logo-img
حریم خصوصی و سیاست
1 سال پیش

دلائل عقلى اثبات «معاد»

آیا می توان مسئله «معاد» را با دلیل عقلی اثبات نمود؟


پاسخ اجمالی: علاوه بر دلائل نقلى، دلائل عقلى نیز بر اثبات معاد وجود دارد؛ از جمله «برهان حكمت» که می گوید: اگر زندگى این جهان را بدون جهان دیگر در نظر بگیریم پوچ خواهد بود؛ زیرا چه لزومى دارد كه ما هفتاد سال یا كمتر و بیشتر در این دنیا در میان مشكلات دست و پا زنیم و بعد از بین برویم و نابود شویم. دلیل دیگر «برهان عدالت» است: مسلماً در این دنیا همه مجرمان، همه كیفر خود را و همه پاكان همه پاداش خود را نمی بینند؛ لذا لازم است دادگاه عدلى باشد كه تمام اعمال نیك و بد در آن حساب شود؛ وگرنه عدالت تأمین نمی شود. پاسخ تفصیلی: گذشته از دلائل نقلى فراوانى كه براى اثبات معاد در قرآن مجید آمده است و شامل صدها آیه در این زمینه مى شود دلائل عقلى روشنى نیز بر این امر وجود دارد كه به طور فشرده در اینجا قسمتى از آنها یادآورى مى شود:الف ـ برهان حكمت اگر زندگى این جهان را بدون جهان دیگر در نظر بگیریم پوچ و بى معنى خواهد بود، درست به این مى ماند كه زندگى دوران جنینى را بدون زندگى این دنیا فرض كنیم. اگر قانون خلقت این بود كه تمام جنینها در لحظه تولد خفه مى شدند و مى مردند چقدر دوران جنینى بى مفهوم جلوه مى كرد؟ همچنین اگر زندگى این جهان بریده از جهان دیگر تصور شود این سردرگمى وجود خواهد داشت؛ زیرا چه لزومى دارد كه ما هفتاد سال یا كمتر و بیشتر در این دنیا در میان مشكلات دست و پا زنیم؟ مدتى خام و بى تجربه باشیم «و تا پخته شود خامى، عمر تمام است!». مدتى به دنبال تحصیل علم و دانش باشیم هنگامى كه از نظر معلومات به جائى رسیدیم برف پیرى بر سر ما نشسته! تازه براى چه زندگى مى كنیم؟ خوردن مقدارى غذا و پوشیدن چند دست لباس و خوابیدن و بیدار شدن هاى مكرر و ادامه دادن این برنامه خسته كننده تكرارى را دهها سال؟! آیا به راستى این آسمان گسترده، این زمین پهناور و این همه مقدمات و مؤخّرات و این همه استادان و مربیان و این همه كتابخانه هاى بزرگ و این ریزه كاری هائى كه در آفرینش ما و سایر موجودات به كار رفته، همه براى همان خوردن و نوشیدن و پوشیدن و زندگى مادى است؟ اینجا است كه آنها كه معاد را قبول ندارند، اعتراف به پوچى این زندگى مى كنند و گروهى از آنها اقدام به خودكشى و نجات از این زندگى پوچ و بى معنى را مجاز و مایه افتخار مى شمرند! چگونه ممكن است كسى به خداوند و حكمت بى پایان او ایمان داشته باشد و زندگى این جهان را بى آنكه مقدمه اى براى زندگى جاویدان جهان دیگر باشد قابل توجه بشمرد؟ قرآن مجید مى گوید: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَیْنَا لاتُرْجَعُونَ»(1)؛ (آیا گمان كردید بیهوده آفریده شده اید و به سوى ما باز نمى گردید؟) یعنى اگر بازگشت به سوى خدا نبود زندگى این جهان عبث و بیهوده بود. آرى در صورتى زندگى این دنیا مفهوم و معنى پیدا مى كند و با حكمت خداوندى سازگار مى شود كه این جهان را مزرعه اى براى جهان دیگر «اَلدُّنْیَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ» و گذرگاهى براى آن عالم وسیع «اَلدُّنْیَا قَنْطَرَةٌ» و كلاس تهیه و دانشگاهى براى جهان دیگر و تجارتخانه اى براى آن سرا بدانیم، همانگونه كه امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در كلمات پرمحتوایش فرمود: «این دنیا جایگاه صدق و راستى است براى آنكس كه با آن به راستى رفتار كند و خانه تندرستى است براى آنكس كه از آن چیزى بفهمد و سراى بى نیازى است براى آنكس كه از آن توشه برگیرد و محل اندرز است، براى آنكه از آن اندرز گیرد، مسجد دوستان خدا است، نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى و تجارت خانه اولیاء حق است».(2) كوتاه سخن اینكه مطالعه و بررسى وضع این جهان به خوبى گواهى مى دهد بر اینكه عالم دیگرى پشت سر آن است: «وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشأَةَ الأُولى فَلَوْ لاتَذَكَّرُونَ‏»(3): (شما نشأة اولى و آفرینش خود را در این دنیا دیدید؛ چرا متذكر نمى شوید كه از پى آن جهان دیگرى است؟).ب ـ برهان عدالت دقت در نظام هستى و قوانین آفرینش نشان مى دهد كه همه چیز آن حساب شده است. در سازمان تنِ ما، آنچنان نظام عادلانه اى حكمفرما است كه هر گاه كمترین تغییر و ناموزونى رخ مى دهد سبب بیمارى یا مرگ مى شود، حركات قلب ما، گردش خون ما پرده هاى چشم ما و جزء جزء سلول هاى تن ما مشمول همان نظام دقیق است كه در كل عالم حكومت مى كند: «وَ بِالْعَدْلِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْاَرْضُ»(4)؛ (آسمانها و زمین به وسیله عدالت بر پا است) آیا انسان مى تواند یك وصله ناجور در این عالم پهناور باشد؟! درست است كه خداوند به انسان، آزادىِ اراده و اختیار داده تا او را بیازماید و در سایه آن مسیر تكامل را طى كند؛ ولى اگر انسان از آزادى سوء استفاده كرد، چه مى شود؟ اگر ظالمان و ستمگران، گمراهان و گمراه كنندگان با سوء استفاده از این موهبت الهى به راه خود ادامه دادند عدل خداوند چه اقتضا مى كند؟ درست است كه گروهى از بدكاران در این دنیا مجازات مى شوند و به كیفر اعمال خود ـ یا لااقل قسمتى از آن ـ مى رسند؛ اما مسلماً چنان نیست كه همه مجرمان، همه كیفر خود را ببینند و همه پاكان و نیكان به پاداش اعمال خود در این جهان برسند، آیا ممكن است این دو گروه در كفه عدالت پروردگار یكسان باشند؟ به گفته قرآن مجید: «َفَنَجْعَلُ المُسْلِمِینَ كَالمُجْرِمِینَ مَا لَكمْ كَیْف تَحْكُمُونَ»(5)؛ (آیا كسانى را كه در برابر قانون خدا به حق و عدالت تسلیمند همچون مجرمان قرار دهیم، شما را چه شده؟ چگونه حكم مى كنید؟) و در جاى دیگر مى فرماید: «أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجَّارِ»(6)؛ (آیا ممكن است پرهیزكاران را همچون فاجران قرار دهیم؟). به هر حال در تفاوت داشتن انسانها در اطاعت فرمان حق جاى تردید نیست همان گونه كه عدم كفایت دادگاه «مكافات این جهان» و «محكمه وجدان» و «عكس العمل هاى گناهان» براى برقرارى عدالت نیز به تنهائى كافى به نظر نمى رسد، بنابراین باید قبول كرد كه براى اجراى عدالت الهى لازم است محكمه و دادگاه عدل عامى باشد كه سر سوزن كار نیك و بد در آنجا حساب شود وگرنه اصل عدالت تأمین نخواهد شد. بنابراین باید پذیرفت كه قبول عدل خدا مساوى است با قبول وجود معاد و رستاخیز، قرآن مجید مى گوید: «وَ نَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ»(7)؛ (ما ترازوهاى عدالت را در روز قیامت بر پا مى كنیم) و نیز مى فرماید: «وَ قُضِىَ بَیْنَهُم بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لَایُظلَمُونَ‏»(8)؛ (در روز قیامت در میان آنها به عدالت حكم مى شود و ظلم و ستمى بر آنها نخواهد شد).ج ـ برهان هدفبر خلاف پندار مادیین، در جهان بینى الهى، براى آفرینش انسان هدفى بوده است كه در تعبیرات فلسفى از آن به «تكامل» و در لسان قرآن و حدیث گاهى از آن به «قرب به خدا» و یا «عبادت و بندگى» تعبیر شده است: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْاِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ‏»(9)؛ (من جن و انس را نیافریدم؛ مگر به این منظور كه مرا پرستش كنند [و در سایه عبادت و بندگى كامل شوند و به حریم قرب من راه یابند]). آیا اگر مرگ پایان همه چیز باشد این هدف بزرگ تأمین مى گردد؟ بدون شك پاسخ این سؤال منفى است. باید جهانى بعد از این جهان باشد و خط تكامل انسان در آن ادامه یابد و محصول این مزرعه را در آنجا درو كند و حتى چنانكه در جاى دیگر گفته ایم در جهان دیگر نیز این سیر ادامه یابد تا هدف نهائى تأمین شده باشد. خلاصه اینكه تأمین هدف آفرینش بدون پذیرش معاد ممكن نیست و اگر ارتباط این زندگى را از جهان پس از مرگ قطع كنیم همه چیز شكل معما به خود مى گیرد و پاسخى براى چراها نخواهیم داشت.(10)،(11) پی نوشت: پی نوشت: (1). سوره مؤمنون، آیه 115. (2). نهج البلاغة، شریف الرضى، محمد بن حسین‏، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت‏، قم‏، ‏1414 قمری، چاپ: اول، ص 493، (حکمت 131). (3). سوره واقعه، آیه 62. (4). تفسیر الصافى، فیض كاشانى، ملا محسن، تحقیق: اعلمى، حسین، انتشارات الصدر، تهران، 1415 قمری، چاپ: دوم، ج ‏5، ص 107. (5). سوره قلم، آیه 35 و 36. (6). سوره ص، آیه 28. (7). سوره انبیاء، آیه 47. (8). سوره یونس، آیه 54. (9). سوره ذاریات، آیه 56. (10). تفسیر نمونه، مكارم شیرازى، ناصر، دار الكتب الإسلامیة، تهران، 1374 شمسی، چاپ: اول، ج 18، ص 479. (11). گردآوری از کتاب: یكصد و هشتاد پرسش و پاسخ‏، مكارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: حسینى، سید حسین، دار الكتب الاسلامیة، تهران، ‏1386 شمسی، ‏چاپ: چهارم‏، ‏ص 319.