مفسران صحابه پس از علیبن ابیطالب(علیه السلام) است؛ تا حدی که روایات وی در تفسیر را بهعلت کثرت، شمردنی نمیدانند(1) و تراث تفسیری نیز به ایشان نسبت دادهاند.(2) ابنعباس، علم علی(علیه السلام) را از رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) و علم خود را برگرفته از علم علی(علیه السلام) میداند.(3) همچنین از وی نقل شده است که گوید: «جلّ ما تعلمت من التفسیر من علیبن ابیطالب»(4)؛ (همه یا قسمت بزرگی از تفسیر که آموختهام، از علیبن ابیطالب است). مفسران شیعه و اهلسنت، همواره دیدگاهها و اقوال ابنعباس را نقل کردهاند.2. عبداللهبن مسعوداز دیگر مفسران صحابی، عبداللهبن مسعود است.(5) وی بسیاری از مطالب تفسیری خود را از علیبن ابیطالب(علیه السلام) فرا گرفته،(6) از نظر علمی نیز شاگرد آن حضرت بوده و از آن حضرت استفاده علمی برده است.(7) عبداللهبن مسعود اعتراف کرده که از علیبن ابیطالب(علیه السلام) علم قرآن و قرائت قرآن را آموخته. او علی(علیه السلام) را بهترین و دانشمندترین مردم پس از رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) میداند و علی(علیه السلام) را چون دریایی روان توصیف میکند.(8)3. سایر صحابهبسیاری از صحابی دیگر مانند مقداد، سلمان، ابوذر، عماربن یاسر و... از دانش امام علی(علیه السلام) بهرهها بردهاند. از حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز دیدگاهها و روایات تفسیری نقل شده است.(9) دانش آن حضرت به قرآن، در خطبهها و سخنانش مشهود است که آن حضرت، تنها در دو خطبه معروفش به حدود 63 آیه استناد میکند.(10) روایاتی نیز در برخی تفاسیر اهلسنت از ایشان نقل شده است؛ مانند تفسیر آیه 43 و 44 سوره حجر.(11)و(12)مفسرین از «تابعین»1. سعیدبن جبیر(م 95 ق)سعیدبن جبیر، اعلم تابعان و مفسران زمان خود بود(13) و وثاقت او مورداتفاق اصحاب صحاح ستّه اهلسنّت و کتب اربعه شیعه است.(14) روایات فراوانی در کتابهای تفسیری شیعه و اهلسنّت، از سعیدبن جبیر نقل شده است. وی سال 95 ق، در 49 سالگی بهدست حجّاجبن یوسف ثقفی به شهادت رسید.(15) از روایات چنین برمیآید که وی، شیعه و از محبان اهلبیت(علیهم السلام) بوده است و علت قتل وی را نیز اظهار محبت علی(علیه السلام) دانستهاند. او پیرو امام زینالعابدین(علیه السلام) بود و آن حضرت نیز وی را میستود.(16)2. سعیدبن مسیّب(م 94 ق)ابومحمد سعیدبن مسیب، از مفسران معروف تابعان است.(17) در کتابهای رجال، از شخصیت او تمجید شده و وی را از محبان اهلبیت(علیهم السلام) شمردهاند. «کشّی» در رجال خود، در ضمن روایتی از امام کاظم(علیه السلام)، او را حواری امام علیبن الحسین(علیهما السلام) بهشمار آورده است.(18) روایات تفسیری وی را در تفسیر عیاشی، جلد 1، صفحه 257 و تفسیر طبری، جلد 29، صفحه 33 و جلد 30، صفحه 143 و تفسیر ابنکثیر، جلد 3، صفحه 842 و ...، میتوان دید. مثلا روایت وی از امام سجاد در تفسیر عیاشی، جلد 1، صفحه 257 که وی از امام سجاد(علیه السلام) در تفسیر آیه 75 سوره نساء نقل میکند که منظور از قریهای که اهلش ستمکارند، اهالی مکه بودند که به پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) ستم و آن حضرت به مدینه مهاجرت کرد.(19)3. طاووسبن کیسان(م 106 ق)ابوعبدالرحمن طاووسبن کیسان همدانی، از ایرانیان و مفسران معروف تابعان است.(20) روایاتی در فضایل و تقوای او بیان شده است.(21) ابنشهرآشوب،(22) شیخ طوسی و صاحب روضاتالجنّات، او را از اصحاب امام سجاد(علیه السلام) معرفی کردهاند.(23)4. سُدّی کبیر(م 127 ق)اسماعیلبن عبدالرحمن کوفی معروف به سُدّی کبیر، از مفسران تابعی(24) و میان تابعان، از افرادی است که بیشترین روایات تفسیری را نقل کرده.(25) سُدّی از اصحاب امام سجاد، امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) بوده است.(26) روایات تفسیری وی را میتوان در تفسیر طبری، جلد 1، صفحه 111، و جلد 2، صفحه 211 و تفسیر المحررالوجیز، ابنعطیة، جلد 1، صفحه 4 و مانند آن مشاهده کرد.5. ابوالجارود (زیادبن منذر)ابوالجارود (زیادبن منذر) رییس فرقه جارودیه و شاگرد امام باقر(علیه السلام) است. نجاشی و شیخ طوسی نیز از وجود تفسیری برای ابوالجارود که آن را از امام باقر(علیه السلام) روایت میکند، خبر دادهاند و این نقل، دارای سند نیز هست.(27) بسیاری از روایات ابوالجارود از امام باقر(علیه السلام)، هماکنون در تفسیر علیبن ابراهیم قمی وجود دارند.(28)از ابوالجارود روایات زیادی نقل شده است که بیشتر آن از امام باقر(علیه السلام) است. برخی روایات مربوط به اصول و قواعد تفسیری است مانند: روایت تقسیمات قرآن(29) و حرمت تفسیر به رأی(30)،(31) و بیشتر روایات نیز مربوط به تفسیر آیات است؛ از جمله: تفسیر عیاشی، جلد 1، صفحه 86، حدیث 209؛ صفحه 154، حدیث 514؛ صفحه 225، حدیث 47؛ صفحه 290، حدیث 3؛ صفحه 333، حدیث 154 و 155. بهویژه در مورد ولایت امام علی(علیه السلام).(32)6. زیدبن اسلم عَدْوی(م 136 ق)ابواسامه زیدبن اسلم عدوی، اهل مدینه و از مفسران تابعی است.(33) ابنندیم، کتابی تفسیری برای وی نقل کرده است.(34) علمای شیعه، از جمله شیخ طوسی و آیتالله خویی نیز وی را از اصحاب امام سجاد(علیه السلام) برشمردهاند. آیتالله خویی مینویسد: «و عدّهُ البرقی ایضاً فی اصحاب السجّاد و الصادق(علیهم السلام)»(35) در کتابهای تفسیری شیعه و سنّی، روایاتی از او نقل شده است. نام او در سند روایات اهلسنّت آمده و او را از راویان صحاح سته برشمردهاند.(36) نام او همچنین در سند روایات شیعه، از جمله در فروع کافی (ج 6، ص 415) و بحارالانوار (ج 2، ص 299، ج 3، ص 8، 19) آمده است.7. ابوحمزه ثمالی(م 148 ق)ابوحمزه ثمالی از مفسران معروف دوران تابعین است. ابنندیم در الفهرست(37) و آقابزرگ تهرانی در الذریعة(38) و داوودی در طبقاتالمفسرین(39) وی را صاحب تفسیر معرفی کردهاند. ابوحمزه ثمالی ثابتبن دینار کوفی، از محبان اهلبیت(علیهم السلام) و از اصحاب امام سجاد، امام باقر و امام صادق و امام کاظم(علیهم السلام) است.(40) وی روایت کننده رساله حقوق و دعای سحر ماه رمضان معروف به «دعای ابوحمزه ثمالی» از امام سجاد(علیه السلام) است. از ابوحمزه ثمالی در موضوعات مختلف و در تفسیر آیات، روایاتی وجود دارد. از جمله در ذیل آیه ولایت،(41) خاتمبخشی امام علی(علیه السلام) را نقل میکند.(42) و آیه 168 سوره نساء را مربوط به ولایت امام علی(علیه السلام) میداند.(43) وی «اعراف» را در آیه 48 سوره اعراف، ائمه اهلبیت(علیهم السلام) و نیز «ملک عظیم» را در آیه 54 سوره نساء، اهلبیت(علیهم السلام) معرفی میکند. همچنین حدیث ولایت امام علی(علیه السلام) در ذیل آیه 44 سوره انعام را نقل میکند.(44)در زمینه تفسیر آیات، روایتهای گوناگونی از ابوحمزه ثمالی نقل شده است. بیشترین روایات وی از امام سجاد(علیه السلام) و امام باقر(علیه السلام) است. وی با اشاره به آیه ولایت(45) و خاتمبخشی علی(علیه السلام)،(46) کلمه اعراف و ملک عظیم را در در آیه 168 سوره نساء را اهلبیت(علیهم السلام) میداند. همچنین بر این باور است که آیه 58 سوره یونس درباره پیروی از امام علی(علیه السلام)(47) و به حدیث ولایت امام علی(علیه السلام) ذیل آیه 44 سوره انعام نیز اشاره میکند.(48)همچنین میتوان به تفسیر عیاشی جلد اول صفحه 211، حدیث 172 و 173 و 174 و صفحه 214، حدیث 185 و جلد 1، صفحه 68، حدیث 124 و صفحه 107، حدیث 321 و صفحه 179، حدیث 68 و جلد 2، صفحه 157، حدیث 56 و جلد 2، صفحه 16، حدیث 74 و صفحه 167، حدیث 5 و جلد 2 صفحه 136، حدیث 45 و صفحه 152، حدیث 44 و صفحه 257، حدیث 14 و حدیث 16و صفحه 280، حدیث 19 و صفحه 296، حدیث 88 و صفحه 326، حدیث 38 و صفحه 330، حدیث 42 و صفحه 350، حدیث 81 و ... موارد فراوان دیگر مراجعه کرد.8. ضحاکبن مزاحم(م 105 ق)ضحاکبن ابراهیم هلالی، از مفسران تابعین است.(49) ابنندیم در الفهرست(50) و داوودی در طبقات مفسرین(51) برای وی کتاب تفسیر گزارش دادهاند. ضحّاک از اصحاب و روایتکنندگان امام زینالعابدین(علیه السلام) شمرده میشود.(52) وی آرای تفسیری فراوانی در منابع شیعه و اهلسنّت دارد؛ از جمله مجمعالبیان طبرسی و تفسیرالقرآنالعظیم ابنکثیر، روایات وی را نقل کردهاند.9. عطیةبن سعید عوفی(م 111 ق)عطیه از مفسران تابعین است.(53) او از اصحاب امام باقر(علیه السلام) و صاحب که تفسیری بزرگ در پنج جلد است.(54)10. عطاءبن ابیرباح(م 114 ق)عطاءبن ابیریاح از مفسران تابعین است(55) و از فقهای نامدار مکه و فرزندان او (عبدالملک و عبدالله و عریف)، همه از اصحاب امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) بودهاند.(56) وی همان کسی است که حدیث ولایت را در آخرین بیماری ابنعباس، از وی نقل کرده.(57)11. ابانبن تغلب(م 141 ق)ابانبن تغلب، ابوسعید بکری کوفی از مفسران تابعین است. او را صاحب کتاب تفسیر، کتاب قرائات و کتاب الفضائل(58) و خواص یاران اهلبیت(علیهم السلام) در دانشهای گوناگون دانستهاند. شیخ طوسی درباره او میگوید: «ثقه و جلیلالقدر و دارای منزلتی بزرگ است. او از اصحاب امام سجاد، امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) بوده و از ایشان روایت کرده و نزد ایشان جایگاهی والا داشت».(59)از ابانبن تغلب روایات فراوانی در تفسیر نقل شده است. غالب روایات ایشان از امام صادق(علیه السلام) است که میتوان این موارد را برشمرد: احیاء مرده بهدست حضرت عیسی(علیه السلام) ذیل آیه 36 سوره آلعمران،(60) و روایت ابانبن تغلب از امام صادق(علیه السلام) ذیل آیه 84 سوره نساء (تکلیف نفس)،(61) و همچنین روایت ایشان از آن حضرت ذیل آیه 4 سوره مائده درباره کلب معلَّم،(62) درباره اینکه چگونه کعبه قیاماً للناس است برای دین و زندگی مردم،(63) نقل حدیث غدیر و ولایت امام علی(علیه السلام) از آن حضرت.(64)12. جابربن یزید جعفی(م 128 ق)جابر از مفسران تابعین و دارای کتاب تفسیر است؛(65) شیخ طوسی او را از اصحاب امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) شمرده است.(66) برخی روایات جابر مربوط به اصول و قواعد تفسیری است مانند اینکه: دانش قرآن نزد اهلبیت(علیهم السلام) است،(67) ممنوعیت تفسیر به رأی،(68) برخورداری قرآن از باطن(69) و بسیاری از روایات مربوط به قرآن و ولایت ائمه(علیهم السلام) که میتوان به این موراد اشاره کرد: تفسیر عیاشی(70) و تفسیر البرهان(71) باید گفت روایات تفسیری جابربن یزید جعفی خود نیاز به رسالهای مفصل دارد. که تنها به تفسیر عیاشی جلد یکم و دوم اشاره میشود.(72) کشی از جابر نقل کرده است که گفت: «امام باقر(علیه السلام) هفتادهزار حدیث برای من روایت فرمود که آنها را برای احدی نقل نکرده و نخواهم کرد.»(73) بیشترین روایات جابر از امام صادق(علیه السلام)و از نظر موضوعی بیشتر مربوط به ولایت و بطن قرآن است.آرای تفسیری جابر (مباحث کلامی و اعتقادی، دفاع از ولایت و بیان ناسخ و منسوخ) به نقل از امام باقر(علیه السلام) در تفسیر عیاشی (از جمله، جلد 1، صفحه 227، حدیث 61 و صفحه 330، حدیث 148 و صفحه 59) آمده است. در تفاسیر دیگر نیز (از جمله البرهان سیدهاشم بحرانی و نورالثقلین حویزی)، روایات تفسیری فراوانی از جابر نقل شده است.13. ابونضر محمدبن سائب کلبی(م 146 ق)وی از مفسران عالیقدر و دارای کتاب آیاتالاحکام(74) و از اصحاب امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) بوده است.(75)14. شعبةبن حجّاج(م 106 ق)وی از مفسران طبقه دوم تابعین است.(76) شیخ طوسی او را در زمره اصحاب امام صادق(علیه السلام) آورده است.(77)15. سفیانبن عیینة(م 198 ق)ابومحمد سفیانبن عیینة هلالی کوفی، از مفسران تابعین است.(78) ابنندیم در الفهرست او را صاحب تفسیر میداند.(79) آیتالله خویی به نقل از شیخ طوسی و برقی او را از اصحاب امام صادق(علیه السلام) شمردهاند و بیان میدارد: «مرحوم کلینی در الکافی و شیخ طوسی در التهذیب و علیبن ابراهیم قمی در تفسیرش از او روایت کردهاند».(80)16. عبدالرحمنبن زید(م 182 ق)عبدالرحمانبن زیدبن اسلم عدوی از مفسران تابعی است.(81) مرحوم شیخ طوسی، عبدالرحمنبن زید را در شمار اصحاب امام صادق(علیه السلام) آورده است.(82)،(83)
پی نوشت: پی نوشت: (1). سیوطی، الاتقان، ج4، ص22و23. (2). ر.ک: آقابزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج4، ص242-246 (3). سیدبن طاووس، سعدالسعود، ص285. (4). همان؛ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج1، ص321؛ مجلسی، بحارالانوار، ج92، ص105. (5). سیوطی، الاتقان، ج4، ص194. (6). علویمهر، آشنایی با تاریخ تفسیر و مفسران، ص75. (7). بابایی، مکاتب تفسیری، ج1، ص170. (8). سیدبن طاووس، سعدالسعود، ص285؛ مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص105. (9). ر.ک: «مقاله نقش حضرت زهرا(سلام الله علیها) در پیدایش و گسترش علوم و تمدن اسلامی»، از مجموعه آثار کنگره بینالمللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی. (10). ر.ک: فتاحیزاده، «کارکرد تفسیری اقتباسهای قرآنی خطبه حضرت زهرا(سلام الله علیها)»، مجله سراج منیر، سال7، ش24، پاییز 1395، ص159-178. (11). میبدی، کشفالاسرار، ج5، ص331. (12). ر.ک: بابایی، مکاتب تفسیری، ج1، ص139. (13). سیوطی، الاتقان، ج4، ص202. (14). ر.ک: حجتى، سه مقاله در تاریخ تفسیر، ص45. (15). محدث قمى، سفینةالبحار، ج1، ص622. (16). همان. (17). وفیاتالاعیان، ج2، ص375؛ معرفت، التفسیر والمفسرون فی ثوبهالقشیب، ج1، ص327-329. (18). کشى، اختیار معرفةالرجال، ج1، ص43. (19). عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص275، ح192. (20). معرفت، التفسیر والمفسرون فى ثوبهالقشیب، ج1، ص343. (21). ر.ک: عسقلانی، تهذیبالتهذیب، ج5، ص8-10. (22). ابنشهرآشوب، مناقب آلابىطالب، ج4، ص177. (23). محدث قمى، سفینةالبحار، ج2، ص94. (24). ر.ک: سیوطی، الاتقان، ج4، ص200؛ خضیرى، تفسیرالتابعین، ج1، ص302. (25). خضیرى، تفسیرالتابعین، ج1، ص302. (26). طوسی، رجال، ص123، و ص197؛ صدر، تأسیسالشیعة، ص326. (27). نجاشى، رجال، ص170، رقم 448؛ شیخ طوسى، الفهرست، ص72، رقم 29. (28). آقابزرگ، الذریعة، ج4، ص251. (29). عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص9، ح1. (30). همان، ج1، ص17، ح3. (31). بحرانی، البرهان، ج1، ص35، ح3. (32). عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص333، ح154و155. (33). ذهبى، التفسیر والمفسرون، ج1، ص126. (34). ابنندیم، الفهرست، ص366. (35). خویى، معجم الرجالالحدیث، ج17، ص3. (36). عسقلانی، تهذیبالتهذیب، ج3، ص342. (37). ابنندیم، الفهرست، ص36. (38). آقابزرگ، الذریعة، ج4، ص252. (39). داودى، طبقاتالمفسرین، ج1، ص126. (40). طوسی، رجال طوسی، ص107، 121، 153و329. (41). سوره مائده، آیه 55. (42). عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص328. (43). همان، ج1، ص285. (44). همان ج1، ص360، ح23. (45). سوره مائده، آیه 55. (46). عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص328. (47). همان، ج2، ص124، ح29. (48). همان، ج1، ص360، ح23. (49). سیوطی، الاتقان، ج4، ص203. (50). داوودی، طبقاتالمفسرین، ج1، ص216؛ ابنندیم، الفهرست، ص36. (51). داودی، طبقاتالمفسرین، ج1، ص216. (52). ر.ک: معرفت، التفسیر والمفسرون فی ثوبهالقشیب، ج1، ص460. (53). سیوطی، الاتقان، ج4، ص203. (54). آقابزرگ، الذریعة، ج4، ص283. (55). سیوطی، الاتقان، ج4، ص203؛ معرفت، التفسیر والمفسرین فی ثوبهالقشیب، ج1، ص362. (56). ر.ک: کشى، رجال، ص188؛ محدث قمى، سفینةالبحار، ج2، ص216. (57). مجلسى، بحارالانوار، ج36، ص287. (58). نجاشی، رجالالنجاشی، ص7-10؛ ابنندیم، الفهرست، ص6. (59). شیخ طوسى، الفهرست، ص5و6. (60). عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص174، ح51؛ معرفت، همان، ص367. (61). همان، ص261و 262، ح213. (62). همان، ج35، ص295. (63). همان، ص346، ح211. (64). همان، ج2، ص100، ح91. (65). کشی، اختیار معرفةالرجال، ص192 (چاپ مشهد)، ش337. (66). طوسى، رجال، ص111و163. (67). بحرانی، البرهان، ج1، ص8و38؛ محدث قمی، بصائرالدرجات، ص191، باب6، ح 1، 2، 6و8. (68). بحرانی، البرهان، ج1، ص44، ح1. (69). همان، ص47، ح1؛ ص50، ح7. (70). عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص351، 390، 245، 249، 50. (71). بحرانی، تفسیرالبرهان، ج1، ص452، ح 6؛ عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص245، ح149؛ همان، ج2، ص41، ح113و114. (72). عیاشی، تفسیر عیاشی، ج2، ص86، ح47؛ ص95، ح85؛ ص97، ح89(حدیث غدیر)؛ ص103، ح97؛ ص107 ح 113؛ ص120، ح8؛ ص142، ح13؛ ص139، ح1 (حدیث فضیلت قرائت سوره هود)؛ همان، ج2، ص184، ح46؛ ص228، ح21؛ ص235، ح47؛ همان، ج1، ص49، 50، 95، 245، 249، 351. (73). ر.ک: خویى، معجم الرجالالحدیث، ج4، ص17-21. (74). ابنندیم، الفهرست، ص59؛ خویی، معجم الرجالالحدیث، ج19، ص107؛ محدث قمی، سفینةالبحار، ج2، ص388. (75). خویی، معجم الرجالالحدیث، ج16، ص107. (76). سیوطی، الاتقان، ج4، ص203. (77). طوسی، رجال، ص218. (78). سیوطی، الاتقان، ج4، ص203. (79). ابنندیم، الفهرست، ص59. (80). ر.ک: خویى، معجم الرجال الحدیث، ج8، ص157، ش5236. (81). سیوطی، الاتقان، ج4، ص203. (82). طوسى، رجال، ص232، ش138. (83). برگرفته از کتاب: نقش شیعه در گسترش علوم قرآن، جمعی از فضلا با اشراف مرجع عالیقدر حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته، به کوشش محمدتقی سبحانی – محمدعلی رضایی اصفهانی، انتشارات امام علیبنابیطالب(ع)، قم، 1399 هـ ش، ص 32.