پاسخ اجمالی: امام علی(ع) درباره نزدیک بودن «مرگ» در تشبیهی زیبا می فرماید: «گویا این مسافران به منزل رسیده اند [و پایان عمر را با چشم خود مى بینند]، نزدیك است كسى كه سریع حركت مى كند به منزلگاه [مرگ] برسد، بدان آن كس كه مركبش شب و روز است او را مى برند و در حركت است، هرچند خود را ساكن پندارد و پیوسته قطع مسافت مى كند، گرچه ظاهراً ایستاده است و استراحت مى كند، اهل دنیا همانند سوارانى هستند كه مركبشان را به پیش مى برند و آنها در خوابند، نفس هاى انسان هر بار گامى به سوى سرآمد زندگى است».
پاسخ تفصیلی: امام علی(علیه السلام)، در بخشی از نامه 31 «نهج البلاغه» – که به امام حسن(علیه السلام) نوشته شده – اهل این جهان را به مسافرانى تشبیه كرده كه به سوى سرمنزل مقصود در حركتند مى فرماید: (گویا این مسافران به منزل رسیده اند [و پایان عمر را با چشم خود مى بینند])؛ «كَأَنْ قَدْ وَرَدَتِ الْأَظْعَانُ(1)». سپس مى افزاید: (نزدیك است كسى كه سریع حركت مى كند به منزلگاه [مرگ] برسد)؛ «یُوشِكُ(2) مَنْ أَسْرَعَ أَنْ یَلْحَقَ».
منظور از «مَنْ أَسْرَعَ» همه انسان ها هستند نه گروه خاصى؛ زیرا همه با سرعت به سوى سرمنزل نهایى كه همان پایان زندگى است مى رسند. امام(علیه السلام) تشبیه جالبى درباره مردم جهان مى كند و مى فرماید: (پسرم بدان آن كس كه مركبش شب و روز است او را مى برند و در حركت است، هرچند خود را ساكن پندارد و پیوسته قطع مسافت مى كند، گرچه ظاهراً ایستاده است و استراحت مى كند)؛ «وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّ مَنْ كَانَتْ مَطِیَّتُهُ(3) اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ، فَإِنَّهُ یُسَارُ بِهِ وَ إِنْ كَانَ وَاقِفاً، وَ یَقْطَعُ الْمَسَافَةَ وَ إِنْ كَانَ مُقِیماً وَادِعاً(4)». اشاره به اینكه حركت به سوى پایان عمر حركتى اجبارى است نه اختیارى؛ دست تقدیر پروردگار همه را بر مركب راهوارِ زمان سوار كرده و چه بخواهند یا نخواهند با سرعت آنها را به سوى نقطه پایان مى برد، هرچند غافلان از آن بى خبرند.
تعبیرهاى دیگرى در سایر كلمات امام(علیه السلام) در این زمینه دیده مى شود از جمله مى فرماید: «أَهْلُ الدُّنْیَا كَرَكْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ»(5)؛ (اهل دنیا همانند سوارانى هستند كه مركبشان را به پیش مى برند و آنها در خوابند). در جاى دیگر مى فرماید: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ»(6)؛ (نفس هاى انسان هر بار گامى به سوى سرآمد زندگى است). امیر مؤمنان(علیه السلام) در حدیثى مى فرمایند: «إنّ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ یَعْمَلَانِ فِیكَ فَاعْمَلْ فِیهِما وَ یَأْخُذانِ مِنْكَ فَخُذْ مِنْهُما»(7)؛ (شب و روز در تو اثر مى گذارند [و از عمر تو مى كاهند] تو هم در آنها از خود اثرى بگذار و كارى كن؛ آنها از تو چیزى مى گیرند تو هم چیزى از آنها بگیر).
ابن ابى الحدید در اینجا داستان جالبى از یكى از اساتید خود نقل مى كند مى گوید: «ابوالفرج محمد بن عباد (رحمه الله) از من خواست كه این وصیّت نامه را براى او بخوانم و در آن روز من جوانِ كم سن و سالى بودم آن را از حفظ براى او خواندم هنگامى كه به این بخش از وصیّت نامه رسیدم استادم فریادى كشید و به زمین افتاد؛ در حالى كه كسى بود كه به این زودى تحت تأثیر واقع نمى شد».(8)
در تعبیرات امام(علیه السلام) در این فقرات، انسان ها به مسافرانى تشبیه شده اند كه بر مركبى تندرو سوارند و این مركب آنها را به سوى منزلگاه نهایى پیش مى برد. شكی نیست كه گروهى از این مسافران در ایستگاه هاى وسط راه پیاده مى شوند و گروه دیگرى به راه خود همچنان تا پایان عمر طبیعى ادامه مى دهند و عجب اینكه هیچ كس نمى داند در كدام ایستگاه او را پیاده مى كنند.
دو چیزِ این سفر مسلّم است: بدون اختیار بودن آن و اینكه پایان مقررى دارد. گروهى این سفر را در حال خواب مى پیمایند و عدّه اى بیدارند و بعضى گاه خواب و گاه بیدار؛ آنها كه بیدارند پس از پیاده شدن نعمت ها و بركات فراوانى كه در هر ایستگاه موجود است و به آن نیاز دارند تهیه مى كنند و آنها كه در خوابند و یا موقعیت خود را نمى دانند به مفهوم «اَلنّاسُ نِیامٌ إذا ماتُوا اِنْتَبِهُوا»(9) دست خالى به مقصد مى رسند.
انبیاء و رسولان الهى مأمورانى هستند كه پیوسته در مسیر راه به مسافران هشدار مى دهند و بر خواب آلودگان فریاد مى زنند كه برخیزید و از توقفگاه هاى وسط راه آنچه نیاز دارید برگیرید؛ چرا كه وقتى به مقصد رسیدید در آنجا تهیه وسائل مورد نیاز ابداً امكان ندارد و از آن مهم تر اینكه بازگشت در این مسیر نیز ممكن نیست. گروهى این سخنان را باور مى كنند و از جان و دل مى پذیرند و گروهى انكار مى كنند یا ناباورانه به آن گوش مى دهند و هنگامى كه به مقصد رسیدند به واقعیّت تمام آن سخنان پى مى برند و فریاد واحسرتاه سر مى دهند و نعره «یا لَیْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ»(10) از آنها شنیده مى شود؛ ولى چه سود؟(11)
پی نوشت: پی نوشت: (1). «اَظعان» گاه جمع «ظعینة» به معناى هودج یا تخت روانى است كه به هنگام سفر بر آن سوار مى شدند و فرا رسیدن هودج ها به معناى فرا رسیدن مسافران است. (2). «یُوشَك» از ریشه «وَشْك» بر وزن «اشك» به معناى تند رفتن گرفته شده است، بنابراین مفهومش این است كه به زودى فلان امر تحقق مى یابد (صحیح آن یوشِك با كسر شین است و گاه با فتح شین گفته مى شود). (3). «مَطیّة» از ریشه «مطو» بر وزن «عطف» به معناى جدیت و نجات در سیر است. (4). «وادع» به معناى كسى است كه ساكن و آرام است، از ریشه «وداعة» به معناى سكون و آرامش گرفته شده است. (5). نهج البلاغة، شریف الرضى، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، 1414 قمری، چاپ: اول، ص 479 (حکمت 64). (6). نهج البلاغة، همان، ص 480، (حکمت 74). (7). غرر الحكم و درر الكلم، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: رجائى، سید مهدى، دار الكتاب الإسلامی، قم، 1410 قمری، چاپ: دوم، ص 254، (حکمت 329). (8). شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، أبو حامد عز الدین عبد الحمید بن هبة الله بن محمد بن محمد، محقق / مصحح: محمد ابوالفضل ابراهیم، مكتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، 1404 قمری، چاپ: اول، ج 16، ص 91. (9). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، محقق / مصحح: جمعى از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 قمری، چاپ: دوم، ج 4، ص 43، باب 5 (نفی الرؤیة و تأویل الآیات فیها). (10). سوره انعام، آیه 27. (11). گردآوری از کتاب: پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامیة، تهران، 1386 شمسی، چاپ: اول، ج 9، ص 616.