پاسخ اجمالی: «متلاشی شدن کوه ها» از نشانه های «قیامت» است و در آیات متعددى از «قرآن» به آن اشاره شده و هشت مرحله دارد: كوه ها به لرزه در مى آیند، از جا كنده مى شوند، به حركت در آمده و در هم كوبیده مى شوند، به صورت توده اى از شن هاى متراكم در مى آیند، به صورت گرد و غبار پراكنده شده و به شكل پشم هاى حلّاجی شده در مى آیند و تنها شَبَحى از آنها باقى مى ماند و به كلى از بین مى روند و صفحه زمین صاف و هموار می شود. هیچ كس به درستى نمى تواند پاسخى به این سؤالات بدهد و علوم روز نیز از توضیح این مطلب عاجز است. همین اندازه مى دانیم كه به شهادت «قرآن» این حوادث در پایان دنیا واقع مى شود.
پاسخ تفصیلی: «متلاشی شدن کوه ها» از نشانه های «قیامت» است و در آیات متعددى از «قرآن» به آن اشاره شده است و مراحل مختلفى براى آن ذكر شده كه مى توان آن را در هشت مرحله تنظیم و خلاصه كرد:
نخست اینكه كوه ها به لرزه در مى آیند: «یَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبَالُ».(1)
در مرحله دوّم از جا كنده مى شوند: «وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبَالُ».(2)
در مرحله سوّم به حركت در مى آیند: «وَ تَسِیرُ الْجِبَالُ سَیْراً».(3)
در مرحله چهارم در هم كوبیده مى شوند: «فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً».(4)
در مرحله پنجم به صورت توده اى از شن هاى متراكم در مى آیند: «وَ كانَتِ الْجِبَالُ كَثِیباً مَهِیلاً».(5)
در مرحله ششم به صورت گرد و غبار پراكنده مى شوند: «وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسّاً فَكانَتْ هَباءاً مُنْبَثّاً».(6)
در مرحله هفتم به شكل پشم هاى حلاجى كه با تندباد حركت می كنند و تنها رنگى از آنها در آسمان دیده مى شود در مى آیند: «وَ تَكوُنُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ».(7)
و سرانجام در هشتمین مرحله شَبَحى از آنها همچون شَبَح یك سراب در یك بیابان خشك باقى مى ماند!: «وَ سُیِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَاباً».(8)
به این ترتیب كوه ها به كلى از میان مى روند و اثرى از آنها باقى نمى ماند و صفحه زمین، صاف و هموار خواهد شد: «فَیَذَرُها قَاعاً(9)صَفْصَفاً».(10)
آیا این حوادث عجیب و هولناك كه دامنگیر كوه ها مى شود بر اثر انفجارات درونى و متلاشى شدن نظام اتمى آنها و آزاد شدن انرژى هاى نهفته درونى است؟ یا ضربه اى از خارج بر آنها وارد مى شود، مانند برخورد سیّاره هاى آسمانى با سرعت و جاذبه شدید به یكدیگر؟ یا علل دیگرى دارد كه امروز براى ما ناشناخته است؟
هیچ كس به درستى نمى تواند پاسخى به این سؤالات بدهد و علوم روز نیز از توضیح این مطلب عاجز است. همین اندازه مى گوید كه در كرات آسمانى در گذشته و حال انفجارات عظیمى روى داده و مى دهد كه حتى از تفسیر علل آن نیز عاجز است.
همین اندازه مى دانیم كه به شهادت «قرآن»، این حوادث در پایان دنیا واقع مى شود، هرچند علل آن براى ما ناشناخته است.(11)
پی نوشت: پی نوشت: (1). سوره مزّمّل، آیه 14. (2). سوره حاقّه، آیه 14. (3). سوره طور، آیه 10. (4). سوره حاقه، آیه 14. (5). سوره مزّمّل، آیه 14. (6). سوره واقعه، آیات 5 و 6. (7). سوره قارعه، آیه 5. (8). سوره نبأ، آیه 20. (9). «قاع» به معناى زمین صاف و هموار و «صَفْصَفّ» به معناى زمینى است خالى از هرگونه گیاه و یا زمین صاف و مسطح و در این صورت هر دو به یك معنا و براى تأكید خواهد بود. (10). سوره طه، آیه 106. (11). گردآوری از كتاب: پیام قرآن، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامیة، تهران، 1386 شمسی، چاپ: نهم، ج 6، ص 25.