logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

هشدار علی(ع) برای بیداری از «خواب غفلت»

امام علی(علیه السلام) در خطبه 153 نهج البلاغه برای بیدار شدن انسان ها از «خواب غفلت» و یاد مرگ چه هشدارهایی داده است؟


پاسخ اجمالی: امام علی(ع) برای بیدار شدن انسان ها از خواب غفلت می فرماید: «اى شنونده! از مستى خود به هوش آى و از غفلت بیدار شو و از عجله و شتاب خود بكاه، در آنچه از زبان پیامبر(ص) به تو رسیده و راه فرارى از آن نیست، بیندیش و با كسى كه نسبت به این دستورات مخالفت كند همراه مشو و فخرفروشى را كنار بگذار، و از مركب تكبّر به زیر آى و به یاد قبرت باش كه گذرگاهت به سوى آخرت است، همان گونه كه جزا دهى جزا داده خواهى شد و همان چیز كه زراعت كنى درو خواهى كرد و آنچه امروز از پیش فرستى فردا بر آن وارد خواهى شد؛ پس براى قدوم خود در سراى دیگر جایى فراهم ساز و براى آن روزت چیزى از پیش بفرست و ... بیشتر بخوانید». پاسخ تفصیلی: امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه 153 «نهج البلاغه» به موعظه و نصیحت شنوندگان پرداخته و اندرزهاى بسیار سودمندى با عبارات كوتاه و پرمعنایى بیان مى دارد و شنونده خود را مخاطب ساخته، مى فرماید: (اى شنونده! از مستى خود به هوش آى و از غفلت بیدار شو و از عجله و شتاب خود [در امر دنیا] بكاه)؛ «فَأَفِقْ(1) أَیُّهَا السَّامِعُ مِنْ سَكْرَتِكَ، وَ اسْتَیْقِظْ مِنْ غَفْلَتِكَ، وَ اخْتَصِرْ مِنْ عَجَلَتِكَ». اشاره به اینكه زرق و برق دنیا و مال و مقام و شهوت، انسان را مست مى كند و در خواب غفلت، فرو مى برد و او را بدون مطالعه به شتاب وا مى دارد و این امور سه گانه موجب انواع اشتباهات و خطاها و گناهان می شود. از آدم مست و خواب و شتابزده چه انتظارى جز اشتباه و خطا مى توان داشت؟! سپس مى افزاید: (در آنچه از زبان پیامبر اُمّی(صلى الله علیه وآله) به تو رسیده و راه فرارى از آن نیست، درست بیندیش [و دستورات آن بزرگوار را به كار ببند] و با كسى كه نسبت به این دستورات مخالفت كند همراه مشو و او را به آنچه براى خود راضى شده واگذار نما!)؛ «وَ أَنْعِمِ الْفِكْرَ فِیمَا جَاءَكَ عَلَى لِسَانِ النَّبِىِّ الْأُمِّىِّ(2) [صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ] مِمَّا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِیصَ عَنْهُ، وَ خَالِفْ مَنْ خَالَفَ ذلِكَ إِلَى غَیْرِهِ، وَ دَعْهُ وَ مَا رَضِىَ لِنَفْسِهِ». در این سه دستور نیز نخست به پیروى بى قید و شرط از پیغمبر اكرم(ص) دعوت مى كند؛ چرا كه آنچه را او فرموده وحى الهى و سبب سعادت دنیا و آخرت و نجات انسان هاست و بعد مى گوید: اگر كسانى با این روش مخالفت كنند، هر چند گروه زیادى از مردم باشند، با آنها مخالفت كن و در پیروى از حقّ تردید به خود راه مده! و آنها را به حال خود واگذار. و در ادامه این نصایح مى فرماید: (فخرفروشى را كنار بگذار، و از مركب تكبّر به زیر آى و به یاد قبرت باش كه گذرگاهت به سوى عالَم آخرت است)؛ «وَ ضَعْ فَخْرَكَ، وَ احْطُطْ(3) كِبْرَكَ، وَ اذْكُرْ قَبْرَكَ». در این سه دستور امام(علیه السلام) نخست به خمیر مایه شرّ و فساد یعنى فخر فروشى و تكبّر اشاره مى كند كه تا انسان آن را كنار نگذارد روى سعادت را نخواهد دید و به همان سرنوشتى گرفتار خواهد شد كه شیطانِ متكبّر و فخرفروش گرفتار آن شد. سپس به یادآورى مرگ و قبر اشاره مى فرماید كه فراموش كردن آن موجب آرزوهای دور و دراز و غرق شدن در زرق و برق دنیاست؛ همان قبرى كه سهمیه ثروتمند و درویش در آن یكسان است و چنان در كنار هم مى خوابند كه گویى همیشه با هم بوده اند. نه درویش بى كفن مى میرد و نه ثروتمند یك كفن دارد بیش می برد. و در ادامه این بحث، سه اندرز دیگر كه هماهنگ با هم است، بیان مى كند و مى فرماید: ([بدان] همان گونه كه جزا مى دهى جزا داده خواهى شد و همان چیز كه زراعت مى كنى درو خواهى كرد و آنچه امروز از پیش مى فرستى فردا بر آن وارد خواهى شد؛ پس براى قدوم خود در سراى دیگر جایى فراهم ساز و براى آن روزت چیزى از پیش بفرست)؛ «كَمَا تَدِینُ تُدَانُ، وَ كَمَا تَزْرَعُ تَحْصُدُ، وَ مَا قَدَّمْتَ الْیَوْمَ تَقْدَمُ عَلَیْهِ غَداً، فَامْهَدْ(4) لِقَدَمِكَ، وَ قَدِّمْ لِیَوْمِكَ». چگونه انسان مى تواند به دیگران ظلم و ستم كند و جزاى نیكى را به بدى بدهد؛ ولى از خداوند انتظار داشته باشد جزاى اعمال بد او را به نیكى بدهد؟ امام(علیه السلام) در پایان این بخش به همان مطلبى كه در آغاز با آن شروع كرد باز مى گردد و مخاطبان خویش را از خواب غفلت بیدار مى كند و به جدّ و جهد وا مى دارد و مى فرماید: (به هوش باش، به هوش باش اى شنونده! و كوشش و تلاش كن اى غافل و [بدان] هیچ كس مانند شخصِ آگاه، تو را از حقایق امور با خبر نمى سازد!) «فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ أَیُّهَا الْمُسْتَمِعُ! وَ الْجِدَّ الْجِدَّ أَیُّهَا الْغَافِلُ! وَ لا یُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِیرٍ». جمله اخیر كه اقتباس از آیه 14 سوره «فاطر» است اشاره به این است كه هیچ كس همچون گوینده این سخنان، نمى تواند حقیقت مرگ و زندگى و امروز و فرداى آدمى و سرنوشت او را در این جهان بیان كند و به گفته یكى از شارحان «نهج البلاغه»، كسى كه در خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) دقت كند، به یقین مى داند هیچ كس با این دقت و ظرافت درباره دنیا و ماهیّت آن و آغاز و انجامش سخن نگفته، سخنى تكان دهنده و بیدارگر.(5) پی نوشت: پی نوشت: (1). «افق» از ماده «افاقه» به معناى به هوش آمدن است. (2). «اُمّی» منسوب به «اُمّ»؛ (یعنى مادر) به معناى درس نخوانده است. گویى به همان حالتى كه از مادر متولّد شده باقى مانده و مكتب استاد را ندیده. بدیهى است درس نخواندن پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) به این معناست كه علوم و دانش هاى آن حضرت همه الهى بود و به وسیله هیچ انسانى تعلیم نیافته بود. به گفته شاعر: نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت *** به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد در تفسیر این واژه دیدگاه هاى دیگرى هست كه شرح آن را در تفسیر نمونه، ج ‏6، ص 395 به بعد مطالعه فرمایید. (3). «احطط» از ماده «حط» (بر وزن خط) به معناى پایین آمدن و پایین آوردن (لازم و متعدى) هر دو آمده است و در خطبه مزبور به معناى دوّم است. (4). «فامهد» از ماده «مهد» (بر وزن عهد) در اصل به معناى گاهواره یا محلى است كه براى كودك آماده مى كنند، سپس به معناى آماده سازى به كار رفته است كه در خطبه یاد شده نیز به همین معناست. (5). گردآوری از: پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)‏، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامیه‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 6، ص 72.